امیدی از پسِ نا امیدیها
به بهانۀ انتصاب رئیس سازمان جهاد کشاورزی استان کردستان

استان کردستان از دیرباز به عنوان یکی از استانهایی که واجد استعداد نسبی برای امور کشاورزی، به معنای عام است، در اذهان شناخته شده است، و کمتر روزی را به شب می رسانیم که مسؤل و یا مسؤلانی در سطح استان بر این استعداد نسبی تأکید نورزیده، و حتی کشاورزی را محور توسعۀ استان نخوانند.
فارغ از درستی ویا نادرستی ایدۀ فوق، آنچه واقعیت دارد توسعه پذیری بخش کشاورزی و سهم آن در اقتصاد استان است، که لازم است با در نظر داشتن سایر دیدگاههای توسعه ای، و سَیرِ تاریخی توسعۀ جهانی، به این خصوصیت بارز استان توجه شود و بخش کشاورزی استان، حداقل به مثابه آرام بخشی برای آلام اشتغال و تولید، تا زمان امکانپذیر شدنِ به کار گیری روشهای مداوای اصلی، مد نظر برنامه ریزان و مجریان قرار بگیرد.

آمار و اطلاعات موجود حاکی از این است که حدود ۲۸ درصد اشتغال استان در بخش کشاورزی متمرکز شده، و از این مهمتر، ۲۹ درصد از سهم اقتصاد استان را بخش کشاورزی تشکیل می دهد. وحتی بیش از ۶۰ درصدِ ساکنان استان و اشتغال آنها، به نوعی متأثر از بخش کشاورزی هستند.
اینکه این واقعیات، سیگنالهای خوبی هستند یا خیر، در بحث فعلی جایی نداشته، و مقال مفصلی را می طلبد، که ممکن است طرح آنها بسیاری از باورهای موجود را زیر سؤال برده، و واکنشهای زیادی را برانگیزاند، و اینجانب نیز عجالتا فرصت لازم را برای طرح منسجم موضوع، و شرکت جدی در مجادلات بعدی آنرا نداشته، و بر همین اساس بنای خود را بر فرضیات فعلی می گذارم.
به هر حال واقعیت همان است که با اعداد و ارقام فوق بیان شدند، و این اعداد و ارقام نیز حکایت از اهمیت این واقعیت را در وضع فعلی استان دارند، و بر همین اساس توجه جدی به برنامه ریزان و تأمین امکانات برای این بخش، و استفاده از توانائیهای نیروهای بومی در آن، از  اهم امور است.
این دلایل و دلایل دیگری که نیاز به طرح آنها نیست، باعث اهمیت جایگاه سازمان جهاد کشاورزی در سطح استان شده، و هر گونه توجه مثبت و بارز به این جایگاه می تواند نشانه ای از توجه ویژۀ مجموعۀ حاکمیت به استان کردستان باشد. ویکی از این نشانه ها در انتصاب رئیس جدید سازمان جهاد کشاورزی استان، از میان نیروهای متعهد و مجربِ بومی و اهل سنت استان به وضوح خود نمایی کرده، و نقطه عطفی در تاریخ رؤسای سازمان مذکور محسوب می گردد.
البته قبل از هر بحث دیگری لازم است که بر این نکته تاکید کنم که حداقل دو رئیس سازمان قبلی نیز از نیروهای بومی بوده، و به رغم اینکه از برادران اهل تشییع بوده اند، اما هیچگاه در سیاستها و عملکرد آنها بویی از دخیل کردنِ مباحث مذهبی در تصمیم گیریهایشان به مشام نرسید، و این مطلب را بعنوان کسی می گویم که سالها در پستهای بالا و میانی سازمانی، در سطح استان و شهرستان با آنها همکاری کرده، و دوستی و مراوده داشته ایم. و شهادت می دهم که هر دوی آنها تمامی تلاش خود را برای انتصاب نیروی اهل سنت به عنوان رئیس سازمان جهاد کشاورزی به کار گرفتند، که شکر خدا نتیجۀ مطلوب نیز عاید شد.
اما آنچه مهم است نمادین بودن حرکت است که پس از نا امیدیهایی که مردم به رغم وعده های انتخاباتی در پی عدم انتخاب نیروهای کرد و اهل سنت در کابینه و دیگر رده های بالای مدیریتی احساس می کردند، انتصاب یک فرد موجه از میان اهل سنت برای ریاست سازمانِ پر اهمیتِ جهاد کشاورزی، شاید بتواند حامل این پیام باشد که هنوز امیدها به طور مطلق از میان نرفته، و مردم به ادامۀ مشارکتِ مؤثر و دموکراتیک برای رسیدن به تغییرات مطلوبِ خود امیدوار باقی بمانند.
محمد نافع علایی نیا

telegram

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *