آیا الکتروشوک تراپی راه مقابله با خودکشی است؟

در سال های اخیر، خودکشی در مناطق کُردنشین و یا مناطق محروم روند رو به رشدی به خود گرفته و مقابله با آن به یک چالش تبدیل شده است.

مسأله مهم در اینجا مقابله با فکر خودکشی است که درمانی برای آن وجود دارد، الکتروشوک درمانی، به عنوان روشی کم هزینه و کم عارضه برای درمان و مقابله با مواردی که علایم حاد خودکشی در آنها وجود دارد از جانب پزشکان توصیه شده است، اما نزدیکان و اطرافیان فردی که فکر خودکشی دارد ممکن است نسبت به این روش مؤثر بی اطلاع باشند، در حالیکه در همین شهرستان سقز شوک درمانی طی چند جلسه انجام می شود. چند و چون الکتروشوک درمانی را با دکتر محمد کاکایی متخصص اعصاب و روان درمیان گذاشته ایم.

 

دکتر محمد کاکایی

این گفتگوی جذاب را در ادامه بخوانید:

 

واکاوی: روش شوک درمانی یا الکتروشوک چگونه و از کجا مطرح شد؟ آیا این موضوع در زمانهایی خاص ممنوع و سپس دوباره مطرح شده است؟

کاکایی: معمولا هر روش درمانی ابتدا نیازمند یک فرضیه علمی است، یعنی بایستی شواهدی پیدا شود که یک روش درمانی به صورت آزمایشی و یا حتی اتفاقی برای درمان یک بیماری مؤثر واقع می شود. روشی که باعث شد ایده شوک شکل بگیرد در بیماران تشنجی و در دهه ۱۹۳۰ شکل گرفت. روانپزشکان و متخصصین مغز و اعصاب متوجه شدند که مریض‌هایی که تشنج دارند – به اصطلاح بیماران صرعی- وهمزمان دروره های سایکوز (توهم {هالوسینیشن} و هذیان {دیلوژن}) داشتند؛ پس از تشنج کردن توهم و هذیان موقتا از بین می رود. توهم یعنی درک یک محرک بدون اینکه وجود خارجی داشته باشد (مثلا فرد یک صدایی می شنود، چیزی را جلو چشمان خود می بیند و یا حتی بو و مزه ای احساس می کند، اما هیچ محرکی در آن محیط وجود ندارد) فرد در این مواقع دچار توهم می شود. هذیان نیز یعنی یک ایده یا فکر غلط  که در مغز فرد ثابت شده و با دلیل و منطق و استدلال نیز اصلاح نمی شود، مثلا فرد اعتقاد دارد که فلان سازمان اطلاعاتی به دنبال وی است، در حالیکه شواهدی برای اثبات این قضیه ندارد، یا وی کنترل فلان چیز را در دست دارد درحالیکه هیچ نوع شاهدی برای آن ندارد. این هذیان است. مجموعه این ها را دوره سایکوز یا روان‌پریشی می گویند.

محققان به مرور متوجه شدند که این افراد وقتی دچار تشنج می شوند توهم و هذیان‌شان از بین می‌رود. پس این ایده شکل گرفت که تشنج مکانیسمی را در مغز فعال می کند که ضد روان‌پریشی است و برای این کار موارد متعددی امتحان شد و تأیید شد که ارتباط خاصی میان تشنج و رفع سایکوز وجود دارد. در نهایت به این نتیجه رسیدند که این‌بار خود به ایجاد تشنج اقدام کنند. از سوی دیگر متوجه این قضیه شدند که افرادی که قند آنها افت می کند دچار تشنج می‌شوند، و این ایده را مطرح کردند که قند بیمار را پایین آورند تا وی دچار تشنج گردد، پس انسولین به فرد تزریق می کردند تا فرد تشنج کرده و روان‌پریشی وی کنترل گردد. این روش تا حدودی نیز مؤثر بود. بعدها متوجه شدند که تزریق انسولین و پایین آوردن میزان قند، عوارض خاص خود را دارد و از آنجا که رویکرد پزشکی بهره بردن از روش های درمانی کم هزینه و کم عوارض است دستگاه الکتروشوک طراحی شد که جریان برق ضعیفی از شقیقه فرد وارد شود و باعث تشنجی خفیف و در نتیجه سبب کنترل روان‌پریشی شود.

