گفتگو با استاد علی کریمی سازنده سه چرخه
آیا “سه چرخه” سقز برندی جهانی می شود

سه چرخ دارد و به سه چرخه معروف است، نام گذاری آن تنها از روی تعداد چرخهایش است، مشخص نیست ماشین است یا موتور، اما ظرفیت حمل سه تن بار را با خود دارد. علاوه بر آلودگی محیط زیستی، با آن صدای عجیب و غریب، آلودگی صوتی نیز به همراه دارد. اینکه کسی به تنهایی و صرفا بر اساس ایده و تصورات ذهنی خود دست به ساخت وسیله ای بزند که ۴۰ سال پیش در سقز درست شده و نه تنها مرزهای شهرستان و استان را درنوردیده بلکه اکنون سر از هند و پاکستان در می آورد بیشتر شبیه فیلم های سینمایی میماند، اما در مورد علی کریمی سازنده سه چرخه واقعیت محض است.
به گفته خودش، کسی است که اولین سه چرخه را درست کرده و اکنون نیز محل مراجعه بسیاری از کسانی است که می خواهند با این وسیله کار کنند. او را می توان در کارگاهش در سه راه سه چرخه در بهارستان که اتفاقا برگرفته از نام همین وسیله ایست که خودش درست کرده است پیدا کرد و مشغول کار بر روی پروژه اش است. سه چرخه و اخیرا مینی لودرهایی که کاربردهای ویژه خود را دارند.
آقای کریمی از چگونگی ظهور و بروز ایده سه چرخه برای واکاوی سخن گفت که در ادامه می خوانید:
واکاوی: چطور شد که به فکر ساخت سه چرخه افتادید؟
متولد ۱۳۳۳ و در روستای مران به دنیا آمده ام، خانواده ام سال ۵۴ به سقز آمدند اما من خودم بعد از اتمام خدمتم یک کارگاه جوشکاری در همان روستا راه اندازی کردم، از اولین کارهایم ساخت یک تفنگ ته پُرِ سه تیر بود که الان نیز به عنوان یادگار نزد یکی از دوستانم در تکاب است، اما بعدها پدرم گفت تویی که به صنعت علاقه داری بهتر است آن را صرف اموری کنی که مفید به حال مردم باشد.
به مدت دو سال تا ۱۳۵۷ مشغول تانکر سازی، تعمیر ادوات کشاورزی و… بودم، تا اینکه در سال ۵۷ به سقز آمدم و در همین محله بهارستان و نزدیک کارخانه آرد مستقر شدیم، آن وقت ها نفت نبود و کوره هایی درست می کردیم که با چوب کار می کردند.
در هر حال نیازهای مردم روز به روز بیشتر می شد و ما نیز بایستی به نوعی پاسخگوی نیازهای مردم در حوزه کاری خود می بودیم. به عنوان مثال مردم در هنگام ساخت و ساز، مصالح ساختمانی را با اسب و گاری حمل می کردند، به این فکر افتادیم که بایستی وسیله ای درست شود تا حمل و نقل مصالح را آسان تر کند و اینگونه بود که به فکر ساخت سه چرخه افتادم. قبل از آن سه چرخه های بنزینی را ناصر کاشانی در تهران درست کرده بود که به لحاظ جثه و کارایی مطلوب نظر ما نبود و ما سه چرخه های دیفرانسیل دار را ابداع کردیم و در آن گیربکس و دیفرانسیل جیب، لاندویر و … را با عشق و علاقه ای که به این کار داشتیم ترکیب کردیم و اولین سه چرخه را در سال ۵۸ هندل زدیم. وسیله ای که می تواند سه تا سه و نیم تُن بار حمل کند و دارای امنیت نسبی است را خودم با ذوق و سلیقه برای اولین بار و بدون راهنمایی و یا آموزش نزد کسی درست کردم.
واکاوی: سه چرخه های بعدی چه تفاوتی با سه چرخه اول داشت؟
سه چرخه ای که ابتدا درست کردم کامل از روی علاقه بود، بیش از ۷۰ درصد قطعات آن دست ساز بود و جزو بهترین دستگاههایی هستند که الان نیز نه تنها از پا نیفتاده اند بلکه بسیار سرحال هستند، به مرور تقاضا برای این وسیله زیاد شد و این سه چرخه ها ماشینی تر شدند و ما نیز مجبور به اعمال نظر و دقت بیشتری در کار می شدیم.
