از امینالتجار کُردستانی تا زُهران ممدانی

✍اسماعیل شمس
نخستین انتخابات در تاریخ ایران پس از انقلاب مشروطه و در سال ۱۲٨۵ش یعنی حدود ۱۲۰ سال پیش برگزار گردید. مجلس شورای ملی هم در ۱۴ شعبان ۱۳۲۴/ ٣اکتبر ۱۹۰۶/ ۱۰ مهر ۱۲٨۵ افتتاح شد و نمایندگان برگزیده کار خود را آغاز کردند. یکی از ویژگیهای قابل توجه نخستین دوره مجلس شورای ملی انتخاب یکی از تاجران مشهور کُرد به نام سید امینالتجار کردستانی به عنوان نماینده تهران بود. او ازجملۀ تاجرانی بود که علاءالدوله، حاکم تهران، آنان را در آستانۀ جنبش قانونخواهی، بهعلت گران شدن قند به دارالحکومه احضار کرده بود. بهرغم این احضار، امینالتجار برخلاف تاجران مشروطهخواه، رابطۀ نزدیک خود با علاءالدوله و عینالدوله را حفظ کرد و حتی توانست نقش میانجی را میان مشروطهخواهان و دربار، ایفا کند. نویسنده روزنامه حبلالمتین نام او را در ردیف مؤسسین بانک ملی ایران ذکر کرده است.
هدف از این یادآوری تاریخی چیست؟ امروز پس از پیروزی زُهران ممدانی در انتخابات شهرداری نیویورک موجی از شور و شوق در میان برخی احزاب سیاسی و چهرههای مشهور مطبوعاتی داخل و خارج ایران دیده میشود.کاری به جنبههای سیاسی قضیه و کُریخوانیهای او و ترامپ علیه یکدیگر ندارم که همه درباره آن نوشتهاند. به شعارها و سرانجام او نیز که البته دورنمای مثبتی برای آنها نمیبینم هم نمیپردازم. از زاویهای که من به موضوع مینگرم گرفتن جشن پیروزی در داخل ایران برای ممدانی مصداق خودزنی و شلیک به خود است، زیرا یکصد و بیست سال پیش که در نخستین مجلس شورای ملی ایران یک تاجر کُرد سنی مذهب ساکن تهران به عنوان نماینده مجلس برگزیده شد، در امریکا هنوز یک مسلمان سیاه پوست حق نشستن در کنار یک سفیدپوست مسیحی را در اتوبوسهای نیویورک نداشت، چه رسد به اینکه شهردار شهر شود. پیشتر هم در کانال کردستاننامه آوردهام که شهردار تهران هم تنها دو سال پیش از مشروطیت کریمخان مختارالسلطنه، یک کُرد سنی بود (https://t.me/kurdistanname/636) که در جریان وبای تهران و به سبب ماندن در شهر برای دفن اموات گرفتار وبا شد و درگذشت.
به نظرم ملیگرایان و احزاب سیاسی داخل ایران و به ویژه آن گروهی که از دموکراسی و اصلاحطلبی و برابری دم میزنند به جای فرستادن نفرت و نفرین یا درود و سلام برای زُهران ممدانی که تنها به عنوان یک شهروند امریکا و بدون توجه به سابقه مهاجرت و تبار و مذهب و قومیتش برگزیده شده است، باید از خود بپرسند که آیا پس از ۱۲۰ سال اجازه میدهند یک کریم مختارالسلطنه دیگر شهردار تهران شود و یا یک امین التجار کردستانی دوم هم نماینده شهروندان تهران در مجلس گردد؟
اگر پاسخ، منفی است باید توضیح دهند که این روند عقبگرد که از قضا با تصویب متمم قانون اساسی مشروطه، اندکی پس از افتتاح مجلس اول آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد، سببش چیست؟ اگر قرار است پاسخی به این پرسش داده شود، لطفاً آن را به حساب مخالفت مراجع و علمای مذهبی نگذارید، زیرا آنان هیچگاه از آن سنخ شعارها ندادهاند و موضع خود را هم از همان روزهای نخست مشروطه در قبال اینگونه مسائل به صراحت بیان کردهاند. کسی که شعار داده است، باید پاسخ دهد و اگر از پسِ مخالفان برنیامده است، مقصر اوست که چرا شعاری داده که قدرت اجراکردنش را نداشته است.
این هم بماند که این روزها کمی دورتر از تهران در شهری که روزگاری به سبب تنوع قومی و دینی و مذهبی و زبانی ساکنانش، عملاً نیویورک ایران بود، از دانشگاه تا ورزشگاهش و از شورای شهر تا زایشگاهش و اینجا و آنجا و هرجایش بیهیچ ترس و واهمهای و با صدای بلند و رسا بر طبل نژادپرستی و نفرتپراکنی و تفرقهافکنی میکوبند؛ کُرد را مهاجر میخوانند و از اخراجش سخن میگویند. لطفاً بهجای هورا کشیدن برای یک مسلمان چپگرای سوسیالیست به نام زُهران ممدانی کمی در چرایی و چگونگی ظهور و موفقیت این پدیده در امریکا و آن هم در شرایط استثنایی کنونی تٲمل و تفکر کنید. حتماً مستحضر هستید که ممدانی با پشتیبانی کامل حزب دموکرات و سوسیالیستها و چپها و اقلیتهای جنسی و مولتیمیلیاردرهای رسانهای مانند جورج سوروس؛ و البته با وجود مخالفت سرسختانه دونالد ترامپ و مسیحیان انجیلی و لابی صهیونیستی مدافع نتانیاهو به پیروزی رسید.




