چند جمله برای شهردار

کاش می دانستیم میز ریاست بر شهرداری چه جذبه و جادویی دارد که هیچ کس با پای خود و زبان خوش از پشت آن بیرون نیامده و تقریبا همه شهرداران پیش از این، تا پای به خطر انداختن آبروی خود هم رفته اند به شرط آنکه چند صباحی بیشتر بمانند.

 

وضعیت چیا صالحی بابامیری هم تکرار گذشته است. همه بر سر نخواستن او توافق دارند اما او هر بار که موضوع استیضاح مطرح می شود با توسل به ابزارهای متعارف و غیرمتعارف مدتی دیگر برای خود زمان می خرد، اما چه حاصل که چرخه همچنان در حال تکرار است و بدون تردید در آینده هم اتفاق مشابهی روی خواهد داد.

 

تعجب از آن است که او فردی باتجربه و متخصص به شمار می آید و به اقتضای جوانی فرصت های پیش رو برایش فراوان است، اما چرا حاضر است به هر شرایطی تن در دهد بلکه مدت بیشتری عنوان شهرداری سقز را بر خود داشته باشد.

 

باید پذیرفت که او و امثال او در هر حال جزو سرمایه های انسانی شهر به شمار می آیند و کار این شهر با آنها به این زودی ها تمام نخواهد شد. ترس از این است اصرار او بر ماندن و در جا زدن تصور عمومی نسبت به او را دچار خدشه کرده پیش از آنکه کارنامه یا توانایی هایش به یاد آورده شود، چسپندگی اش به میز شهرداری در خاطر بماند.

 

باید بداند که روش هایش برای اداره شهر یا امکان بروز و قابلیت پیاده شدن نیافته یا پتانسیل او در همین حد بوده است. حدی که به هیچ وجه توقعات مردم از شهرداری سقز را برآورده نمی کند. اوضاعش هم با شورای شهر به طور واضح شکراب است و هر بار با تک ماده و تبصره نمره قبولی می گیرد. با این اوصاف چرا باید به ماندن اصرار داشته باشد؟ خود او باید شان خود را اولی تر از ان بپندارد که برای ماندن به هر معامله ای تن در دهد و همچنین بداند که کی وقت بلند شدن از پشت میز است.

‫۲ نظرها

  1. سلام
    ببخشید پیام بالا را بنده فرستادم
    اگر ممکنه بند دوم که حاوی اسامی افراد است را حذف بفرمایید. در صورتی که امکانش فراهم نیست کل پیام را حذف کنید.

    ممنونم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

بستن
بستن