هر دستگاهی به مرور تقویت و بعد از مدتی سازنده بایستی سعی در برطرف کردن ایرادات آن داشته باشد. سه چرخه ما نیز از این امر مستثنی نبود. ما تنها یک ایده داشتیم که پیاده کردیم، اما بعدها کامل تر شد. در ابتدا موتورهایی که در بازار وجود داشت موتورهای بدون استارت بودند و با هندل روشن میشدند، بعدها موتورهای استارت دار آمدند و یا حتی ما خودمان برای برخی از موتورها استارت جاسازی کردیم و دیگر آن اذیتی که در هندل زدن وجود داشت تمام شد. همچنین فرمان این وسیله که در ابتدا مشهور به فرمان منجلی بود را تغییر دادیم، چرا که راننده بایستی هنگام چرخش به راست یا چپ دست خود را همزاویه با فرمان حرکت می داد و ممکن بود دستهایش آسیب ببیند، پس جعبه فرمان را با دردسر زیاد اما با ظرافت جاسازی کردیم. همچنین بعدها اتقاقکی برای آن درست کردیم و تزئیناتی بر روی آن انجام دادیم و شمایل آن به نسبت زیباتر شد.
به این میزان قانع نشدیم. خالی کردن بار و مصالح از این وسیله سخت بود، یک روز فردی نزد من آمد و گفت امکان دارد یک دستگاه کمپرسی برایم درست کنی؟ آنوقت ما با استفاده از پمپ هیدرولیک سه چرخه کمپرسی را درست کردیم که بسیار مورد استقبال قرار گرفت.
بعد از مدتی، به پیشنهاد برخی از دوستان و جهت ایمنی بیشتر و جلوگیری از چپ شدن این وسیله در برخی موارد یک چرخ دیگر نیز به آن اضافه کردیم. علاوه بر آن برخی آپشن های دیگر را هم به آن اضافه نمودیم، به عنوان مثال پمپ آب را به برخی از دستگاهها متصل می کردیم که برخی کشاورزان در زمین زراعی خود از آن استفاده می کنند، حتی باغبانان برای سم پاشی و نیز در گاوداری ها و مراغداری ها نیز کاربردهای منحصر به فرد خود را دارند.
واکاوی: آیا هیچوقت برای صدایی که از سه چرخه می آید و معمولا اذیت کننده است فکری کرده اید؟
موتورهایی که برای این دستگاه استفاده می شود تک سیلندر هستند که خود بخود تولید صدا دارند، خیلی دوست داشتیم این صدا قطع و یا حتی کمتر شود که تا بحال موفق نشده ایم و امکانش فراهم نشده است. ما در یک مقطع موتور پراید و نیسان که بنزینی هستند را بر دستگاهها سوار کردیم که بدون صدا بودند که تأثیرگذار و فوق العاده بودند، اما مصرف بنزین در این دستگاه زیاد بود و مورد استقبال قرار نگرفت و ناچار به همین موتور تک سیلندر برگشتیم. البته موتورهای دو سیلندر نیز موجود بود اما باز هم بحث هزینه بود که با موتورهای مورد استفاده ما دو الی سه برابر تفاوت قیمت داشت. بودند کسانی که قیمت و هزینه برایشان مهم نبود و موتورهای عالی را برای آنان جاسازی می کردیم که مشکل صدای آن به مراتب کمتر بود.
