صف نوعی عدالت در یک جامعه بی عدالت است

صف یعنی کمبود امکانات و محصولات، صف یعنی رقابت برای گرفتن یا رفتن. صف نوعی ترس از کمبود است. به صف شدن مردم، یعنی قرار گرفتن در یک قاعده، یعنی برابر کردن زمان مردم حتی اگر همۀ زمان طولانی را به بطالت بگذرانند.

صف نوعی توقف زمان است، نوعی دستکاری در زمان است و هر چقدر افراد بیشتری در یک کشور در صف باشند یعنی زمان برای آن کشور فاقد اهمیت است. این در حالی است که ما تاکنون صف را با نظم و عدالت درک کرده ایم، مردم می گویند کسی که صف را رعایت نکند آدمی سنتی و سطح پایین است و اگر صف را رعایت کند گویی فردی منظم و مدرن است. این در سطح کلان به این معنا است کشوری که مردم برای امور زندگی در صف هستند مردمی منظم تر و توسعه یافته تری هستند. ولی اگر به وضعیت امروزی ما نگاه کنید ما بیش از سایر کشورها در صف هستیم، یاد گرفته ایم برای همه چیز در صف بأیستیم، یعنی علاقمند به صف شده ایم بدون آنکه مردم منظم و کشور توسعه یافته ای باشیم.

در این صورت صف نوعی بی نظمی در سطح کلان (کشوری) و نوعی نظم در سطح خُرد (فرد) است. صف نوعی عدالت در یک جامعه بی عدالت است، صف هم نشان جامعه سنتی است و هم نشان از مدرن، به عبارتی بهتر نشان از جامعۀ مدرن بدقواره است. صف علاوه بر آنکه زمان را در دست قرار می دهد هدفی دروغین برای شما می سازد که شما به خاطر آن زمان را خفه می کنید، مثلاً خریدن گوشت که تاکنون یک امر پیش پا افتاده بود، دست یابی به آن به مثابه نوعی پیروزی و زرنگی قلمداد می شود، زیرا اگر در صف نأیستید شما بدون گوشت خواهید ماند.

همچنین با وجود آنکه هدف دروغینی برای شما می سازد این هدف امکانی است و قطعی نیست و تنها به شما نوعی امکان می دهد، ممکن است شما در صف گوشت بأیستید ولی گوشتی به شما نرسد. در این مواقع بین زمان و هدف (گوشت) تنازع رخ خواهد داد. صف در ایران مدرن تاریخ پرفراز و نشیبی را طی کرده است، در دوران جنگ تحمیلی این صف به اوج خود رسید و بعد از آن با اینکه صف ضعیف شد اما هر برنامه و سیاستی که اتخاذ شده مردم به صف شده اند. از ثبت نام یارانه ها، سوار تاکسی، ثبت نام کارت ملی، تعویض پلاک و … طی یکسال اخیر صف ها زیاد و طولانی شده اند چنانچه در طول روز شهری مانند بوکان و سقز بگردید به کرات صف هایی را می بینید که صف گوشت، برنج، روغن و … است.

صف در کشور ما نوعی نابرابری طبقاتی است گویی کسانی که در صف نیستند مرفه تر هستند. گویی کسانی که در صف نیستند رفتار و اعمال آنان به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم دیگران را به صف وادار می کند. در این صورت صف نوعی نمایش طبقاتی می شود و منزلت پایینی به همراه دارد ولی به نوعی فراغت طبقه پایین جامعه مبدل می شود و نبودن در صف نوعی کالای لوکس طبقۀ مرفه می شود.

دولت باید متوجه شود که صفوف های گوشت و برنج و … جای صف های انتخابات و رأی ملت را می گیرد. ما واقف هستیم که دولت در پی تنزل قیمت هاست، اما در واقع با چنین برنامه هایی نه تنها قیمت ها کاهش نمی یابد و نه تنها صف های گوشت، مردم را فربه و چاق نمی کند بلکه انرژی را از مردم می گیرد، انرژی که موتور محرکه جامعه است. بازنگری در سیاست توزیع، لازم و ضروری است.

یک نظر

  1. این هم نوعی سیاست دولت است برای سرگرم کردن مردم و تلف شدن وقت و عمرشان در صف های مختلف از قبیل گوشت، مرغ و غیره … و همچنین ارزان و مناسب جلوه دادن اجناس و اقلام، در صورتی که مردم به دوبرابره قیمت واقعیش خریداری میکنند، و نوعی سوق دادن مردم به سمت فقر و بدبختی و جیره خواری.
    سپاس از واکاوی که مطالب تحلیلی خوبی میگذارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

بستن
بستن