به شخصه از سال ۱۳۸۳ که دوره کارورزی‌ام شروع شد، خبری از ممنوعیت این روش نداشته‌ام و شواهدی مبنی بر ممنوعیت آن در دهه های اخیر نیز وجود ندارد. مگر اینکه محدودیت هایی برای برخی افراد مثلا افراد مسن در نظر گرفته شود. هر روش درمانی محدودیت های خاص خود را دارد. اما ممنوعیت مطلق نداشته ایم. اکنون در سقز سال هاست (حدود ۱۵ سال) که این روش بکار برده می شود و من خودم که ۴ سال است در سقز هستم این روش را انجام می دهم.

 

واکاوی: چه زمانی و در چه مرحله ای برای یک بیمار تصمیم به شوک درمانی می گیرید؟

کاکایی: طبق آنچه که سازمان غذا و داروی آمریکا تأیید کرده که مرجع بسیاری از کتاب های روان پزشکی است، شوک‌درمانی برای بیمارانِ مقاوم است، بیمار مقاوم به بیماری گفته می‌شود که فرد دچار چند بیماری است که شوک درمانی برای وی اثر مفید و اثبات شده دارد. اولی همان اختلال روانپریشی مزمن یا اسکیزوفرنی است. یعنی افرادی که به صورت طولانی مدت دچار توهم، هذیان و چند علایم دیگر هستند. مورد دیگر بیماران دو قطبی هستند، یعنی بیمارانی که در یک فاز افسرده و در فازی دیگر دچار حالت شیدایی هستند که یک اختلال خُلقی است و خُلق آنها به طور مرتب تغییر می‌کند. همچنین در افرادی با افسردگی معمولی و تک قطبی مواجه هستند و نیز در افرادی که فکر خودکشی و یا دیگر کشی فعال دارند کاربرد دارد. معمولا فکر خودکشی در زمینه افسردگی و دیگر کشی در زمینه روان پریشی است. مثلا فرد فکر می‌کند چون فلانی دشمن اوست پس باید او را بکشد. معمولا در مواردی از جمله روان‌پریشی و دوقطبی و … قدم اول درمان دارویی است، حال اگر متوجه شویم که دوره درمانی لازم طی شده و دوز داروها در حد معمول بالا رفته، اما با این وجود علایم بیماری فرد کماکان پابرجاست، شوک به عنوان یک روش درمانی کاملا مؤثر در دستور کار قرار می‌گیرد. کتاب مرجع روانپزشی کاپلان و سادوک در این زمینه بر این باور است که الکتروشوک‌درمانی استاندارد طلایی برای رفع افسردگی مقاوم است.

در برخی موارد که فرد فکر خودکشی فعال دارد، ممکن است تا دست بجنبانیم و داروها در فرد اثر کند وی دست به کاری بزند که راه برگشت نداشته باشد، پس ما ممکن است تصمیم بگیریم که در همان قدم‌های اول که فکر خودکشی فرد اذیت کننده است تصمیم به شوک درمانی بگیریم. همچنین یک بیماری دیگر به عنوان حالت کاتاتونیا وجود دارد، کاتاتونیا حالتی است که فرد انگار کامپیوتری است که هنگ کرده است، یعنی صحبت نمی‌کند، غذا نمی‌خورد، ارتباط برقرار نمی‌کند، گوشه گیر بوده و حتی به نظافت شخصی خود رسیدگی نمی‌کند و … که فردی که دچار چنین حالتی است با یک یا دو جلسه شوک درمانی به راحتی به حالت عادی خود بر می گردد.

