آموزش و پرورش منطقه زیویه و تغییر سه سرپرست در یک سال و نیم

پس از یک ثبات سیزده ساله در مدیریت آموزش و پرورش منطقه زیویه، در یک سال و نیم گذشته امروز سومین سرپرست این منطقه منصوب شد؛ تغییری که بار دیگر مسئله بیثباتی مدیریتی در یکی از محرومترین مناطق آموزش و پرورش استان کُردستان و تأثیر آن بر وضعیت آموزش و پرورش منطقه را یادآوری میکند.
پس از پایان دوره سیزدهساله ریاست خالد علیپور بر آموزش و پرورش منطقه زیویه سقز در ۸ فروردین ۱۴۰۳، این منطقه وارد دورهای از تغییرات پیاپی مدیریتی شد. نخست، سید سلمان حسینی به عنوان سرپرست منصوب شد که تا مهرماه ۱۴۰۴، یعنی بیش از یک سال و نیم این مسئولیت را بر عهده داشت. اما در اواخر مهرماه، حسینی جای خود را به ایرج علیزاده داد و اکنون، با گذشت کمتر از سه ماه، خبرها از انتصاب آرمان حسنی به عنوان سومین سرپرست آموزش و پرورش زیویه حکایت دارد.
بر اساس اطلاعات موجود، آرمان حسنی معلم نمونه کشوری سال ۱۴۰۲ در حوزه تدریس دروس ابتدایی است و دارای مدرک کارشناسی ارشد علوم تربیتی و ۲۸ سال سابقه کاری در آموزش و پرورش میباشد.
آموزش و پرورش منطقه زیویه به عنوان یکی از ۱۶ منطقه آموزش و پرورش استان کُردستان، پس از سالها ثبات مدیریتی، در دو سال اخیر شرایطی از بیثباتی نسبی را تجربه کرده است. به نظر میرسد بخشی از این وضعیت ناشی از عدم توافق میان مسئولان استانی و شهرستانی، از جمله مدیرکل آموزش و پرورش، نماینده مجلس و فرماندار، بر سر گزینههای مدیریتی باشد.
این بیثباتی همزمان با برگزاری دو انتخابات مجلس در ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ و انتخابات ریاست جمهوری در ۸ تیر ۱۴۰۳، تشدید شد. تغییر نماینده، مدیرکل و فرماندار و تلاش هر یک برای بهکارگیری نیروهای نزدیک به خود، زمینهساز تداوم اختلافنظرها و در نهایت تکرار تغییرات مدیریتی در این منطقه شده است.
مشکلات آموزش و پرورش زیویه تنها به سطح مدیریت محدود نمانده و معاونتهای این اداره را نیز دربر گرفته است. از شهریور ۱۴۰۲ و همزمان با انتصاب فریدون گلباغی که پیشتر در زیویه معاونت مالی را بر عهده داشت به عنوان مدیر آموزش و پرورش سقز، معاونتهای آموزش و پرورش زیویه با تغییرات گسترده مواجه شدند و در مقاطعی برخی از معاونتها حتی بدون سرپرست بودند.
آموزش و پرورش زیویه با پوشش حدود ۵ هزار دانشآموز و نزدیک به ۷۰۰ معلم و گسترهای وسیع شامل دو شهر صاحب و سنته و صدها روستا، از کهریزه، ایرانشاه و گلتپه گرفته تا دورافتادهترین روستاها، نیازمند ثبات مدیریتی البته نه سیزده ساله و تصمیمگیریهای بلندمدت است. تغییرات مداوم در رأس مدیریت و معاونتها میتواند پیامدهایی همچون کاهش انگیزه، تصمیمات مقطعی، بیاعتمادی به آینده و در نهایت افت شاخصهای علمی و آموزشی را به دنبال داشته باشد.
در این میان، شنیدههای واکاوی حاکی از آن است که سرپرست جدید تاکنون کمتر وارد جناحبندیهای انتخاباتی شده است. همین موضوع، در کنار سابقه حرفهای او به عنوان معلم نمونه کشوری و تجربه قابل توجه در آموزش ابتدایی، امیدهایی را برای بهبود وضعیت آموزشی بهویژه در مقطع ابتدایی به عنوان دورهای زیربنایی ایجاد کرده است.
با این حال، تحقق این امیدها مستلزم همراهی عملی اداره کل آموزش و پرورش، فرمانداری و نماینده مجلس است؛ همراهیای که نه در قالب دخالت در عزل و نصبها و تداوم بیثباتی، بلکه در تأمین نیروی انسانی، امکانات آموزشی و مشوقهای مؤثر برای این منطقه محروم معنا پیدا میکند.



