بارش پس از نا امیدی؛ بحران آب، مسئولیت انسانی و آزمون بلوغ تمدنی

✍️مامۆستا سیفالله فرجی| امام جماعت مسجد چهار یار نبی سقز
۱) بحران واقعی آب در ایران: از کمبارشی تا فروپاشی نظام مدیریت عمومی
ایران امروز با بحرانی در حوزهٔ آب مواجه است که صرفاً با واژههایی چون «خشکسالی» یا «کاهش بارش» قابل توضیح نیست. آنچه کشور با آن روبهروست، بحرانی ساختاری، نهادی و ناشی از فروپاشی نظام مدیریت عمومی منابع آب است. کاهش بارندگی تنها یک متغیر طبیعی در معادلهای بسیار پیچیدهتر است؛ متغیری که در صورت وجود مدیریت عقلانی، سیاستگذاری مبتنی بر علم و مصرف بهینه، میتوانست مهار شود، اما در بستر سالها سوءمدیریت، برداشت بیرویه و تصمیمسازیهای غیرعلمی، به عامل تسریع فروپاشی بدل شده است.
دادههای رسمی و گزارشهای بینالمللی نشان میدهد که در سال ۲۰۲۵، ذخایر سدهای حیاتی اطراف تهران—از جمله لتیان، لار، ماملو و امیرکبیر—به کمتر از ۱۰ تا ۱۵ درصد ظرفیت اسمی سقوط کردهاند و برخی عملاً کارکرد مؤثر خود را از دست دادهاند. این وضعیت در سطح ملی نیز تکرار میشود؛ دهها سد کشور در آستانه یا زیر خط بحرانی ۲۰ درصد ظرفیت قرار دارند؛ وضعیتی که امنیت آب شرب، پایداری زیستی شهرها و ثبات اجتماعی را بهطور مستقیم تهدید میکند[١].
در سطحی عمیقتر، بحران در فروپاشی سفرههای آب زیرزمینی خود را آشکار میسازد. برداشت چندبرابری از ظرفیت تجدیدپذیر طبیعی این منابع، به فرونشست زمین، تخریب زیرساختها و از دست رفتن غیرقابل بازگشت ذخایر استراتژیک آب انجامیده است[٢]،[٣]؛ در حالی که بقا و زندگی بخش بزرگی از جمعیت کشور همچنان به این منابع ناپایدار وابسته است.
از منظر تخصیص منابع، تصویر نگرانکنندهتر میشود: بیش از ۹۰ درصد آب کشور در بخش کشاورزی مصرف میشود، در حالی که سهم این بخش در تولید ناخالص داخلی و اشتغال، حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد است. این عدمتناسب، نه خطایی فنی، بلکه نشانهٔ فقدان نظام مدیریت عمومی مبتنی بر بهرهوری، عقلانیت اقتصادی و ارزیابی هزینه–فایده است.[٤]
پیامدهای اجتماعی بحران دیگر فرضی نیستند: کاهش فشار آب، قطع و سهمیهبندی، و حتی طرح سناریوهای جابهجایی جمعیت شهری وارد ادبیات رسمی شدهاند. گزارش AP News هشدار میدهد که در تهران، تداوم خشکسالی و افت شدید ذخایر سدها—از جمله کاهش سد لتیان به حدود ۹ درصد—میتواند به سهمیهبندی گسترده یا جابهجایی جمعیت منجر شود[٥].
مجموع این شواهد نشان میدهد که بحران آب ایران، بحرانی تمدنی و مدیریتی با پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و امنیتی است.
۲) چارچوب قرآنی بحران آب: منطق علّی، مسئولیت انسانی و شکست مدیریت
قرآن در مواجهه با طبیعت، رویکردی احساسی یا تسلیبخش ندارد؛ بلکه با منطقی علّی و دقیق، رابطهٔ میان قانون طبیعی، کنش انسانی و پیامد تمدنی را تبیین میکند. ترکیب آیهٔ ۲۲ سورهٔ حجر و آیهٔ ۲۸ سورهٔ شوری، چارچوبی منسجم برای فهم بحران آب ارائه میدهد.
﴿وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً﴾
«و بادها را بارورکننده فرستادیم، پس از آسمان آبی فرو فرستادیم.»
واژهٔ «لَواقِح» نشان میدهد که طبیعت سامانهای فعال، دقیق و قانونمند است. قرآن چرخهٔ آب را مستقل از ارادهٔ انسان و تابع قوانین مشخص معرفی میکند؛ تصویری که با دانش معاصر هیدرولوژی و فیزیک جو کاملاً همخوان است[٦]،[٧]،[٨]،[٩].
