بحران راههای سقز بویژه در روستاها و غیبت پرسشبرانگیز مدیریت استان/ ضرورت انتقال نیرو و تجهیزات از مرکز و شرق استان به سقز
آقای استاندار کجایی؟ که رُخ نمی نمایی!

در حالی که از عصر دوشنبه هشتم دیماه هزاران خودرو با سرنشینان آن در جاده سقز_دیواندره و ساکنان دهها روستای تابعه سقز گرفتار برف و انسداد راهها شدهاند، تاکنون هیچ واکنشی از سوی استانداری کُردستان دیده نشده است. آیا آقای آرش زرهتن لهونی، استاندار، در جریان این وضعیت قرار دارد؟
با آغاز موج دوم بارش برف از عصر دوشنبه هشتم دیماه، مسیر ارتباطی سقز–دیواندره به یکی از کانونهای اصلی بحران تبدیل شد. با اعلام مراجع اطلاعرسانی ازجمله فرمانداری شهرستان سقز بیش از دو هزار خودرو در این محور گرفتار شدند. گرفتاریای که به وضوح ناشی عدم هماهنگی میان ستاد بحران دو شهرستان سقز و دیواندره بود و تا ظهر امروز چهارشنبه دهم دیماه نیز ادامه داشته است.
این وضعیت، پیش از آن و همزمان با موج اول بارش نیز خود را نشان داده بود. راههای ارتباطی بسیاری از روستاهای دور و نزدیک شهرستان سقز مسدود شد و این انسداد همچنان ادامه دارد. در کنار بسته شدن راهها، قطعی برق، آنتن تلفن همراه و اینترنت، زندگی روزمره ساکنان این مناطق را بهطور کامل مختل کرده است. پیامهای متعددی که طی سه روز گذشته از نقاط مختلف شهرستان سقز به دست این رسانه رسیده، گواه روشنی است بر شرایط دشوار روستاییانی که نه راه دسترسی دارند و نه امکان ارتباط.
هرچند تلاشهای نیروهای راهداری و ادارات برق در جریان است و در برخی محورها، بهویژه مسیر سقز–مریوان، شبکه برق تعدادی از روستاها دوباره پایدار شده، اما مسأله اصلی همچنان پابرجاست: راهها باز نشدهاند. راه، بهعنوان شریان حیاتی امداد، تردد و تأمین مایحتاج، همچنان مسدود است و همین موضوع، سایر خدمات را نیز عملاً بیاثر کرده است.
در این میان، آنچه بیش از خود بحران جلب توجه میکند، سکوت استانداری کردستان است. بهاحتمال زیاد، مدیریت بحران شهرستان سقز در کنار حضور میدانی، گزارشهای لازم را به استان ارسال کرده است؛ اما تاکنون نه از سوی شخص استاندار و نه از جانب معاونت عمرانی، موضعگیری یا توضیح روشنی درباره این وضعیت ارائه نشده است. حتی خروجی پرتال استانداری و خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) نیز خالی از هرگونه خبر یا گزارش درباره این بحران است.
این در حالی است که در شرایط مشابه و حتی در بحرانهایی بهمراتب کمخطرتر، شاهد حضور میدانی استاندار یا یکی از معاونان او در محل بودهایم. اکنون چنین به نظر میرسد که سقز بار دیگر به حاشیه رفته و در اولویت مدیریت بحران استان قرار ندارد؛ برداشتی که برای افکار عمومی این شهرستان، نگرانکننده و تلخ است.
در چنین وضعیتی، انتظار میرفت مدیریت بحران استان با حساسیت بیشتری وارد عمل شود؛ از ظرفیت و امکانات شهرهایی که آسیب کمتری دیدهاند برای کمک به سقز بهره بگیرد و با هماهنگیهای دروناستانی، روند امدادرسانی و بازگشایی راهها را تسریع کند. پرسش اصلی اینجاست: آیا ستاد بحران استان، چنین سطحی از هماهنگی و مداخله را ضروری ندانسته است، یا سقز بار دیگر از دایره توجه تصمیمگیران استانی بیرون مانده است؟