 

واکاوی: مادامی که فرد حالت روحی و روانی مناسبی ندارد، آیا رضایت وی برای انجام شوک‌درمانی لازم است؟ و یا مانند عمل های جراحی رضایت خانواده و نزدیکان کفایت می کند؟ اگر وضعیت فرد ایجاب می کند که باید مورد شوک‌درمانی قرار گیرد ولی خود یا خانواده راضی به این کار نباشند، در آنصورت تکلیف چیست؟

کاکایی: در علم پزشکی، اگر تهدید جانی آنی برای فرد وجود داشته باشد و تیم پزشکی به این نتیجه برسند که روش درمانی خاصی برای فرد نتیجه بخش است رضایت فرد و خانواده به لحاظ قانونی واجب نیست، اگر ما احساس کنیم که فرد فکر خودکشی دارد و هر لحظه ممکن است دست به کار جبران ناپذیری بزند لزومی به رضایت فرد یا خانواده وی نیست و کافی است از طریق سیستم قضایی این اجازه کسب شود. اما معمولا کار به چنین جاهایی نمی رسد. وقتی به اندازه کافی با بیما ارتباط درمانی برقرار شد و به عنوان یک انسان به وی احترام گذاشته شد و با خانواده وی گفتگو به عمل آمد که فلان روش درمانی کارساز خواهد بود و قدم به قدم آنان را متقاعد به این کار کردیم بعد از این مراحل وارد عمل خواهیم شد. پس ما در مواردی که غیر اورژانسی باشد حتما رضایت طرف را کسب خواهیم کرد، به شرطی که فرد قدرت رضایت دادن آگاهانه داشته باشد (افراد افسرده قدرت رضایت آگاهانه دارند، اما افراد روان پریش معمولا با توجه به اینکه ارتباط‌شان با واقعیت قطع می شود ممکن است چنین قدرتی نداشته باشند، که در این صورت رضایت خانواده کفایت خواهد کرد). اما اگر مورد اورژانسی و تهدید کننده حیات فرد باشد از طریق دستگاه قضا اقدام خواهیم کرد. هرچند در طول دوره کاری ام چنینی موردی برایم پیش نیامده است.

 

واکاوی: اساسا انجام شوک درمانی بسته به دستور و تصمیم پزشک است یا هر فردی می تواند درخواست کند تا پزشک وی را تحت عمل شوک درمانی قرار دهد؟

کاکایی: اولا باید مسجل شود که فرد واقعا بیمار است.  یکی از موارد کاربرد شوک درمانی ترجیح خود بیمار است، یعنی روان پزشک تشخیص داده باشد که فرد واقعا دچار افسردگی است و یا اختلال دوقطبی دارد. در این مرحله ترجیح خود بیمار مهم است، بیمار می گوید من نمی خواهم یک دوره درمان را با دارو سر کنم، بلکه می خواهم یک دوره شوک درمانی طی کنم. اگر منعی وجود نداشته باشد مقدمات این کار (مجوز بیهوشی، عدم وجود بیماری قلبی، نبود توده در مغز و…) انجام و دوره شوک درمانی طی چند جلسه انجام می شود. (۶ الی ۱۲ جلسه و هر هفته دو الی ۳ جلسه) که بعد از آن نیز باید دوره های درمانی دیگر و تحت نظر روانپزشک ادامه داشته باشد.

