دود از کنده بلند می شود

برای تفریح هم که شده باید سری به کافه پر رمز و راز ماردین زد، کافه ای متفاوت که در خیابان فخر رازی (چم ولی خان) و پایین تر از پل مشیر قرار دارد. روزهای دوشنبه این تفاوت بیشتر از همیشه به چشم می خورد، قلیان عرضه نمی شود و مشتریان باید ورودی دو هزار تومانی بپردازند. فروشنده هایی که از سقز تا کرمانشاه و تبریز و زنجان و تهران و حتی ترکیه، عراق، هند و پاکستان و … آمده اند، تا بساطشان را روی سکوها و میزهای این سفره خانه پهن کنند نیز باید اجاره ی قلمرو تحت تصرف خود را پرداخت نمایند. بر خلاف بازارهای دیگر این جا قدمت و کهنگی اجناس حرف اول را در تعیین قیمت می زند.

در این روز به محض ورود متوجه خواهید شد که به دنیایی متفاوت از آنچه که فکرش را می کردید وارد شده اید. چندی نمی گذرد که بازار گرم می شود و مبالغ میلیونی زیر سقف این بازار کوچک که اغلب مشتریانش کلکسیونرها هستند، رد و بدل می شوند. کافه مملو از جماعتی می شود که تاریخ را با خود به این زیر زمین آورده و به نمایش می گذارند.

از سماورهای ۱ تا ۵ میلیونی زغالی ساخت روسیه، تسبیح های کهربایی ۵۰ میلیونی، انگشترهایی که طبق گفته فروشندگان خاصیت درمانی دارند تا چاقوهای زنجانی که ارزششان را مدیون دسته هایشان هستند در بازار یافت می شود. سنگ هایی به اندازه ی یک بند انگشت که ۱۵۰ هزار قیمت دارند و به گفته ی فروشنده علاوه بر زیبایی علاج چربی و فشار خون هستند، هم از اجناسی است که قرار است پس از سفری طولانی از سلیمانیه در خانه ی خریدارن ماوایی جدید گزینند.جهت حفظ امنیت و نظارت بر امور ۲۲ دوربین به صورت همزمان اوضاع را در کنترل گرفته اند تا مبادا دستی بر گوشه ای از تاریخ در این زیرزمین دراز شود.

با یکی از فروشندگان همصحبت می شوم، اهل تهران است از فضای کافه خوشش آمده. می گوید فروش کمتر شده اما رنج راه را به جان می خرد و نمی خواهد این فضا را از دست بدهد، برای همین بیشتر از ۸ سال است که به این کافه رفت و آمد دارد.

یکی دیگر از افراد که بساطش را پهن کرده، همزمان که با من صحبت می کند پاسخگوی مشتریان نیز هست. از جنس، تاریخ و قیمت بدلیجات برای ما می گوید. اضافه می کند: با اینکه اینجا شلوغ جلوه می کند اما جمعه بازار بوکان شلوغ تر و بزرگتر است. به این ترتیب دور تا دور و وسط کافه را عتیقه و بدلیجات و … گرفته است و خریدار و فروشنده غرق در بحث و مذاکره بر سر اجناس هستند…

مدیر کافه ماردین نیز گویا از این شلوغی واقعا خوشحال است. بهروز ریشه صاحب که ۲۴ سال سابقه کافه داری دارد می گوید: در جاهای مختلفی از شهر کافه داشته ام، اما از روزی که پسرم ماردین در سال ۸۱ متولد شد اسم کافه را ماردین گذاشتم و اکنون ۸ سال است که اینجا ساکن هستم.

وی ایده بنیان گذاری این بازار را اینگونه تشریح کرد: هر شهری برای خود بازاری دارد و در روزهای مختلفی این دسته از بازارها برپا می شود، جمعه بازار بوکان، پنجشنبه بازار سنندج و… من خود نیز چون علاقمند به این نوع بازارها بودم دوشنبه بازار را در کافه ماردین بنا گذاشتم که ابتدا بسیار کوچکتر از این فضا بود، اما با مستقر شدن در اینجا و تبلیغاتی که برای بازار داشتیم اکنون شاهدیم که نه تنها از سقز، بلکه از شهرهای دور و نزدیک و حتی کشورهای همسایه همچون عراق، ترکیه، هند، پاکستان و … به این بازار می آیند و ما بالغ بر دو هزار عکس آرشیوی از مسافران و بازاریان در اختیار داریم.

ریشه صاحب در ارتباط با اهمیت بازار و اشیایی که بازاریان با خود می آورند نیز می گوید: جهت تأمین امنیت مراجعین و اشیایی که به همراه دارند ۲۲ دوربین در جای جای این کافه قرار داده ایم تا ناظر بر احوال و اوضاع بوده به گونه ای که با چهل روز ذخیره سازی اگر فردی پس از مدتی ادعایی مبنی بر گم شدن اجناسش داشته باشد می توانیم با بازبینی دوربین ها ادعای وی را برسی کنیم، هرچند باید تأکید کرد که فضایی که در ایجاد شده سرشار از همدلی است و تاکنون مورد خاصی روی نداده است.

این کافه دار در مورد مشکلات نیز می گوید: به دلیلی شلوغی مسیر چم ولی خان امکان پارکینگ مناسب برای مراجعین فراهم نیست و به همین دلیل تصمیم بر جابجایی گرفته ام و در آینده به مکانی بهتر و مناسبتر (بلوار دانشجو) که این مشکلات را نداشته باشد نقل مکان خواهم کرد.

 

وی در آخر از بی توجهی مسئولین به این قبیل بازارها انتقاد کرد و گفت: مسئولین نه تنها امکان رشد و گسترش بازار را فراهم نمی کنند بلکه ممکن است ممانعت هایی نیز ایجاد کند، این درحالی است که در شهرهایی همچون مشهد و یا زنجان از این ظرفیت ها به بهترین شکل استفاده شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

بستن
بستن