چهرهی نابرابر توسعه در کُردستان؛ راههای باریک، سدهای بیاختیار

کُردستان استانی است که در دو موضوع حیاتی، دو سر طیف را تجربه میکند: جادههایی که باریک و پرخطرند و آبهایی که فراوان اما در اختیار دیگراناند. این نابرابری آشکار، تصویری از توسعهای نامتوازن را در استان کُردستان در مقایسه با سایر استانها به نمایش میگذارد؛ توسعهای که در آن، «بدهها» فراوان بوده و «بستانی» در کار نیست.
رئیس پلیس راه استان کُردستان به خبرگزاری ایرنا گفته است: “محورهای سنندج–کرمانشاه، سقز–بوکان و سنندج–همدان بهترتیب پُرخطرترین مسیرهای استان از نظر تصادفات جادهایاند”. این سه مسیر درواقع سه ورودی از چهار ورودی اصلی کردستان از استانهای همجوار محسوب میشوند.
تجربهی رانندگی و مسافرت در این مسیرها برای بسیاری از ما یک تصویر آشناست، به این صورت که هرچه از شهرهای اطراف به سمت استان کُردستان نزدیکتر میشویم، بیشتر آزادراهها و بزرگ راهها جای خود را به جادههای فرسوده با باندهای دو طرفه یعنی راههای باریکتر و خطرناکتر میدهند.
این وضعیت تنها به مسیرهای ورودی محدود نیست و بازتابی از ضعف عمومی زیرساختهای حملونقل در سراسر استان است. در حالیکه استانهای همجوار از شبکهی گستردهی بزرگراهها و اتوبانها بهرهمندند، کردستان همچنان در انتظار راههایی ایمن و استاندارد مانده است.
در نقطهی مقابل، داستان آب در کردستان تصویری معکوس دارد. استانی که در حوزهی راه محروم است، از نظر منابع آبی غنی است. سرچشمهی بسیاری از رودخانههای مهم غرب کشور در دل کوهستانهای کردستان جاری میشود و مسیر نهایی آنها به دریاچهی ارومیه، دریای خزر یا خلیج فارس میرسد. اگرچه این روند طبیعی است، اما پروژههای انسانی در قالب سدسازی و انتقال آب سبب شده خود استان، بهرغم اینکه خاستگاه این منابع است، از آن بهرهی چندانی نبرد.
به اذعان مسئولان، مدیریت حدود یکسوم از سدهای استان کُردستان (۶ سد از ۱۸ سد) اصلا در اختیار خود استان کُردستان نیست. سد شهید کاظمی در خاک این استان است اما مدیریت و مصرف آن با آذربایجان غربی و شرقی است؛ سد گاوشان را کرمانشاه اداره میکند و سد تالوار بیجار را زنجان و همدان اداره و مصرف میکنند. در همین حال زمزمههایی مبنی بر انتقال آب سد آزاد سنندج به همدان هم به گوش میرسد.
در توجیه این وضعیت گفته میشود که «منابع آبی سرمایهی ملیاند و متعلق به همه»، اما همین نگاه در حوزهی راه جای خود را به بودجههای استانیِ محدود و قطرهچکانی داده است. در نتیجه، آبهای کردستان تأمینکنندهی حقابهی زیستمحیطی، شُرب و کشاورزی استانهای همسایهاند، در حالی که جادههای کُردستان که از همین استانها به اینجا منتهی میشوند هنوز فرسوده و همچنان حادثهخیزند.
به این ترتیب استان کُردستان امروز گرفتار یک دوگانگی آشکار است: از یکسو راههایی که سهم آن از توسعه را کم کردهاند و از سوی دیگر آبهایی که مایهی رونق دیگر استانها شدهاند. نتیجه، حرکتی نگرانکننده بهسوی استانی کمراه و کمآب است.
در پایان، یک سؤال بیپاسخ باقی میماند: اگر در هر «بده»ای، باید «بستانی» وجود داشته باشد، مسئولان و نمایندگان استان کُردستان در طی این سالها در مقابل این همه واگذاری، چه چیزی برای این استان دریافت کردهاند؟ چرا حداقل نتوانستهاند وضعیت این جادهها را بهتر کنند؟ آیا غیر از این است که توان چانهزنی و لابیگری ندارند؟ و یا به گرفتن کمترینها در مقابل دادن بیشترینها راضی شدهاند؟




