کوچ آسیب‌های اجتماعی از زیر پوست شهر

چمدانش را می بندد و راهی سفر می شود، هر چه صدایش می زنند اما کو گوش شنوا، ناله می کند، ناله هایی از جنس درد روزگار، چشم هایش را گریه کنان می بندد و راهی سفری می شود تا بلکه به آرزوهای دور و درازش دست پیدا کند.

هر چند روزگاری نه چندان دور مردم مهاجرت را تنها مختص مردان می دانستند که برای رزق خانواده اش راهی شهرهای دیگر می شود اما این روزها زنان و دختران نیز کوچ سفر را به ماندن در خانه ترجیح داده و راه نا کجا آباد را در پیش گرفته اند.

همین اواخر مهاجرت پدیده ای اساسا مردانه بود و پیامدهای مهمی برای جمعیت زنان داشت، ولی امروزه به دلایل بسیاری مهاجرت رنگ جنسیتی پیدا کرده و زنان در این عرصه همگام با مردان و حتی جلوتر از آنها اقدام به مهاجرت می کنند.

الگوی مهاجرت زنان در گذشته بیشتر پیرو خانواده و یا برای پیوستن به همسر بوده است اما امروزه با افزایش شمار خانواده هایی که تحت سرپرستی زنان هستند، میزان بالای خانواده های تنگدست که سرپرست شان زن است، فقدان فرصت های شغلی برابر برای دختران سبب شده تا زنان و دختران برای یافتن شرایط بهتر رفاه اقتصادی و اجتماعی دست به مهاجرت های درون و برون مرزی بزنند؛ به طوری که بر اساس آمار ۴۹ درصد مهاجران را در جهان زنان تشکیل می دهند که بیشتر آنها از کشورهای در حال توسعه و آسیایی به کشورهای استرالیا، کانادا و ایالات متحده در حال مهاجرت هستند.

الگوی مهاجرت نسبت به چند دهه گذشته تغییر کرده و زنان نیز در این امر سهم پررنگی پیدا کرده‌اند، اولین آسیب مهاجرت به هم خوردن تعادل جمعیت است و از آن گذشته اگر مردان برای کارهای یدی به شهرهای بزرگ مهاجرت می کردند در حال حاضر مهاجرت دختران تحصیل کرده را به شهرهای بزرگ شاهد هستیم.

دختران با مهاجرت خود به شهرهای بزرگ، زندگی مجردی را دنبال می‌کنند که این خود آسیب‌هایی را به همراه دارد.
در ایران آمار دقیقی از زنان مهاجر در دست نیست اما با مراجعه به آمار کلی مهاجران می توان دریافت طی سال های ۱۳۵۵ تا ۱۳۹۰ تعداد زنان مهاجر به علت های مختلف افزایش چشمگیری داشته است.

موضوع افزایش تمایل دختران برای مهاجرت به شهرهای بزرگ و سایر کشورها به منظور برخورداری از فرصت بهتر برای رشد و اشتغال و بهره گیری از آزادی عمل بیشتر برای بهبود شرایط زندگی، یک واقعیت انکار ناپذیر است.
باید چاره ای اندیشید تا تمرکز توانمندی های بانوان در جغرافیای خاص در درون کشور و یا بی بهره ماندن ار توان بانوان به دلیل مهاجرت آنها به خارج، کاهش یابد. جامعه ما برای توسعه پایدار و همه جانبه باید عرصه های حضور فعالانه زنان را گسترده کند اکنون این مجال اندک حضور تناسبی با توان بانوان فرهیخته ندارد.

همانطور که اشاره کردیم در کردستان نیز همچون سایر استان های کشور در سال های اخیر شاهد رشد روز افزون مهاجرت بوده ایم که بالتبع این روند رو به رشد مهاجرت، شاهد رشد آسیب های اجتماعی نیز هستیم، آسیب های اجتماعی خود به گونه ای هستند که اگر جلوی آنها گرفته نشود خود مولود آسیب هایی دیگر در جامعه هستند.

به عنوان مثال یادآوری می شود که طلاق از آسیب هایی است که در استان چشمگیر است و همین خود باعث و بانی آسیب هایی دیگر چون فرزندان طلاق می شود و از همین فرزندان نیز آسیب هایی دیگر بر می خیزد و به طور زنجیره و سلسله وار هر کدام از این آسیب ها خود می توانند آسیب هایی دیگر را به دنبال خود بکشند.

به اعتقاد جامعه شناسان زمانی که مردم شهر محل زندگی خود را برای پیدا کردن شغل یا ارتقای طبقه اجتماعی ترک می کنند و به شهر دیگری می روند، دیگر جبرهایی را که به دلیل محیط اجتماعی جامعه کوچک شان با آن روبرو بودند را در اطراف خود نمی بینند.

جبرهای اجتماعی که به دلیل تعلق به محیط، محله یا خانواده گسترده وجود دارد باعث می شود که اعضای این خرده فرهنگ ها برای اینکه بتوانند در عضویت این گروه اجتماعی شان باقی بمانند موظف به رعایت هنجارها و بایدها و نبایدها باشند.

مهاجران اما در شهرهای مقصد دیگر خود را در بند جبرهای محیط پیشین زندگی نمی بینند و ممکن است دست به رفتارهایی بزنند که پیشتر و در محیط ابتدایی زندگی خود از ارتکاب ممانعت می ورزیدند.

آسیب‎های اجتماعی از مهمترین مسایل هر جامعه‎ای محسوب می‎شوند که باید در راستای شناسایی، پیشگیری و درمان آن اقدامات مفید و مناسبی انجام شود تا جامعه ای سالم و به دور از مشکلات داشته باشیم.

منبع: کُردتودی

برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کد امنیتی *

بستن
بستن