نگاهی اجمالی به آثار نمایشی اجرا شده در بیستمین جشنواره تئاتر کوردی سقز

بیستمین جشنواره تئاتر کوردی سقز در حالی آغاز شد که باران و برف، جاده‌ها را بسته و نگرانی را بر دل هنرمندان و مهمانان انداخته بود؛ اما با روشن شدن چراغ صحنه‌ها، مجموعه‌ای متنوع از اجراها، از روایت‌های تلخ جنگ و انفال تا بازخوانی‌های مدرن شکسپیر و شاهنامه، تصویری چندلایه از تئاتر کوردی امروز را پیش روی مخاطبان گذاشت؛ جشنواره‌ای که در کنار درخشش برخی آثار، با غیبت‌های ناخواسته برخی گروه‌های نمایش نیز همراه شد.

بیستمین دوره جشنواره تئاتر کوردی سقز، هفدهم آذر ماه، با یک نگرانی آغاز شد؛ سلامتی گروه‌ها و مهمانان راهی جشنواره در هیاهوی باران و برفی که دو روز بود بی‌امان باریدن آغاز کرده و باعث مسدود شدن جاده‌های منتهی به سقز شده بود. از راه رسیدن گروه‌ها و مهمانان چراغ جشنواره بیستم را روشن کرد، هرچند که در این میان عدم حضور گروه ترکیه که قرار بود نمایش “قەڵای دم‌دم” را به روی صحنه ببرند، به دلایلی که خود برای دبیرخانه جشنواره توضیح داده بودند و وصف آن در این نوشته نمی‌گنجد، مایه‌ی تٲسف بود.

اجرای نخست جشنواره تئاتر کوردی را نخستین حضور شهرستان دیواندره در این جشنواره رقم زد. “شانۆیێک بۆ فستیڤاڵ”  اجرایی خوش فرم با متنی چند لایه و دراماتیک از گروهی که در طی سالیان اخیر، رشد خود را به نمایش گذاشتند.  از پلاتو به سالن آمفی تئاتر رفته و به دیدن کار “سپیرۆ” از ارومیه می‌نشینیم. از همان ابتدا طراحی صحنه نگاه را معطوف خود می‌کند و همچون گهوارەای ناآرام بازیگرانش را در خود می‌بلعد و روایتگر انفال و سرنوشت تلخ کودکان زنده‌به‌گور شده میگردد.

روز نخست جشنواره با این دو اجرا سپری شده و عصرگاه دومین روز به دیدار هنرمندان دهۆک می‌رویم تا اجرای “ملودیێن سەر پێ ژیانی” در تمامی دقایق خود تلاش نماید اتاق شماره ۶ چخوف را به شیوه مدرن و با بهره‌گیری از میزانسن‌ها و طراحی حرکت در ذهن تماشاچی بنشاند. تلاشی که به نظر نگارنده ناموفق و عقیم ماند.

پس از این بمباران نور و صدا به پلاتو می‌رویم. با تماشای بازی تکنیکال بازیگر “تووە سوورە” از سنندج با داستانی در پس‌زمینه‌ی جنگ ۲۴ روزه آن شهر همراه می‌شویم. در طول اجرای اثر با وجود همه انرژی‌ای که تنها بازیگر نمایش برای ارائه نقش می‌گذارد، در پایان حسی از کش‌دار بودن و خستگی عاطفی از تکرار و تکرار مصیبت روحتان را نیازمند هوای سرد و شسته از باران و برف دیروز، از پلاتو به بیرون می‌کشد؛ تا ساعاتی بعد با اجرایی با محوریت داستان و روایتگری از کرمانشاه روبرو شوید و به تماشای “تاسانن” و دنیای شاهنامه بنشینید. بیش از هر چیز بازی به قاعده بازیگران با تجربه اثر، شما را مجذوب خود می‌کند و در کنار آن، سیاق و روش اجرایی گروه که مشابه آن رویکرد را در دوره‌های گذشته از نویسنده و کارگردان آن دیده‌اید، نظرتان را جلب می‌نماید.

