سقز و تحولات سیاسی در یک سال گذشته

زاهد شریف پور| خبرنگار و فعال اجتماعی

برای بررسی اوضاع سیاسی و اجتماعی در یک بازه زمانی خاص می توان پارامترهای متفاوتی را در نظر گرفت. اما یک پارامتر سیاسی آنهم از نوع انتخاباتی بیشتر می تواند به کار آید چرا که حول و یا متعاقب آن تغییرات گسترده ای می تواند صورت گیرد. گفتمان انتخاب کردن و انتخاب شدن به عنوان یک امکان ساختاری برای مشارکت و رقابت قانونی در جامعه میان نیروها و گروههای سیاسی جهت نیل به قدرت بیش از پیش گسترش یافته است اما تا چه حد خواسته ها و مطالبات تحقق یافته است خود دفتری دیگر می طلبد.  در این نوشتار نگاه کوتاهی خواهیم داشت به دو انتخابات شوراهای اسلامی شهر و ریاست جمهوری در سقز.

در انتخابات پنجم شورای شهر افراد زیادی بنا به حق انتخاب کردن و انتخاب شدن اقدام به ثبت نام در فرآیند انتخابات کردند. بیش از  ۱۲۰  نفر برای نشستن بر هفت کرسی شورای اسلامی شهر وارد عرصه تبلیغات شدند که این تعداد کاندیدا در نوع خود جالب توجه بود و هیأت نظارت نیز بیش از ۹۰ درصد آنان را تأیید صلاحیت کرد. به اینصورت رقابتی سخت میان انبوه کاندیداها شروع شد. با توجه به سابقه تعدادی از این افراد در شورای چهارم و اختلافاتی که نه تنها در شورا که در محافل خصوصی و عمومی شهر نیز علنی شده بود این رقابت را برای تعدادی از آنان حیثیتی کرده بود. در نهایت مهم رأی و نظر مردم بود که هفت نفر از میان آنان توانستند به ساختمان کوثر راه یابند، در جریان این انتخابات ائتلاف مشهور هفت نفره ای که شکل گرفت فارغ از نحوه شکل گیری و اساس و مبنای آن، در نوع خود اقدامی مبارک بود اما با روشن شدن نتایج انتخابات، این گروه و در رأس آن کسانی که فکر می کردند شاید در بر همان پاشنه قبلی می چرخد و کمافی السابق در میان مردم جایگاه، پایگاه و رأی مشخصی دارند متوجه شدند که مردم یا به واسطه آگاهی هایی که کسب کرده اند و یا رأی دادن بر مبنای مسایل دوستی، خانواده ای، قبیله ای و… ممکن است تصمیمی دیگر بگیرند. نکته دیگر در مورد انتخابات شورای شهر این بود که حضور زنان نسبت به گذشته چشمگیرتر بود و این در نتایج نیز ملموس بود، برای اولین بار دو نفر از هفت نفر شورای شهر سقز را زنان تشکیل دادند، لازم است این افراد از این فرصت نهایت استفاده را برده و این پیام را به جامعه منتقل  کنند که زنان نیز می توانند در عرصه مدیریت همانند مردان حضور یابند و به موفقیت دست پیدا کنند و از سوی دیگر این حق زنان جامعه است که نماینده و نماد خویش را در میان منتخبین شورای شهر ببینند.

موضع اصلاح طلبان و در رأس آنان شورای هماهنگی در این میان نیز مهم بود. اصلاح طلبان سقز که در سال ۹۴ نتوانستند به اجماع لازم بر یک گزینه جهت ورود به مجلس برسند در انتخابات شورای شهر نیز نتوانستند به این مهم بپردازند. در رأس آنان شورای هماهنگی اصلاحات شهرستان با صدور بیانیه ای انتخاب را بر عهده مردم گذاشت، شاید هرکدام از آنان به صورت جداگانه از کاندیداهایی حمایت کرده باشند اما هرنوع حمایت از کاندیدای خاصی از جانب مجموعه جریان اصلاح طلب را منتفی دانستند. شاید دلیل اصلی آن همزمانی دو انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر بود چرا که برای اصلاح طلبان انتخابات در سطح کلان و ملی بیشتر مورد توجه بود..

در جریان انتخابات ریاست جمهوری و علی رغم اختلافات داخلی که میان اصلاح طلبان وجود داشت با کنارگذاشتن مقطعی آن برای رسیدن به یک هدف مشترک، متفق القول برای انتخاب مجدد حسن روحانی تلاش کردند. امید واژه ای بود که اصلاح طلبان در پی تکرار آن پیشقدم شدند و این بار هم همچون سال نود و دو توانستند در مقابل جناح رقیب پیروز شوند و به عنوان استانی که از دو شاخصه اقلیت قومی و مذهبی برخوردار است بیشترین درصد آرا را به نفع کاندیدای مورد حمایت اصلاحات به صندوق ریختند . جناح اصولگرا نیز این بار آشکاراتر از گذشته و با اعلام موجودیت شاخه جمنا در سقز به تبلیغ برای کاندیدای مورد حمایت خود پرداختند که امری بسیار مبارک بود چرا که در سایه وجود افکار مختلف، تفاوت ها آشکارتر شده و انتخاب ها بهتر صورت خواهد گرفت.

مهم تر از انتخابات، نتایج و برآیند آرای مردم بود، ولی آنگونه که پیداست، شعار مردم به تغییر کماکان بی پاسخ مانده است. بر اساس نظریه فایده باوری صحیح ترین رفتار اخلاقی آن است که بیش ترین و بالاترین فایده ممکن را برای جامعه و مردم به بار آورد، مردم این منطقه با وجود شرکت گسترده در انتخابات نشان داده اند که برای پیگیری مطالبات چندین ساله خود از هر فرصت مسالمت آمیزی خصوصا صندوق رأی به عنوان بهترین ابزار بهره جسته اند و حتی در جریان اعتراضات دیماه کمتر شاهد این امر در این مناطق بودیم و این نشان از رویه مسالمت آمیزی است که این مردم در پیش گرفته اند اما کمترین فایده و بهره را از این رفتار خود برده اند، به طور کلی استعدادها و ظرفیت های فکری و منطقه ای نادیده گرفته شده و در این زمینه علاوه بر کم کاری های دولت، مدیران استانی نیز کمتر به این خواسته ها توجه کرده و بیشتر به منافع و صندلی های خود توجه داشته اند. این افراد در طول این مدت نشان دادند که نتوانسته اند آنگونه که شایسته است نمایندگان خوبی جهت پیگیر مطالبات مردم منطقه باشند. ضعف‌های تاکتیکی و تشکیلاتی و تنزل سطح مطالبات نیروهای اصلاح‌طلب بادهای سردی را به وزیدن انداخته که بدون پرهیز از زیاده‌ خواهی های مرسوم نمی‌توان از زمستان سختی که در پیش گرفته اند عبور کنند.

نمونه های همدلی در عرصه های سیاسی و اجتماعی در سال ۹۶ از سوی مردم به خوبی به نمایش درآمد، دو انتخابات مذکور در عرصه سیاسی و نیز کمک مردم به مناطق زلزله زده در عرصه اجتماعی علی رغم تنگناهایی که خود این مردم در آن قرار دارند نمونه های بارز این همدلی و همراهی است، قطعا اگر مطالبات آنان به نحو درخور و مناسبی پاسخ داده نشود عواقب سختی برای همگان به دنبال خواهد داشت.

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

همچنین ببینید

بستن
بستن
بستن