ترافیک سقز؛ شورا و شهرداری به جای فرار رو به جلو بگویند برای توسعه سقز چه کردهاند؟

مقصر ترافیک سقز کیست؟ این سؤالی جدی است که این روزها بسیاری ممکن است از خود و یا در جمعهای چند نفره بپرسند که واقعا مقصر ترافیک در شهر سقز کیست یا چیست؟ نداشتن فرهنگ ترافیکی یا کم کاری مدیریت شهری در حل این موضوع؟
شاید عدهای “عدم فرهنگ ترافیک” لقلقه زبانشان شده باشد تا با فرار رو به جلو و انداختن توپ به زمین شهروندان برای خود و مجموعه مدیریت شهری حاشیه امنی درست کنند. اما نباید فراموش کرد که “عدم توسعه شهری در بیش از یک دهه” عامل عمده در این وضعیت است و آن ناشی از بیعملی در مدیریت شهری و صرف بودجه شهرداری در امور جاری و حقوق به جای ساخت پارکینگ، ساخت معابر جدید و تمرکززدایی از مرکز شهر است.
مادامیکه بخش اعظم بودجه به جای آنکه صرف ساخت پُل و ایجاد معابر جدید و اجرای طرحهای یک دهه قبل شود صرف امور جاری و پرداخت حقوق کارکنانی شود که برخی از آنها صرفا میز و صندلی را اِشغال کردهاند، مشخص است که ۷۰ درصد تقصیر را به گردن شهروندان میاندازید و بخش کوچکی را هم متوجه نحوه مدیریت کنید.
اینجاست که باید مستدل و منطقی پاسخ داد و راه آن نیز مشخص است؛ یا “پایش موضوع با روشهای علمی” یا “مشاهدات عینی در سطح شهر”. مورد اول در اختیار مسئولان و مدیران شهری است و تا جایی که ما مطلعیم چنین کاری تاکنون صورت نگرفته و اگر هم صورت گرفته باشد اطلاعرسانی نشده و نتایج آن در اختیار رسانهها و عموم مردم قرار نگرفته است.
اما در مورد مشاهدات عینی میتوان عادلانهتر قضاوت کرد. همه میدانیم که سطح شهر مملو از خودروهای تک سرنشین است، همه میدانیم که نه تنها یک یا دو لاین خیابانها بلکه حتی پیادهروها و کوچهها نیز به خاطر پارک ماشین جای سوزن انداختن نیست. میدانیم که بلوارها و دور میادین ما را حجم زیادی از دستفروشان و وانتیها گرفتهاند و در بسیاری از جاها جلو دید راننده را گرفتهاند. میدانیم که صاحب مغازه خود را صاحب چند متر جلو مغازهاش میداند و نه تنها وسایل خود را بیرون از مغازه میچیند بلکه ماشین خود را همان جلو مغازه و در خیابان نگه میدارد و این را هم میدانیم که در همان راسته بازار اردلان تا جایی که راه باشد شهروند ماشین خود را میراند و عابر پیاده نیز بیشتر از آنکه در پیاده رو راه برود مجبور است در جهت مخالف یا موافق حرکت ماشین وارد خیابان شود چون پیادهروی نمانده که از آن عبور کند و تمامی اینها از ناشی از نداشتن فرهنگ ترافیکی و عدم رعایتن حقوق شهروندی از سوی تک تک ماست.
بخشی از این فرهنگ ترافیکی به نظام ناقص آموزشی برمیگردد که نتوانسته برخی ارزشهای اجتماعی ازجمله حقوق شهروندی را در طول یک دهه تحصیل یک دانش آموز و یا در جریان جامعهپذیری یک فرد، درونی کند و فرد بتواند پس از چند سال زندگی شهری برخی هنجارها، ارزشها و مهارتهایی که برای زندگی اجتماعی ضروری هستند را یاد بگیرد.
اما بخش دیگری از این موضوع قطعا به مدیریت شهری برمیگردد. بله درست است که شهر مملو از ماشین تک سرنشین است، اما مدیریت شهری تا چه اندازه تکلیف خود را در توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی بجا آورده است؟ درست است که پارک دوبل و سهبل وجود دارد، اما مدیریت شهری تا چه اندازه پارکینک در دسترس برای نقاط مختلف شهر فراهم کرده است؟
چند مورد عینی که در طول شش ماه گذشته خود به یک معظل تبدیل شدهاند را مثال بزنیم؛ از ابتدای فصل بهار امسال جداول بلوار ۷ تیر در حال رفوژ و نوسازی هستند، بریدگی اول که محل برگردان ماشینها به بهارستان پایین است همچنان مسدود است و شهرداری هر روز چند تصویر از “ادامه جدولگذاری بلوار هفت تیر” منتشر میکند.
یا از نیمه دوم خردادماه شهرداری مشغول “اجرای اصلاح هندسی در خیابان شهرک دانشگاه” است ولی تنها به قطع کردن چند اصله درخت و برداشتن چندین متر جدول و آسفالت انجامید و دیگر هیچ. یا چند سال قبل طرحهای مختلف کارت پارک و خط خطی کردن خیابانها و دهها مورد برنامه کوتاه مدت که یا در حد برنامه ماندند یا تنها هزینه تراشی برای شهروندان شد.
اما در مورد برنامههای بلندمدت، شورا و شهرداری مدعی هستند که در صدد اجرای بلوار ۴۵ متری در دو سوی شهر و یا اجرای روگذر و زیرگذر است، اما در عمل به بهانه فصل عمرانی و یا بالارفتن ارزش املاک در مسیر بلوار و … عملا هیچ اقدامی انجام نشده است و در بسیاری مواقع شاهد قفل شدن چند مسیر اصلی هستیم.
اینها نمونههایی هستند که با مشاهده قابل درک است هستند و نمیتوان نقش شهروندان را در این وضعیت انکار کرد، اما از آن سو دست روی دست گذاشتن مدیریت شهری و عدم توفیق در اجرای برنامهها نیز موضوعی است بیشتر قابل بحث است.





