غنا در نوشتار و غنی در شخصیت

یادداشتی در وصف مرحوم ماموستا جلال شافعی کورد

✍️کامل گلباغی

روحانی جلیل القدر ماموستا ملا جلال شافعی کورد، نامش جلال، فرزند ملا صالح، فرزند عبدا..، فرزند یوسف ابن خدا کرم فرزند جمشیر در سال ۱۳۱۲ ه.ش در روستای “چوملو” واقع در بخش زیویه شهرستان سقز به دنیا آمد.

وی نزد پدرش ملا صالح و بعدها ملا هادی افخم زاده و ملا محمود مفتی و ملا باقربالک و جمعی از برجستگان آن روزگار تلمذ می کند و درسال ۱۳۴۷هجری ضمن شرکت درآزمون به استخدام اوقاف در می آید و درسال۱۳۶۱ه.ش بازنشسته می شود.

وی دارای آثار قلمی ماندگاری است که جغرافیای تاریخی کوردستان که درسال ۱۳۷۸ ه.ش توسط انتشارات “ن والقلم” تهران در۱۰۲۰صفحه درتیراژ ۳۰۰ جلد به چاپ رسیده و دارای اطلاعات ذی قیمتی است یکی از این آثار و همچنین زندگینامه امام شافعی(رض) توسط انتشارات کردستان به چاپ رسیده است.

این انسان وارسته خطیبی توانا و مدرسی فرزانه بود که توصیف وی، در این یادداشت کوتاه نمی گنجد.در این مطلب، نمونه ای از اشعار این فقید وارسته را می آورم. ماموستا جلال در سال۱۳۴۲هجری شمسی به خاطر طرفداری از اصلاحات ارضی و ارباب و رعیتی و تهمت بدخواهان در سنندج به زندان می افتد و با نامه خطاب به شیخ معتصم حسامی وضعیت خود را شرح می دهد و وی نیز وساطت کرده و نجاتش می دهد که برخی از ابیات مضمون نامه به شرح زیر است:

جه نابی شیخی عه زیز و به دین/روله ی شیرینی شیخ حیسام الدین

من که شافعیم جه لالم ناوە/ مه لای ئیرانشام له رووی قه زاوه

وام له زیندانا بی تاوان وسووچ/ به چه ن تومه تی بی اساس و پووچ

وابزانم به‏دکار تومه تیان داوه/ وه عز به قورئان ئیخلالی ناوه

حق ویژی نابی بکری له خاکه/ هه رچه ند شافیعی ده ی لیش و بی باکه

از دستنوشتەهای مرحوم ماموستا شافعی

حه ق ویژه و یه قین هه ر حه قیش ده لی/ با هه زار شه یتان بلی تو مه لی

زانایان ئه ورو، بی ده رس و یاران/به لام خوین مژان به که لک و کاران

هه رکه س حه ق ویژ بی، جیگه ی زیندانه/به شی بی به شی و لومه و لیدانه

به لام با به دکار، زور چاک بزانی/ به م چه ند دیره دا، ورد ورد بروانی

چرای روشنی واعیزانی ری/ زانایانی روون له شارو له دی

به پفی نه زان ناکوژیته وە/ به حه په ی زوردار نابریته وه

خودا په رستی و ئیسلاح پیشه مه/ئیمان و راستی و بروا ریشه مه

هه میشه ناوم به باش براوە/کراسی بەرم به حه ق دراوه

هه ر وه ک تیشکی خور ده وای ده ردانه/سروه ی به یانی فینکی دلانه

به لام لای نه خوش، دیاره ناخوشه/بو چاویشه دار به ده ردو و ئیشه

و ئیللا من و به دگویی و فه ساد/ من و خراپه یا خوا، خوا نه کات

جا  وا  ئه نووسم حالی خوم بو لات/ئیدی توش خوتوو ویژدان و خودات

قه ده م ره نجه که ی بچیته سازمان/ته بره ئه م فه رمووی له درو و بوختان

ده نا زیندانی و لیدان قه زایه/ کوردی به باور، پیی وایه بایه

ده سبه ندی پولا،  ته سبیحی شیره/ جه زربه و ئیعدام، بو به به رخی نیره

شافعی نه مر له نیو زیندانه/ بوتی ده نیری ئه م چه ن شیعرانه( ۲۸/۱/۴۲)

از دستنوشتەهای مرحوم ماموستا شافعی

مرحوم ملا جلال در نوشتن نثر مسجع هم در دستی بر آتش داشت و نثر مسجع را بسیار خوب می نوشت. وی این نثر را برای نیات پاک درونی خویش برگزیده بود که مقدمه کتابش، گویای این موضوع است و در حقیت آثار این رادمرد، بسیارغنی و پرمحتواست.

متاسفانه این ستاره درخشان در این برهه از زمان، کوله بارش را بست و به سوی یار شتافت و آنچنان که گفته اند باید به حق نوشت:«موت العالِم موت العالَم» و حقیقتاً از دست دادن چنین شخصیت هایی، لطمه بزرگ و ثلمه بس عمیق برای مسلمان خواهد بود.

ماموستا ملا جلال شافعی کورد ۲۵ اسفندماه ۱۳۹۸ در شهر سقز دعوت حق را لبیک گفت و به ملکوت اعلی پیوست. روحش شاد ویادش گرامی.

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

بستن
بستن