شاخص فلاکت و رابطه آن با خودکشی

✍مختار کریمی| کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، مدیرمسئول کلینیک نوروسایکوتراپی مانا
بازنشر خبری در واکاوی به نقل از تجارتنیوز با موضوع آخرین وضعیت شاخص فلاکت در ایران، مرا بر این واداشت تحلیلی کوتاه درباره رابطه شاخص فلاکت و تاثیرات آن بر سلامت روان و اختلالات مرتبط با آن از جمله خودکشی بنویسم.
شاخص فلاکت در واقع حاصل جمع نرخ تورم و نرخ بیکاری در یک جامعه است. این شاخص نشان میدهد که چقدر رنج اقتصادی در آن جامعه وجود دارد و مردم هم با افزایش هزینههای زندگی روبرو هستند و هم فرصتهای شغلی کمتری دارند. هرچه نمره این شاخص بالاتر باشد، سطح استرس اجتماعی و اقتصادی نیز بالاتر است. این گزارش یک نکته مهم را برجسته میکند: فشار اقتصادی در ایران نامتوازن توزیع شده و استانهای غربی، بهویژه کردستان، کرمانشاه، لرستان و ایلام، همزمان با دو بحران مهم روبهرو هستند: تورم بالا و بیکاری بالا. وقتی استانی مثل کردستان با شاخص ۹۶.۳ در صدر شاخص فلاکت قرار میگیرد، یعنی خانوارها هم از سمت هزینههای زندگی و هم از سمت کمبود فرصت شغلی تحت فشارند، این وضعیت معمولا پیامدهایی فراتر از اقتصاد دارد، ازجمله: افزایش ناامنی معیشتی، فرسایش امید اجتماعی، تشدید احساس بیثباتی در خانوادهها و در نهایت افزایش تنشهای روانی و اجتماعی در درون فرد، خانواده و جامعه که در نهایت منجر به افزایش آمار رفتارهای خود آسیب رسان، فکر و اقدام به خودکشی میشود.
خودکشی نمود بارز افزایش فشارهای روانی و تغییرات سلامت روان یک جامعه است. وقتی رفتارهای خودآسیبرسان و خودکشی به سالهای بسیار حساس کودکی و نوجوانی میرسد (خودکشی پسر ۱۳ ساله سقزی و آمارهای مراجعه کودکان و نوجوانان با افکار و سابقه اقدام به خودکشی به کلینیکهای سطح شهر) خبر از حرکت خزنده آسیبهای اجتماعی و روانی در لایههای زیرین اجتماع میدهد.
در ادبیات علمی، رابطهای میان فشارهای اقتصادی مزمن و افزایش اختلالات روانی مانند افسردگی، اضطراب و… گزارش شده است. بیکاری طولانیمدت بهویژه در میان جوانان، معمولاً با کاهش عزتنفس، احساس بیارزشی و انزوای اجتماعی همراه است. تورم شدید با فرسایش مداوم کیفیت زندگی و احساس «بیثباتی دائمی» همراه میشود، رفتارهای فرد را بیثبات کرده و زمینهساز بروز اختلالات روانی و شخصیتی مختلف میشود. طبق یافتههای معتبر در اقتصاد رفتاری، روانپزشکی اجتماعی و اپیدمیولوژی، بیکاری باعث احتمال افزایش افسردگی و در نهایت افزایش افکار و اقدام به خودکشی میگردد. پژوهشهای متنوعی نشان دادهاند بیکاری ریسک خودکشی را ۲ تا ۳ برابر افزایش میدهد و از دست دادن شغل باعث افت عزتنفس، احساس بیارزشی و انزوای اجتماعی میشود(1).
براساس مدل «ideation-to-action» برآمده از پژوهش پومپیلی و همکاران در سال 2024 فشارهای اقتصادی یکی از قویترین پیشبینیکنندههای گذار از «فکر کردن» به «اقدام» است(2). یعنی انزوای اجتماعی در اثر بیکاری شرایط گذار از افکار خودکشی به اقدام را فراهم میکند که در صورت عدم وجود این شرایط این موضوع در سطح افکار و ایده میماند و به عمل و به اقدام کشنده منجر نمیشود، اما انزوای اجتماعی در اثر بیکاری این گذار را تسهیل میکند. طبق مطالعات اقتصاد رفتاری، «استرس مالی» یکی از اصلیترین عوامل ایجاد افسردگی و اختلالات اضطرابی است که چرخه افکار خودکشی را فعال میکند. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی در سال 2020، هر 1٪ افزایش بیکاری حدود 0.7٪ افزایش خودکشی را در برداشته است(3) که این خود نشان دهنده رابطه مسقیم و مثبت بیکاری و آمار خودکشی است.