واکاوی: مسئولین و ارگان های دولتی چی؟ تسهیل گری هایی برای کار شما در نظر گرفتند یا خیر ممانعت ایجاد کردند؟
صد البته اگر دولت و مسئولین استقبال می کردند و ما را یاری می دادند شاید می توانستیم وسیله ای بهتر و زیباتر را به مردم عرضه کنیم، حتی ما به ایران خودرو پیشنهاد دادیم که موتورهای سه سیلندر و چهار سیلندر ارزان قیمت برایمان درست کند تا صدای نامطلوب آن کمتر شود و به لحاظ آلودگی های زیست محیطی نیز قابل قبول باشد که پیشنهاد ما مورد قبول واقع نشد. در یک مقطعی شهرداری و راهنمایی و رانندگی بارها این وسیله را به بهانه های مختلف توقیف کرده اند و این سخت گیری ها موجب شد استقبال از آن کم شود. راهنمایی و رانندگی در رابطه با ایمنی و استاندارد وسیله پیشنهادهایی به ما ارایه داد و ما نیز تا حد ممکن آنها را اعمال کردیم. بعدها شهرداری پیشنهاد داد که ما به عنوان سازنده این دستگاهها دفترچه هایی فراهم کنیم و مشخصات دستگاه در آن قید شود، در عوض شهرداری نیز سهمیه گازوییل برای آنان در نظر گرفت. اکنون هم بسیاری از افرادی که دارای سه چرخه هستند بیمه بوده و از مزایای بیمه آن استفاده می کنند.
واکاوی: شاگردان شما چی؟ آیا صرفا از سقز بودند یا از شهرهای دیگر نیز کارآموز داشتید؟
از سقز حضور داشتند و بعد از یادگیری خود مستقل از من مشغول ساخت سه چرخه شدند، برادرم، برادرزاده ام و سایر کسانی که علاقه داشتند نزد من آموخته و این کار را انتقال دادند، همچنین از شهرهای دیگر همچون بوکان، بانه، مریوان و… نیز کسانی بودند که ساخت این وسیله را نزد ما یاد گرفتند.
واکاوی: هزینه تمام شده برای یک سه چرخه چقدر است و چقدر زمان لازم است تا یک کار به اتمام رسد؟
قیمت تمام شده اولین سه چرخه را خوب به یاد دارم، هفتاد هزار تومان بود، الان تقریبا ۱۱ الی ۱۲ میلیون تومان هزینه داشته و ۱۵ میلیون تومان برای مشتری آب می خورد. زمانی که شاگرد داشتم و یا برادر و پسرانم کنارم بودند شاید یک دستگاه را در عرض یک هفته آماده می کردیم، اما الآن که تنها هستم شاید سه هفته طول بکشد.
واکاوی: تا کنون چند دستگاه درست کرده اید و آیا از خارج از استان نیز سفارش داشتید؟
تعداد دقیق آن را نمی دانم، از خارج از استان نیز سفارشاتی داشته ایم. موتور، گیربکس و دیفرانسیل مورد استفاده ما همگی ساخت ژاپن هستند و در طراحی نیز سلیقه به خرج داده ایم که مورد استقبال قرار گرفته است، به عنوان مثال شهرداری قم جهت جمع آوری زباله چند دستگاه سفارش داد که در کوچه های قم که معمولا عرض کمتری دارند مورد استفاده قرار میگیرد.
امسال نیز چهار دستگاه را برای یک فرد ملایری جهت صادر به هند و پاکستان درست کردم. این فرد که خود صادر کننده ابزارآلات کشاورزی است، در کنار کارهای خود چهار دستگاه را به هند و پاکستان فرستاد که احتمالا سفارش های بیشتری در راه باشد و ما نیز با توسعه کارگاه و ایجاد اشتغال برای چند نفر بتوانیم به کار ادامه دهیم.
واکاوی: با وجود تمام زحماتی که برای این وسیله کشیده اید، اما نظر مردم ممکن است متفاوت باشد، آلودگی صوتی، رنگ و شمایل و … ممکن است دستاویزی برای تمسخر باشد، آیا هیچوقت از مردم دلگیر شده اید؟
هیچوقت از این موارد ناراحت نشده ام. بلکه خوشحال هم شده ام، چرا که مرا واداشته تا در کارم دقت بیشتری به خرج دهم. اگر اینطور نبود همان چند سه چرخه اول بود و دیگر دست از کار می کشیدم، اما من به کارم علاقه و برای آن ارزش و احترام قایلم. بسیاری از نقدها و پیشنهادها را قبول کرده ام که کار تا اینجا آمده و بسیار متفاوت با کار اولی و ابتدایی من است.