اما نقطهٔ کانونی هشدار در ادامهٔ آیه نهفته است:
﴿… فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنْتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ﴾
«و آن را به شما نوشاندیم، در حالی که شما خزانهدار آن نیستید.»
این عبارت، نفی توان فنی نیست؛ نفی صلاحیت تمدنی است. انسان مجاز به بهرهمندی است، نه مالکیت مطلق. توهم ذخیرهسازی کامل و کنترل بیحد منابع طبیعی، سرآغاز فروپاشی است؛ همان وضعیتی که امروز در سدهای خالی و سفرههای فرونشستهٔ ایران مشاهده میشود.
این منطق با آیهٔ شوری تکمیل میشود:
﴿وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا﴾
«اوست که بارشِ نجاتبخش را پس از آنکه ناامید شدند فرو میفرستد.»
«قنوط» در این آیه، یأس فردی نیست؛ ناامیدی ساختاری از کارآمدی نظامهای مدیریتی است. غَیث زمانی نازل میشود که جامعه به بنبست عقلانیت مدیریتی خود پی برده است. قرآن تصریح میکند که غَیث جایگزین مدیریت نیست؛ آخرین فرصت اصلاح است. نزولی حسابشده، نه وفوری که خطاها را پنهان کند.
﴿وَيَنْشُرُ رَحْمَتَهُ﴾
«و رحمت خویش را میگستراند.»
رحمت، صرف بارش نیست؛ رحمت زمانی محقق میشود که بارش به مدیریت عقلانی، ذخیرهسازی هوشمند، توزیع عادلانه و مصرف بهینه تبدیل شود. بدترین کفر نعمت، نه کمبارشی، بلکه اتلاف و نسبتدادن شکستهای انسانی به طبیعت و آسمان است.
پایان آیه با ﴿الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ﴾ هرگونه توهم معجزهگرایی را میبندد: خدا ضامن قانون است، نه جایگزین عقل انسان.
۳) راهکارهای کلیدی
راه برونرفت از بحران آب، انتظار بارش نیست؛ اصلاح نظام مدیریت عمومی است:
مدیریت یکپارچهٔ منابع آب بر پایهٔ دادههای علمی
استقلال نهادهای تخصصی و تصمیمسازی غیرسیاسی
توقف حمایت از الگوهای کشاورزی آببر و کمبازده
سرمایهگذاری در آبیاری نوین، بازچرخانی فاضلاب و کاهش تبخیر
مشارکت واقعی جوامع محلی، شفافیت نهادی و آموزش مصرف بهینه بهمثابه معنای عملی شکرگزاری
نتیجهگیری
بحران آب ایران شکست طبیعت نیست؛ شکست مدیریت انسانی است.
بارشهای مقطعی، نشانهٔ رهایی نیستند؛ آزمون عقلانیت، نظام مدیریت عمومی و بلوغ تمدنیاند. اگر این فرصتها با «توهم وفور» به اصلاح ساختاری منجر نشوند، نه نعمت، بلکه هشداری برای فروپاشی عمیقتر خواهند بود.
منابع:
[١]«خشکشدن منابع آب تهران در تشدید بحران آب ایران»، رویترز، ۱۲ نوامبر ۲۰۲۵.
[٢] مرکز دادههای باز ایران، ایران پیشتاز کاهش آب زیرزمینی در خاورمیانه و رتبهٔ پنجم جهانی (۱۴۰۴).
[٣] «خشکسالی انسانساخت، عامل غالب کاهش آب زیرزمینی در ایران»، ساینتیفیک ریپورتس ۱۱ (۱۳۹۹).
[٤] «برآورد کاهش آب زیرزمینی در حوضههای آبریز ایران با استفاده از دادههای چاهها»، مجلهٔ واتر ۱۴، شمارۀ ۱ (۱۴۰۱).
[٥]«پایتخت ایران با سهمیهبندی و احتمال جابهجایی روبهروست اگر بارش نیاید»، ایپی نیوز، ۷ نوامبر ۲۰۲۵.
[٦] نایر، ویشنو و همکاران. ۱۴۰۴. «بادهای سطحی دریا و تعامل آئروسل-ابر». پیشچاپ ایجییو اسفر. کالج سلطنتی لندن و مؤسسه هواشناسی فنلاند.
[٧] آندریا، م. او. و همکاران. ۱۳۸۳. «انتقال گرد و غبار و باروری ابرها در مناطق گرمسیری». نیچر.
[٨] سینفلد، جان اچ. و اسپيروس پاندیس. ۱۳۹۵. «شیمی و فیزیک جو». چاپ سوم. وایلی.
[٩] راملی، فابیولا و همکاران. (۱۴۰۳). «رشد شتابیافته کریستالهای یخ در سامانههای طبیعی ابر». نشریه پیانایاس نکسوس، دانشگاه زوریخ.