مطالعات در ایران نیز این موارد را تایید میکند که فشارهای اقتصادی و بیکاری جزء مهمترین عوامل خطر خودکشی در ایران هستند و بسیاری از اقدامکنندگان به خودکشی عوامل مرتبط با فقر و بدهی را گزارش کردهاند(4). همچنین یک گزارش علمی و اپیدمیولوژیک منطقهای در سال 2025 با تحلیل دادههای شمال غرب ایران نیز نشان میدهد که متغیرهای اقتصادی، ضعیفترین وضعیتهای سلامت روان و بالاترین میزان افکار خودکشی را پیشبینی کردهاند.(5)
لازم به اشاره است استرس مالی و فشارهای اقتصادی همچنین موجب فاصله بیشتر کودک و نوجوان از والدین شده و قداست و تاثیرگذاری و کاریزمای والدین را کاهش میدهد، عدم توانایی تامین نیازهای آنان مانند نیازهای اولیه خوراک پوشاک و نیازهای تکنولوژیک که امروزه برای نسل جدید به یک نیاز اصلی تبدیل شده باعث بروز اختلافات خانوادگی شده و دوران نوجوانی را که خود دوران بحران خیزی است به دوران خطرناکتر و آسیبزاتری تبدیل میکند، بطوری که نوجوان از تامین نیازهای خویش از سوی والدین ناامید شده و خود در صدد پیداکردن راه حلی برای حل آن برخواهد آمد که در بسیاری موارد این راه حلها در واقع مکانیسمهای غیرمنطقی و نادرستی هستند که فرد را به سمت آسیبهای جبران ناپذیری میکشاند. با توجه به عدم رشد هیجانی و فکری نوجوان و عدم تجربه لازم جهت تصمیمگیریهای درست در مواقع حساس، توسل به مکانیسمهای ناکارآمد دور از ذهن نخواهد بود. برای مثال از مکانیسمهای برون ریزانه مورد استفاده نوجوانان میتوان پرخاشگری، تکانشی شدن و ضرب و شتم دیگران و وارد شدن در شغلهای بزهکارانه و خطرناک و پدیدههای نوپدید و تن دادن به روابط نامتعارف تأمین کننده نیازهای مادی اشاره نمود. از مکانیسمهای درون ریزانه هیجانی نیز میتوان به رفتارهای انزواطلبانه و خود آسیبی و خود سرزنشگری و خود تحقیری و افسردگی و خودکشی اشاره کرد.
با این حال، خودکشی پدیدهای پیچیده و چندعاملی است و نمیتوان آن را صرفاً به شاخصهای اقتصادی تقلیل داد. وضعیت سلامت روان، میزان دسترسی به خدمات حمایتی، شبکههای خانوادگی و اجتماعی، رسانههای جمعی و شرایط فرهنگی نیز نقش تعیینکننده دارند. بنابراین اگرچه فلاکت اقتصادی میتواند زمینه فشار روانی را تشدید کند، مقابله با آسیبهای اجتماعی نیازمند رویکردی جامع هم، فراتر از اقتصاد و با تمرکز بر تقویت حمایتهای اجتماعی و سلامت روان است. در نهایت میتوان شاخص فلاکت را یک شاخص هشداردهنده برای سلامت روان جامعه در نظر گرفت که شاخصی کلان برای پیشبینی افزایش ریسک خودکشی در جامعه محسوب میشود.
منابع:
(1) Stuckler, D., King, L. P., &rmann, M. (2009). The public health effect of economic crises and alternative policy responses in Europe: an empirical analysis. The Lancet, 374(9686), 315–323.
(2) Pompili, M., et al. (2024). Why do adolescents attempt suicide? Insights from leading ideation-to-action suicide theories: a systematic review. Translational Psychiatry, 14(1), 111.
(3) World Health Organization. (2020). Doing What Matters in Times of Stress: An Illustrated Guide. World Health Organization.
(4) Ebrahimi, S. M., et al. (2023). Suicide Attempt and Suicide Death in Iran: A Systematic Review and Meta-Analysis. PLoS One, 18(7), e0288189.
(5) Khajevandi, A. A., et al. (2025). Epidemiology and predictors of suicide and suicide attempt in Northwest Iran: a pilot study for local prevention




