یک پدیده نگرانکننده در سقز؛ تهیه موتور برای دانشآموزان

در ماههای اخیر، افزایش استفاده از موتورسیکلت در میان نوجوانان و حتی دانشآموزان مقاطع راهنمایی و پایینتر در شهر سقز، به موضوعی نگرانکننده برای خانوادهها، معلمان و شهروندان تبدیل شده است. پدیدهای که در کنار ایجاد مزاحمتهای شهری، زنگ خطر تازهای را در حوزه تربیت و آموزش به صدا درآورده است.
در ماههای اخیر، پدیده استفاده گسترده از موتورسیکلت در میان نوجوانان سقزی به موضوعی بحثبرانگیز و نگرانکننده تبدیل شده است. شهروندان در تماسها و پیامهای متعددی به رسانهها، از مزاحمتهای ناشی از تردد بیضابطه موتورسواران نوجوان گلایه کرده و خواستار فرهنگسازی در این زمینه شدهاند.
اما به نظر میرسد ماجرا از این سطح فراتر رفته است؛ چرا که استفاده از موتورسیکلت حالا به سنین پایینتر نیز رسیده و حتی برخی والدین، از سر محبت یا با نیت فراهم کردن امکانات رفاهی برای فرزندشان، اقدام به خرید این وسیله کردهاند. اقدامی که در ظاهر نشانه توجه به خواستههای فرزند است، اما در واقع میتواند پیامدهای پنهان و گاه پرخطری در حوزههای اجتماعی، تربیتی و آموزشی به دنبال داشته باشد.
در همین زمینه، ناصح حسیننژاد، از جامعه فرهنگیان سقزی ضمن هشدار در مورد پیامدهای این پدیده معتقد است که تهیه موتورسیکلت برای دانشآموزان، هرچند در ظاهر اقدامی از سر محبت و رفاه به نظر میرسد، در عمل کودکان را وارد دنیایی میکند که با سن و ظرفیتشان همخوانی ندارد؛ دنیایی که در آن هیجان، سرعت و بینظمی جایگزین آرامش، تمرکز و رشد سالم میشود. به گفته او، این روند سبب شده تا برخی دانشآموزان به جای درس و مدرسه، جذب رقابتهای خیابانی و معاشرتهای ناسالم شوند و این امر در مواردی به افت تحصیلی و حتی ترک تحصیل انجامیده است.
حسیننژاد بر ضرورت شکلگیری یک عزم جمعی برای مقابله با این آسیب تأکید کرده و از خانوادهها، مسئولان، روحانیون و فعالان مدنی خواسته تا هر یک در حوزه خود نقشآفرینی کنند. او پیشنهاد داده است که ائمه جمعه در خطبههای خود نسبت به این موضوع هشدار دهند، نهادهای مدنی با اجرای برنامههای آگاهیبخش، خانوادهها را نسبت به تبعات این پدیده حساستر سازند و در صورت ضرورت مسئولان نیز با اقدامات پیشگیرانه به این موضوع ورود کنند.
پُر واضح است که برخورد با این پدیده نباید صرفاً ماهیتی قهری داشته باشد. آنچه در این زمینه ضرورت دارد، آگاهسازی والدین، آسیبشناسی دقیق و ارائه راهکارهای فرهنگی و اجتماعی است تا به جای سرکوب رفتار، زمینه برای اصلاح و هدایت آن فراهم شود. ایجاد سرگرمیهای سالم و جایگزین، تقویت برنامههای آموزشی و گفتوگو میان خانوادهها و نهادهای فرهنگی میتواند گامی مؤثر در کاهش آسیبها و بازگرداندن نوجوانان به مسیر طبیعی رشد و آموزش باشد.