من سوی دیگر قضیه را هم می بینم، یکی از دوستانم که در انگلیس بود، یک بار برای مدت کوتاهی به ایران برگشت، این دوست ما نزد تمام صنعت کاران سقز از هر قشری رفت و همگی آنها را در یک دفترچه با عنوان “سقز صنعت” در هزار نسخه منتشر کرد که سه چرخه من نیز در بین آنها قرار داشت. اینها همه باعث دلگرمی من بوده است.
واکاوی: این خیابان را خیابان بهارستان نام گذاشته اند، اما این سه راهی را در آدرس های رسمی و غیر رسمی سه راه سه چرخه نام میگویند. چند وقت است این نامگذاری صورت گرفته و شما چه حسی از این نام گذاری دارید؟
از همان ابتدا یعنی سال ۵۸ که اینجا کارم را شروع کردم این سه راه به سه راه سه چرخه مشهور شد. این دستگاه از دید بعضی ها شاید وسیله ای مزاحم باشد، اما همین نامگذاری سبب ماندگار شدن آن شده و این نشان از تأثیرگذاری کارم است.
واکاوی: داستان این مینی لودر چیست؟
من ذاتا به وسایل نو علاقمندم. هر چیز جدیدی را در حیطه کاری خودم می بینم احساس می کنم باید در این زمینه کاری انجام دهم. دوست داشتم یک مینی لودر درست کنم. مشابه این در بازار که ساخت آمریکا و کانادا است حدود ۱۶۰ تا ۱۷۰ میلیون تومان است، من این را تنها با ۳۰ میلیون تومان درست کرده ام که به خاطر جثه کوچک و جابجایی راحت تر جهت انجام برخی امور در جاهایی مثل گاوداری، مرغداری، باغ، زمین های کشاورزی و … مورد استقبال قرار گرفته است.
واکاوی: به عنوان سوال آخر، با ۶۴ سال سن، به فکر بازنشستگی نیستید؟
از دید من صنعت یک هنر است، اگر صنعتکار واقعی باشیم و از روی علاقه دنبال آن رفته باشیم هیچوقت خسته نخواهیم شد. علاوه بر علاقه، من چون از این راه کسب روزی می کنم هیچوقت از آن دست نخواهم کشید.
در مورد بازنشستگی و بیمه، تا زمانی که خودم کارفرما بودم نمی توانستم بیمه شوم و قانونی در این رابطه وجود نداشت. سن ام که به ۴۹ رسید توانستم طبق قانونِ بیمه کارفرمایی خود را بیمه کنم، به ۵۰ که رسیدم باز هم منع قانونی بوجود آمد و ناچار به صورت کارگری بیمه شدم و الان شاید ۵ الی ۶ سال بیمه داشته باشم، هرچند دغدغه من بیمه نیست و تا کنون نیز صرفا علاقه ام را دنبال کرده ام، اما از کارم راضی هستم و خسته نیستم.
Spas bo êwaw bo kak elî berêzîş
خسته نباشید واقعا، امثال شما زیاد است ولی متاسفانه بعضی ها شرایط اقتصادی شان کفایت نمی کند یا خانواده ها اجازه نمی دهند …من خودم چندین نقشه باگی و … در سر دارم ولی متاسفانه شرایط اقتصادی ام اجازه نمی دهند و خانوادم کمک نمی کنند خدا قوت همشهری ، بژی سقز
اگر بخوام راستشو بگم این آدم بسیار آدم زحمت کشیده و میکشه
من نوه ی استاد علی کریمی هستم پدربزرگم به خاطره عوضاع اقتصادی همیشه زیر قرز وقوله ی زندگی بوده
سلام یه شماره تماس کسی داره از این اسناد من لازم دارم از این دستگاه ها
سلام.من میخوام خرید کنم.شماره ای کسی از ایشون داره؟
دمش گرم. اما چرا باید چنین چیزی برند جهانی بشه؟ از ظاهرش که پیداس ایمنی پایینی داره. و اصلا ظاهر جذاب و زیباییم نداره. چیزی برند جهانی میشه که هم ایمن باشه هم زیبا