و اما؛ خبر ناخوشایند عدم حضور گروههای اجرای “شاناز” و “پارانویا”ی سوریه، از جانب ناظر اداره کل که با عدم همکاری اقلیم کردستان و با وجود همه پیگیری‌های دبیرخانه جشنواره به نتیجه نرسیده، شما را متٲسف به خانه باز می‌گرداند، تا روز بعد با حضور در جلسات نقد و بررسی، که با بحث و تحلیل سه متخصص این حوزه برگزار می‌شود، کارها مورد ارزیابی فنی قرار گیرد. سپس به تماشای اثری درخور از دهۆک به نام “ڕۆح دماڵ بچۆکین شکسپێردا” نشستە و فارغ از استفاده بیش از حد کارگردان از تکنولوژی، به دنیای محاکمه شکسپیر دیروز و امروز قدم می‌گذارید.

هفتمین اجرای بیستمین جشنواره تئاتر کردی “نازی‌ئاباد” از بیجار است. همان اثری که با دیدن آن و در نهایت پس از اختتامیه و انتخاب آن جهت ارائه به جشنواره فجر این سوال در ذهنتان تجلی می‌یابد که چه شد و چگونه در دوره نوزدهم؛ این اثر زیبا، خوش فرم، با بازی‌های درخور و شایسته، نمایشنامه و کارگردانیِ پر از نشانه‌های به‌جا،  مورد بی‌مهری قرار گرفته و به راحتی نادیدەانگاشتە و کنار گذاشته شده بود؟! دقیقا همان اتفاقی که در دوره گذشته برای نمایش “پرومته در زنجیر” هم افتاد. با این حال، در میان تمام آثاری که متقاضی و از جانب دبیرخانه به دهمین دوره جشنواره تئاتر “ئامد” ترکیه معرفی شده بودند، “پرومته در زنجیر” تنها کار راه‌یافته به آن جشنواره بود!

لذت اجرای نازی‌ئاباد با دیدن اثری از حلبچه و گروه و کارگردانی که تاکنون نامی از آنان نشنیده‌اید مضاعف شده و “شەوێک لە بیر نەکراو” در پلاتو شانۆی سقز تمامی عواطف و هیجانات شما را درگیر خود و بازی‌های درخشان بازیگرانش می‌کند، در چهارچوب صحنه‌ای  که نفس به نفس اجازه پلک بر هم زدن را به شما نمی‌دهد، آنگونه که در پایان اجرا تمایلی به ترک آن فضای نمایشی ندارید و شاید اگر ظرفیت صندلی‌های سالن بیشتر می‌بود اجرای دوم را نیز به تماشا می‌نشستید.

دو اجرای پایانی در آخرین روز جشنواره ابتدا در سالن آمفی تئاتر و سپس پلاتو شانۆ به روی صحنه میروند. ابتدا در آمفی‌تئاتر با اجرایی مواجه می‌شوید که شاخصه‌های آن را با توجه به اینکه از کارگردان اثر کارهای دیگری نیز دیده‌اید می‌شناسید. “به ساڵاچوویی” نمایشنامه‌ای که شاه لیر را برای شما تداعی می‌کند؛ اما در پایان، سرنوشت دو کاراکتر مهم نمایشنامه‌ی شکسپیر، “کوردلیا” و “شاە لیر” را به نوعی دیگر رقم می‌زند واز منظر نگارنده همین کفایت میکند تا نویسنده با اثر خود بازی بدی را شروع کرده باشد.

و هملت ماشینی؛  با سه اجرا، حسن ختام اجراهای بیستمین دوره جشنواره تئاترکردی سقز می‌شود. کاری مشترک از سقز و مهاباد که شما را به دنیای هملت میبرد، هملتی که از بافت و زمینه اصلی خود جدا شده و در فضای پساجنگ جهانی دوم در دکوری مینیمالیستی بازنمایی می‌شود.

اختتامیه مانند تمامی اختتامیه‌های جشنواره‌های پیشین تئاتر کوردی، با وعده‌های مسئولین آغاز شده و با اعلام آرای مردمی و انتخاب تاسانن به عنوان بهترین اثر از دید تماشاچی و نیز دو اثر معرفی شده به جشنواره تئاتر فجر پایان می‌پذیرد. نمایش تحسین برانگیز “شەوێکی لە بیر نەکراو” از حلبچه و “نازی‌ئاباد” از بیجار.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا