سقز، شهر سؤالات بیجواب

نحوه رفتار و عملکرد مسئولان در سالهای اخیر و عدم پاسخگویی آنها به مطالبات مردم سبب بیاعتمادی به مسئولان شده و کمتر شهروندی را می توان یافت که باوری به قول و وعده مسئولین که عملکردی پشت آن نیست داشته باشند و مدام از خود می پرسند؛
چرا سالهاست وعده بازگشایی مرز سیف داده میشود اما بازگشایی نشد؟ مردم سؤال میپرسند؛ چرا کامیون کامیون سنگ و خاک از معادن کردستان جابجا میشود اما هیچوقت در تولید و اشتغال تغییری ایجاد نشد؟ چرا باید منابع آبی سقز موجب آبادانی شهر و استانهای همجوار شود اما خود بویی از آبادانی نبرد و مهمترین زمینه اشتغال یعنی کشاورزی، کماکان بی رونق بماند؟
مردم سؤال دارند چرا سالهاست وعده افتتاح کارخانههای ذوب آهن، پتروشیمی، دخانیات سقز، تولید لوازم خانگی و … به سرانجام نرسیده و جوانانی که با خون دل والدین بزرگ میشوند کماکان آواره شهرهای دور و نزدیک هستند؟
میپرسند؛ چرا پس از مدتها انتظار برای افتتاح بیمارستان جدید، اما اکنون قرار است قسمت عمدهای از تجهیزات و کادر بیمارستان قدیمی به بیمارستان جدید منتقل شود و ما باید صرفا شاهد افتتاح یک ساختمان نو باشیم و نه بیمارستانی با تجهیزات و پرسنل جدید.
سؤالها زیادند؛ چرا سالهاست وعده فرودگاه، راه آهن، جادههای چهاربانده و … داده میشود اما سهم مردم، آمار بالای مرگ و میر در جادههای کردستان است؟
آنقدر مسئولان اهل نگفتن هستند که ذهن مردم با هر شایعهای عجین میشود ؛ پس کِی قرار است نتایج بررسی شبهات در پرونده حوزه شهری که در سازمان بازرسی مطرح است اعلام شود؟ چرا در مورد پرونده اصناف سقز شفافسازی نمیشود؟
مردم سؤال میپرسند؛ چرا عمران شهری به کل تعطیل شده است؟ در ورودی شهرها کماکان شاهد پدیدهی تکدیگری هستیم و داخل شهر نیز برنامهای برای روان سازی ترافیک، زیباسازی و آنچه نشان دهنده تاریخ و فرهنگ چند هزار ساله سقز باشد وجود ندارد.
چرا آمار معضلات اجتماعی همچون خودکشی، اعتیاد و … در این سالها سیر صعودی پیدا کرده؟ چرا تا چند سال پیش حضور معتادان منحصر به زیر پل بهارستان بود، اما اکنون در هر کوی و برزنی شاهد حضور گسترده و علنی آنها هستیم و یا هر روز اخبار خودکشی تیتر رسانهها میشود؟ چرا مقوله فرهنگ به جشنواره پرهزینه تئاتر کوردی و چند نمایشگاه نقاشی خلاصه شده و سایر حوزهها به دست فراموشی سپرده شدهاند؟
مردم سؤال میپرسند؛ کِی قرار است با تبلیغات زود هنگام فلان رئیس اداره و دانشگاه برای فلان کاندیدا برخورد شود تا زمینه برای یک انتخابات منصفانه فراهم شود؟
اینها و بسیاری دیگر سؤالاتی است که در ذهن مردم وجود دارد و اساسا مسئولان اعم از نماینده، مجریان دولتی و سایر دست اندرکاران علاقهای به پاسخگویی و شفافسازی ندارند.
به نظر میرسد هنوز آقایان نمیدانند در دنیایی که به کوچکی یک موبایل یا تبلت است نمیشود چیزی را از مردم پنهان کرد، دیگر دوران نگفتنها گذشته است.
در مواقعی هم که پاسخ میدهند تقریبا پاسخشان کسی را قانع نمیکند چراکه بسیاری از پاسخها «نوش داروی بعد از مرگ سهراب است» و دیگر کارایی ندارد.