 

واکاوی: آیا این روش عوارضی دارد که موجب نگرانی برای فرد و اطرافیان وی باشد؟

کاکایی: هر کاری که بیهوشی لازم داشته باشد دارای درصد پایینی از ریسک و خطر است و اساسا کسب رضایت فرد و خانواده وی نیز بر همین اساس است. چرا که ممکن است فرد طی بیهوشی دچار عوارض بیهوشی گردد.  یکی از عوارضی که برای این کار متصورند عوارض بیهوشی است که در ۹۹ درصد افراد عارضه خاصی مشاهده نشده است، مگر اینکه پس از شوک فرد کمی گیج و منگ باشد که آنهم بعد از چند ساعت برطرف خواهد شد. یک عارضه دیگر که تبلیغات منفی زیادی علیه آن شده و به نوعی در آن اغراق شده است و باعث شده که فرد را از آن روش درمانی محروم کند فراموشی است. فراموشی یکی از عوارض شوک‌درمانی است. اما علم و تجربه ثابت کرده است که در اکثریت قریب به اتفاق بیماران، در عرض ۴ الی ۶ هفته نشانه هایی از فراموشی در فرد باقی نمی ماند. در این چهارسال که در سقز بوده ام بیش از ۵۰۰ بیمار را شوک درمانی کرده‌ام. پیگیری‌های بعدی‌ام نشان داده که اکثریت قریب به اتفاق این بیماران به سطح حافظه قبلی خود بازگشته اند و قرار نیست فرد را تیزهوش و یا کند ذهن کند. هرچند من به شخصه تجربه نکرده ام اما برخی منابع اشاره کرده اند که ممکن است فرد پس از گذشت ۶ ماه از شوک درمانی به حالت اولیه خود بازگردد که آنهم یک در هزار است اما در هر صورت بازگشت وی قطعی است. این میزان پایین عوارض قرار نیست روش درمانی ما را زیر سوال ببرد، روش درمانی ما قرار است خودکشی و یا دیگر کشی را درمان کند، قرار است اختلال دو قطبی و پرخاشگری را درمان کند و به این میزان نباید زیر سوال برود. چرا که عوارض جزئی آن در مقابل فوایدش بسیار ناچیز است.

 

واکاوی: روند انجام کار چگونه است؟

کاکایی: در این روش، بیمار نیازمند بیهوشی است، چراکه در حالت هوشیاری ممکن است فرد به دلیل تشنجاتی که به او دست می‌دهد عضلاتش تکانه های شدیدی خورده و منجر به آسیب رساندن به وی شود. پس بعد از اینکه تشخیص داده شد و متوجه شدند که فرد مورد مناسبی برای شوک درمانی است باید توسط متخصص بیهوشی داروهای شل کننده عضلانی به وی تزیریق گردد تا از تکان دادن شدید عضلات جلوگیری شود. همچنین در صورت لزوم، دارویی جهت کنترل ضربان قلب به وی تزریق می‌شود. بعد از انجام عمل شوک ممکن است دقایق طول بکشد تا فرد هوشیاری کامل خود را باز یابد.

 

واکاوی: اما اگر این روش کم عارضه است چرا از همان ابتدا آن را به کار نمی برید؟

کاکایی: در علم پزشکی همیشه ابتدا از روش های در دسترس‌تر، کم هزینه‌تر و کم عارضه‌تر استفاده می شود، با آنکه گفتیم شوک درمانی در مقایسه با اثرات مفیدی که دارد کم عارضه‌است اما قدم اول نیست. درمان دارویی در دسترس‌تر است و روند آن برای بیمار راحت‌تر است و ارزانتر تمام می شود، اما لازمه شوک‌درمانی بستری کردن بیمار در بیمارستان است که بار عاطفی آن برای خانواده منفی خواهد بود. همچنین بیمار برای یک دوره باید دو هفته در بیمارستان بستری باشد و هزینه ای ششصد هزار تا یک میلیون تومانی پرداخت کند و این مبلغ در مراکز خصوص برای یک جلسه یک تا دو میلیون تومان خواهد بود. پس دارو قدم اول است و اگر مؤثر نبود شوک درمانی قدم بعدی است.

