نگاهی مختصر به آموزش و پرورش از منظر آمار و ارقام

✍️بختیار ناهید
اینک که تب تبریک و شادباشهای مسئولین و دستاندرکاران آموزش و پرورش به همدیگر در کسب نتایج درخشان در کنکور اخیر فروکش کرده، نگارنده قصد ندارد با عرضهی حقایقی آماری، کام شیرین همشهریان را با یادآوری نکاتی تکان دهنده در حوزهی آموزش و پرورش تلخ نماید. اما این شادیهای کوچک فرصت مغتنمی است -تا در ازدحام اخبار ناخوشایند- برای لحظاتی مردم به وجد آمده را به مناظر دیگری توجه دهد.
بر حکم وظیفه لازم است موضوع کنکور که نگارنده عامدا آن را آفت و بلایی بزرگ میخواند که سالهاست گریبانگیر بخش بزرگی از جامعه است، مورد کنکاش قرار دهد. فاجعهای که در میان بهت و حیرت و ناباوری سالی یکبار و هر سال سهمگینتر از سال قبل چون آوار زلزله بر سر خانوادهها فرود میآید و متولیان امر هم با فربه کردن سیستمی ناکارآمد به نام کنکور، هر بار شدیدتر از سال قبل بر طبل شادانه میکوبند و با مخدوش و عدم بیان حقایق خود را موفق و موفقتر از قبل به مردم عرضه مینمایند.
نگارنده از دستیابی به آمار و ارقام کلی محروم است. لیکن با استناد به اعدادی که در سایتهای محلی منتشر شده است در پی آنست که عدم کارایی و تناسب سیستم آموزش پرورش را برجستهتر نماید. بنا به اطلاعات موجود از جمع ۴۱۲۳ شرکت کنندهی کنکور سال جاری در شهرستان سقز کمتر از ۵۰ نفر حائز کسب رتبههایی شدهاند که فارغ از فشار اجتماعی میتوانند در رشتهای مورد علاقه یا نزدیک به آن ادامه تحصیل دهند. با تقسیم ۵۰ بر ۴۱۲۳ به عدد حدود یک درصد خواهیم رسید. یعنی از هر ۱۰۰ دانش آموز سقزی تنها یک نفر توانسته است در رشتهی مورد علاقهی خود ادامه تحصیل دهد.(این یک نگاه بسیار خوشبینانه است زیرا شکی نیست اگر از ۲۰۳۱ داوطلب رشتهی تجربی پرسیده شود که علاقمند به ادامه تحصیل در چه رشتهای هستند بیشک اکثریت قریب به اتفاق خواهند گفت: پزشکی! (به این افراد دانشآموزانی که به اجبار در سایر رشتههای علوم انسانی و ریاضی ادامه تحصیل دادهاند را هم باید افزود).
با این نگرش و اگر در حالتی ایدهآل و بسیار خوشبینانه تصور نماییم ۳۰۰ نفر در شهر سقز موفق به ورود به دانشگاه بعنوان هدف غایی از تحصیلات شوند و تمام این افراد از دانشگاه و رشتهای که در آن ادامهی تحصیل میدهند چنان خوشحال باشند که مسئولین خود را در جایگاه تبریک گفتن به همدیگر و خسته نباشید از زحمات طاقت فرسا بدانند، طبعا به ۳۸۲۳ نفر ناکام از راهیابی به دانشگاه نمیتوان چیزی جز تسلیت باد گفت!
در بازی با این اعداد و ارقام و با توجه به حدنصاب کسب نمرهی ۱۰ برای قبولی که در آموزش و پرورش ملاک شایستگی قبولی است آموزش و پرورش بیشتر از ۱/۵ (یک پنجم) از ۲۰ کسب نخواهد کرد، که واضحا نمرهی قابل قبولی برای ثبت در کارنامهی دستاندرکاران آموزش و پرورش نیست. با برجسته کردن چنین آمار و ارقام اسفباری، نگارنده از خود و خوانندگان میپرسد واقعا باید چه چیز را تبریک گفت و از چه چیزی خوشحال بود؟
شرح آموزش و پرورش در ایران حکایتی است پر آب چشم. سیستمی که در طی ۱۲ سال سعی و مجاهدت دانش آموزان و معلمان دلسوز و متعهد به رسالت آموزش و پروراندن فرزندان این جامعه که تربیت نیروی انسانی مورد نیاز جامعه از هر یکصد نفر تنها یک نفر موفق تحویل جامعه میدهد. ( پنهان نباید کرد سیستم آموزش و پرورش آمار قبولی در کنکور را بعنوان پارامتر اصلی و درخشان خود همواره به رخ کشیده است).
بسادگی مشخص است که سیستم آموزش و پرورش در ایران تنها در حوزهی توانمند کردن دانشآموزان در خواندن و نوشتن کارنامهی موفقی داشته است و غیر از مقطع ابتدایی نمیتوان این سازمان را در راهنمایی و تربیت نیروی مستعد مورد نیاز جامعه موفق و یا حتی نزدیک به موفق دانست.
با چنین شرح مختصری از موضوع _هر چند خوانندگان و خبرگان امر با شایستگی میتوانند صفحات بسیاری به آن بیافزایند_ نگارنده امیدوار است که نظام آموزش و پرورش در ایران ضرورت تغییر و تحول بنیادی در رویکرد خود به وظایفش را مد نظر قرار دهد و از بسنده کردن به رفرمهایی نظیر تغییر نام نظام جدید و نظام قدیم آموزش و پرورش و نظام واحدی و تغییر نام مقاطع راهنمایی و دبیرستان به مقطع اول و دوم دبیرستان احتراز نماید.
ساده و مختصر به محضر آن عالیجنابان عرض میکنم که: درست یا غلط، ثواب یا ناثواب حاصل برنامهریزی شما این بوده است که هدف و خواست غایی تمام خانوادهها و حتی خودتان از اولین روزی که کودک به پیش دبستانی فرستاده میشود این است که او در کنکور قبول و راهی تحصیلات عالی شود. صرف نظر از آنکه این ادامه تحصیلات چه نقشی در سرنوشت و آینده او دارد اما به واقع انتخاب دیگری برای خانوادهها متصور نیست.
اگر این رویکرد درست یا اشتباه است، اگر در محقق کردن خواست خانوادهها موفق و یا ناموفق هستید، مسئولیت و مسبب کامیابی ۵ درصد ناکامی بیش از ۹۵ درصد دانشآموزان وامانده از راهیابی به دانشگاه، تنها و تنها متوجه شماست، انتخاب با خودتان است که مفتخر باشید یا شرمنده، اما بی شک باید اقرار کنید که: هذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَيْنَا.
(توضیح: در این گفتار مکررا از سیستم آموزش و پروش نام برده شده است که نگارنده برای رفع هر گونه سوء برداشت لازم میداند توضیح دهد که مخاطب و منظور هیچگاه آموزگاران و معلمان محترم و دلسوزی که نقش مجریان برنامههای ابلاغی دارند را شامل نمیشود و مراد سیستم آموزشی موجود است.)
گفتم آهن دلی کنم چندی/ ندهم دل به هیچ دلبندی
سعدیا دور نیک نامی رفت/ نوبت عاشقیست یک چندی




