ویژگی‌های شخصیتی و نحوه مقابله با کرونا

✍مهدی زمستانی (دانشیار روانشناسی دانشگاه کردستان)

با توجه به نقش ویژگی‌های شخصیتی افراد در درک و میزان شدت رویدادهای استرس زا، می‌توان انتظار داشت که برخی افراد در شرایط کنونی، تنش و آسیب روانی بیشتری را تجربه کنند. در واقع، به نظر می رسد در چنین شرایطی، برخی افراد از نظر عوامل شخصیتی بیشتر مستعد تجربه تنش روانی باشند. شخصیت مجموعه‌ای از الگوهای نسبتأ پایدار افکار، احساسات، هیجانات، رفتارها و واکنش‌ها است که از دوران کودکی در ما شکل می‌گیرد و تاثیرات آن بر تمام جنبه‌های زندگی سایه می‌افکند. صفات یا رگه های شخصیتی هر فرد (traits) منحصر به خود اوست و سبک خاص هر فرد در ارتباط با دنیای درونی و نحوه تعامل او با محیط پیرامونی را نشان می‌دهند. اگرچه هنوز در مورد ساختار بنیادی صفات شخصیتی اختلاف نظراتی وجود دارد، اما در حال حاضر اکثر متخصصان حوزه شخصیت، مدل پنج عاملی شخصیت را پذیرفته اند. این مدل یکی از جامع ترین و پرکاربردترین مدل‌های شخصیتی محسوب می‌شود. بر اساس این مدل، شخصیت از پنج بعد اصلی تشکیل شده ‌است که عبارتند از:

🔸روان رنجورخویی (Neuroticism): یعنی تمایل به تجربه دامنه گسترده ای از هیجانات منفی مانند اضطراب، افسردگی، نگرانی، تنیدگی، عصبی بودن، خشم.

🔸برون گرایی (Extraversion): یعنی تمایل به معاشرت و تعاملات اجتماعی، خونگرمی، خوشرویی، فعال و پرشور بودن.

🔸تجربه پذیری (Openness): یعنی تمایل به تخیل، خلاقیت، حساسیت هنری، تنوع، انعطاف‎پذیری.

🔸توافق پذیری (Agreeableness): یعنی تمایل به سازگاری، همکاری، مطیع بودن، دل‌رحمی، خوشایندی، مهربانی.

🔸وظیفه شناسی (Conscientiousness): یعنی تمایل به نظم، کنترل‌گری، پیشرفت گرایی، سخت‌کوشی، پافشاری و مداومت در انجام کارها، پیروی از قوانین و اصول اخلاقی. یکی از مفروضات مهم و پایه ای مدل پنج عاملی این است که هر کدام از این پنج شاخص، یک طیف را مشخص می‌کنند و هر کس روی نقطه ای از این طیف قرار می‌گیرد. یعنی بر خلاف مدل‌های مبتنی بر نظریه دایکوتومی یا دوقطبی، که افراد را یا درون گرا در نظر می‌گیرند یا برون گرا؛ مدل پنج عاملی شخصیت بر این باور است که درون گرایی-برون گرایی یک شاخص طیفی است که هر شخص روی یک نقطه این طیف قرار می‌گیرد. شواهد پژوهشی نشان می‌دهند افرادی که به ویژه در بعد روان رنجورخویی نمرات بالایی کسب می‌کنند، نسبت به رویدادهای استرس‌زا آسیب پذیرتر هستند. این افراد تحت شرایط استرس زا، مستعد ابتلا به دسته ای از اختلالات روانپزشکی از جمله اختلالات اضطرابی و افسردگی هستند. در شرایط عادی این افراد اضطراب خفیف و زیرآستانه ای را تجربه می‌کنند که ممکن است در عملکردهای عادی و زندگی روزمره آنها تداخل زیادی ایجاد نکند. ولی تحت شرایط استرس زا، این افراد به طور ناخواسته تمایل به بیش برآورد وقوع خطر دارند و انتظار وقوع بدترین‌ها را نیز پیش بینی می‌کنند. احساس ترس و بیم در مورد عدم قطعیت از دیگر ویژگی های این افراد است که در حالات شدید با اضطراب و نگرانی بیش از حد خود را نشان می‌دهد. پیامد چنین حالاتی، ایجاد طیف گسترده ای از علایم ناخوشایند روان‌شناختی است از جمله: اختلال خواب (اشکال در به خواب رفتن یا تداوم خواب توأم با بی قراری و عدم رضایت از کیفیت خواب)، احساس خستگی مفرط، بی قراری یا احساس برانگیختگی، گوش به زنگی، تحریک پذیری، اشکال در تمرکز، تنیدگی عضلانی، عصبی بودن و پرخاشگری. فردی که به لحاظ روان‌شناختی مستعد روان‌رنجوخویی و تجربه هیجانات منفی است، چنانچه در شرایط بروز بحران و وضعیت فشار و تنش، توانایی مدیریت صحیح بحران را نداشته باشد و نتواند از بین راه حل‌ها و واکنش‌های احتمالی نسبت به وضعیت پیش آمده، مناسب ترین و اثربخش ترین شیوه را برگزیند، تنش و فشارروانی بر او چیره شده و با ایجاد تغییرات روانی-جسمانی، باعث در هم شکستن ساختار روانی وی می‌گردد.