 

واکاوی: آیا آماری از تأثیرگذاری این روش بر کاهش افسردگی و یا خودکشی وجود دارد؟

کاکایی: پزشکی که در مطب نشسته است نمی تواند بگوید که این روش چقدر جواب داده است، مگر در نمونه های مورزدی و خاص. یک تیم تحقیقاتی باید بررسی کند که در یک مرکز چه میزان از افرادی که فکر خودکشی داشته اند پس از انجام شوک فکر خودکشی در آنها از بین رفته است، حتی برای استفاده از دارو نیز چنین تحقیقی لازم است. اما مطابق تحقیقات جهانی، شوک درمانی یکی از مؤثرترین روش‌های درمانی بیماری‌های روانی است و این موضوع را سازمان‌های غذا و داروی تمام کشورها تأیید و تجویز کرده اند. اما شرایط انجام جنین تحقیقی هنوز در شهری مانند سقز فراهم نشده است.

 

 

 

واکاوی: آخرین شوک درمانی را کِی انجام دادید؟

کاکایی: معمولا روزهای فرد شوک درمانی انجام می دهم، یعنی امروز که دوشنبه است روز گذشته شوک درمان انجام دادم و فردا نیز که سه شنبه است باز هم انجام می‌شود و این کار در بیمارستان سقز صورت می‌گیرد. امکانی که در سقز فراهم است این است که بیمار را به اتاق عمل می‌بریم و در آنجا بیمار بیهوش و تحت شوک قرار می‌گیرد. در حالیکه در بسیاری از مراکز روانپزشکی  خصوصاً مراکز استان که شلوغ است و تعداد شوک درمانی زیاد است متخصص بیهوشی را به یکی از اتاق های بخش روانپزشکی فراخوانده و در همانجا شوک درمانی انجام می شود، در حالی که در سقز بیمار را به اتاق عمل برده شده، آنجا بیهوش و اگر احتمالا مشکلی در طول بیهوشی بوجود بیاید تمامی امکانات اتاق عمل در اختیار ماست که می تواند کارساز باشد.

 

واکاوی: رده های سنی که به شما مراجعه می کنند رده های سنی خاصی هستند یا تفاوت خاصی ندارد؟

کاکایی: معمولا در کودکان و نوجوانان توصیه نشده که این کار انجام گیرد، مغز در این سن در حال رشد است و داروهای بیهوشی ممکن است مناسب این سنین نباشد. اما در شرایط تهدید کننده حیات ممکن است مجبور به این کار شویم. در افراد مسن نیز به شرطی که منعی برای بیهوشی نداشته باشد از نظر روان پزشکی منعی برای شوک درمانی وجود ندارد.

 

واکاوی: و سخن آخر شما در مورد این روش درمانی؟

کاکایی: در مریضی‌های حوزه روانشناسی و روان‌پزشکی بی اطلاعی سبب می شود تا مدت‌های مدید افرادی که بیماری‌های روانی دارند سرگردان باشند، متأسفانه روان‌پزشکی بار منفی به خود گرفته است و این در حالی است که بیماری‌های روانی جزو شایع ترین بیماری‌های بشر است. مطابق آمار انجمن روان‌پزشکی آمریکا که وزارت بهداشت ایران نیز آن را تأیید کرده است حداقل ۳۰ درصد افراد جامعه در یک مقطع از زندگی دچار یک یا چند نوع از مشکلات روانی می‌شوند که ممکن است شدت و حدت آن متفاوت باشد، مهم این است که به آن درجه از آگاهی دست یابیم که به محض بروز علایم روانی و بدون هیچگونه ترس و دلهره‌ای همانند سایر مشکلات جسمی که برای ما پیش می‌آید به متخصص مراجعه کنیم. بسیاری از افراد مشکلات روانی را به عنوان بیماری قبول ندارند. فرد تا دچار توهم می‌شود عنوان می کنند که جن زده شده و در این راه به روش‌های غیر علمی پناه می‌برند که ممکن است فرد سالها درمان استاندارد دریافت نکند. در تمام دنیا این مشکلات به عنوان بیماری شناخته شده و درمان آن نیز نزد متخصصین موجود است.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

همچنین ببینید

بستن
بستن
بستن