پایان بیستمین جشنواره تئاتر کوردی سقز؛ وقتی حواشی، متن را میبلعند

پایان بیستمین جشنواره تئاتر کوردی سقز؛
وقتی حواشی، متن را میبلعند
فردا با برگزاری اختتامیه، پروندهی بیستمین دورهی جشنواره تئاتر کوردی سقز بسته میشود، جشنوارهای که قرار بود زبان و هویت کوردی و با نام و برند سقز در صحنه به نمایش بگذارد،اما در یکی از پرحاشیهترین دورههایش بیش از آنکه صدای نمایش باشد، پژواک اختلاف، گلایه و رقابتهای فرساینده را بازتاب داد.
حاشیهها، مطابق سنت نانوشتهی اغلب دورهها، از همان نقطهی انتخاب دبیر آغاز شد. دبیری که اینبار هم مشابه دوره پانزدهم، به یکی از چهرههای شناختهشده و مورد احترام تئاتر سپرده شد؛ هنرمندی که جایگاه حرفهایاش محل تردید نبود، اما “سقزی نبودن”ش کافی بود تا زخمی کهنه دوباره سر باز کند. زخمی که اینبار برخی از اهالی تئاتر سقز را، که در دورههای پیشین روبهروی هم میایستادند را کنار هم بنشاند؛ نه برای تقویت جشنواره، که برای کمرمق نشاندادن آن.
این نارضایتیها در آیین رونمایی پوستر جشنواره به اوج رسید؛ جایی که معترضان به انتخاب دبیر غیرسقزی حاضر نشدند اما دبیر جشنواره جملهای گفت که بیش از هر نقد بیرونی، تصویر درونی بحران را عیان میکرد: “بزرگترین دشمنان جشنواره در همین شهر هستند”.
اعتراض برخی تئاتریهای سقز عمدتاً بر چند محور میچرخد: نادیدهگرفتن تآنها در مدیریت جشنواره، کمرنگشدن نقش تاریخی این شهر در جشنواره و آغاز رسمی رویداد از مرکز استان بهجای دبیرخانهی سقز. مجموعهای از نشانهها که برای معترضان، به معنای عقبنشینی شهر از جایگاهی بود که روزگاری بنیانگذارش بود.
اما مسئله، عمیقتر از یک انتخاب یا یک دوره است. جشنوارهای که نزدیک به سه دهه پیش با همت بزرگان تئاتر سقز و با هدف تقویت زبان کوردی و تبدیلشدن به برندی فرهنگی برای شهر شکل گرفت، امروز بیش از آنکه میدان رفاقت هنری باشد، به آوردگاهی برای رقابتهای فردی و صنفی بدل شده است؛ رقابتی نه بر سر خلق آثار ماندگار، که بر سر عناوین، صندلیها و جایگاهها.
در این میان، نمیتوان نقش همان تئاتریهایی را نادیده گرفت که امروز معترض وضعیت موجودند. شکلگیری جشنوارههای موازی با عناوین مختلف، حذف بخشهایی از جامعه تئاتر در تصمیمگیریها برای خود اهالی تئاتر مانند شورای بازبینی و … بهرهبرداری انحصاری از امکانات عمومیو در نتیجه دلسرد کردن برخی گروههای مستقل تئاتر و مهمتر از همه، فقدان مطالبهگری جمعی و پیگیر در حوزه تئاتر، همگی سهمی در وضعیتی دارند که امروز به آن اعتراض میشود.
با این حال در تمام این سالها، کمتر شنیده شده که مطالبهای جدی و جمعی برای ساخت یک سالن تئاتر بزرگ و در شأن شهر و هنر نمایش مطرح شود. سالنی که تئاتر را از یک محفل بستهی صنفی خارج کند و به تجربهای عمومی بدل سازد. سالن موجود، با ظرفیتی محدود، اغلب تنها پذیرای عوامل و گروههای نمایشی است و حضور شهروندان عادی ـ حتی علاقهمندان جدی تئاتر ـ به امری نادر تبدیل شده است.
از سوی دیگر، دبیر این دوره نیز بینصیب از نقد نمانده است. وعدهی پیشین او برای ثبت جشنواره در تقویم رسمی وزارت ارشاد، حذف بخش رقابتی جشنواره و نیز کمرنگترشدن جایگاه سقز در ساختار اجرایی، پرسشهایی جدی را پیش روی اهالی تئاتر قرار داده است؛ پرسشهایی که هنوز پاسخ روشنی نیافتهاند.
در روزهای اخیر، حاشیهای تازه نیز به این مجموعه افزوده شد: نصب بنرهایی از سوی معدن طلای سقز و اظهاراتی درباره هزینهکرد برای تئاتر کوردی. موضوعی که واکنش برخی هنرمندان و حتی فعالان محیط زیست را برانگیخته است، اما تاکنون روشنگری شفافی درباره ابعاد آن صورت نگرفته است.
همین موضوع یعنی نبود یک منبع مشخص و شفاف برای تأمین مالی جشنواره، پس از بیست سال همچنان یک چالش جدی در این جشنواره است. در بسیاری از دورهها، هزینهها از منابع متعدد تأمین شده و در نهایت، شهروندانی که اغلب از برگزاری جشنواره بیخبرند، بار مالی آن را به دوش کشیدهاند.
مجموع این عوامل سبب شده جشنوارهای که بیست دوره از عمرش میگذرد، همچنان برای بخش بزرگی از شهر ناشناخته بماند؛ چنانکه چهار یا پنج روز برگزاری آن، در کوچه و خیابانهای سقز نشانی از جشن، جریان فرهنگی یا شور هنری بهجا نمیگذارد.
شاید جشنواره تئاتر کوردی سقز بیش از هر چیز، امروز به یک بازاندیشی عمیق نیاز داشته باشد، اما با روند موجود و روحیاتی که دیده میشود این امر نیز نه محال بلکه سخت به نظر میرسد.