سبک‌های مقابله ای، مجموعه ای از راهبردهای شناختی و رفتاری هستند که نقش سپر دفاعی را در ساختار روانی ایفا کرده و افراد برای جلوگیری، مدیریت و کاهش تنش روانی آنها را به کار می برند. شواهد علمی نشان می‌دهد که شیوه های مقابله با استرس و نوع پاسخ به آن، مهم تر از ماهیت خود استرس است.

🔸سه شیوه اصلی مقابله با استرس عبارتند از: سبک مقابله ای مسئله مدار، هیجان مدار، و اجتنابی. ۱- سبک مسئله مدار راهبردهایی را در بر می‌گیرد که در آنها فرد به جستجوی اطلاعات بیشتر درباره مسئله، تغییر ساختار مسئله از نظر شناختی، محاسبه و الویت دادن به حل مسئله می پردازد. ۲- در مقابل، سبک هیجان مدار شیوه هایی را در بر می‌گیرد که در آن فرد به جای پرداختن به مسئله، بر خود مسئله متمرکز می‌شود و تلاش خود را متوجه کاهش احساسات ناخوشایند خویش می نماید. واکنش های مقابله ای هیجان مدار شامل عصبی و ناراحت شدن، واکنش های هیجانی، گریه کردن، عیب جویی و اشتغال ذهنی با موضوع است. ۳- سومین شیوه مقابله با استرس، راهبردهایی را شامل می‌شود که بیشتر از نوع اجتناب و گریز از موقعیت هستند. این شیوه مقابله ای میتواند به صورت سرکوب افکار آزاردهنده پیرامون موضوع باشد و یا اجتناب رفتاری از موقعیتهای آزاردهنده باشد. نحوه برخورد ما با اوضاع و شرایط گوناگون زندگی بخش مهمی از شخصیت‌مان را تشکیل می‌دهند. افرادی که مستعد آسیب های روان‌شناختی هستند، در شرایط بحرانی گرایش به استفاده از سبک های مقابله ای ناکارآمد دارند. به طور کلی، هرچه فرد در مواجهه با استرس، سبک های مقابله ای سازگارانه و کارآمدتری را اتخاذ نماید، استرس و آسیب ناشی از آن را کمتر تجربه خواهد کرد. برخی از ویژگی‌های افراد دارای راهبردهای مقابله ای کارآمد در مقابله با بحران می تواند این موارد را شامل شود:

🔸توانایی مدیریت هیجانات: شخصیت هم شامل افکار، عقاید و برداشت‌های فرد است و هم شامل هیجانات، عواطف و احساسات و هم توانایی کنترل و مدیریت این هیجانات و احساسات. افراد دارای سبکهای مقابله ای کارآمد حتی در شرایطی که برای‌شان مطلوب نیست می‌توانند هیجانات و احساسات شدید خود را کنترل کنند.

🔸تاب آوری و انعطاف پذیری: فرد دارای سبک مقابله ای مناسب از این توانایی برخوردار است که در ارتباط با تغییرات موقعیتی انعطاف پذیری داشته باشد. چنین فردی در برخورد با مشکلات و چالش‌های زندگی انعطاف پذیری بیشتری داشته و از سطح تاب آوری بالاتری برخوردار است. افراد دارای ساختار شخصیتی قوی حتی در شرایطی که دلخواه‌شان نیست می‌توانند از خود انعطاف نشان دهند یا برای تغییر شرایط پیرامونی، اقدامات لازم را انجام دهند.

🔸قدرت کنترل: احساس قدرت کنترلِ رویدادها، از جمله مشخصه های افراد دارای سبک های مقابله ای کارآمد است. به خاطر داشته باشید گرچه وقوع حوادث در اختیار ما نیست، ولی کنترل و مدیریت آنها و سرانجام هدایت شرایط در مسیر سازنده، در اختیار ماست.

🔸امیدواری، تعهد، تلاش و مبارزه: یک شخصیت سالم در مقابل بحران، فردی متعهد و مسئولیت پذیر است؛ چون او به این حقیقت باور دارد که جریان زندگی هدفمند و معنادار است، و اهمیت و ارزش خویشتن را در فرآیندی هدفمند درک می‌کند. او به جای تسلیم شدن در مقابل حوادث زندگی با آنها روبه رو می‌شود و با شرایط بحران مبارزه می‌کند و با باور به اینکه رویدادهای پیش آمده، فرصتی برای رشد و تعالی هستند، خود را ملزم به تلاش و مبارزه در برابر حوادث و بحران‌های زندگی می‌داند. 🔸مثبت اندیشی واقع بینانه: داشتن تفکر مثبت نیز یکی دیگر از ویژگیهای شخصیتی افراد موفّق در مقابل بحران است. داشتن حُسن ظن و یا تفکر مثبت در برابر بحران‌های زندگی به افراد کمک می‌کند که «گرایشهای پوچ و غیرمنطقی» خود را کشف، و «افکار و روش‌های سازنده» را جایگزین آنها سازند. شخصی که به بیماری صعب‌العلاج مانند سرطان مبتلا می‌شود اگر این بیماری را مرگ‌آور بداند، خود این تفکر مرگ را تسریع می‌کند. اما اگر فرد امید داشته باشد که می‌تواند بهبود یابد، مطمئناً شرایط بهتری خواهد داشت. زیرا سیستم ایمنی بدن تعامل دوسویه ای با ساختار روانی دارد و تضعیف نیروهای روانی فرد منجر به تضعیف مضاعف سیستم ایمنی بدن می‌شود. در حال حاضر، شواهد پزشکی نشان می‌دهد آمار بهبودیافته‌گان از بیماری کرونا بیشتر از آمار فوت‌شدگان است. بنابراین، نباید کرونا را مسئله‌ای مرگ‌آور به صورت قطعی تلقی کرد، بلکه باید بدانیم در بدترین شرایط حتی اگر مبتلا شدیم هم ممکن است دوباره سلامتی خود را به دست آوریم. این به معنی دست کم گرفتن تهدید و یا کم برآورد کردن خطر نیست. بلکه به ما یادآوری می‌کند که با یک روحیه تضعیف شده هرگز نمی‌توانیم مواجهه درست و واقع بینانه ای با شرایط بحرانی داشته باشیم.

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

بستن
بستن