فرصتهای از دست رفته؛ درباره یک دهه فرصتسوزی در مدیریت شهری سقز

مرور عملکرد شورای شهر و شهرداری سقز در دو دوره اخیر، تصویری نگرانکننده از توقف توسعه و از دست رفتن فرصتها را پیش روی افکار عمومی میگذارد. بازه زمانی ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۵، برای بسیاری از شهروندان سقزی میتوانست فرصتی برای پیشرفت و بهبود مدیریت شهری باشد، اما در عمل به دورهای از تعلیق و عقبماندگی در مقایسه با شهرهای همجوار تبدیل شده است.
شورای شهر و شهرداری، بهعنوان دو رکن اصلی مدیریت شهری، در دو دوره اخیر در سقز به جای ایفای نقش موتور محرک توسعه، عملاً این شهر را در وضعیت ایستایی نگه داشتند. اگر این دو دوره را بهعنوان یک بازه دهساله در نظر بگیریم، میتوان گفت سقز یک دهه فرصت برای توسعه خود را از دست داده است؛ موضوعی که اکنون حتی در فرآیند بررسی صلاحیت نامزدهای دوره جدید شورا نیز بازتاب یافته است. جدا از عدم ثبتنام و استعفای دو نفر، رد صلاحیت پنج نفر از اعضای دوره ششم که برای حضور در دوره هفتم نامنویسی کرده بودند، توسط هیئت اجرایی (با وجود امکان اعتراض رد صلاحیتشدگان به این تصمیم) و با استناد به ضعف در اجرای طرحهای توسعهای و فقدان سرمایهگذاریهای کلان، نشانهای دیگر از بیبرنامگی و فرصتسوزی در مدیریت شهری است.
رسانه واکاوی پیش از این، در گزارشهای مختلف، عملکرد شوراها و شهرداران ادوار گذشته را با یکدیگر مقایسه کرده بود. در اغلب دورهها، دستکم در حوزه عمران، نشانههایی از تحرک و اقدام قابل مشاهده بود؛ اما در دو دوره اخیر، این روند عملاً متوقف شد. مقایسه چهره امروز سقز با یک دهه پیش، سادهترین معیار برای داوری است؛ بهجز لکهگیری آسفالت معابر که آنهم با کمترین بارندگی به حالت قبل برگشته است و احداث چند بوستان محلهای، کدام پروژه شاخص عمرانی به سرانجام رسید؟ کدام طرح نیمهتمام به پایان رسید و کدام پروژه جدید و اثرگذار تعریف شد و وارد مرحله اجرا شد؟ این در حالی است که شهرهای همجوار در همین سالها شاهد افتتاح پلها، بلوارها و پروژههای سرمایهگذاری متعدد بودهاند.
بخش مهمی از این رکود را باید در درون شورای شهر جستوجو کرد. شورایی که بهجای اتکا بر همان رأی حداقلی شهروندان و تلاش برای اعتمادآفرینی، عمر خود را صرف اختلافات داخلی و چنددستگی کرد، طبعاً نمیتوانست بستری برای تعامل مؤثر با سایر نهادها فراهم کند. شورایی که حتی در ایجاد حداقل تفاهم میان اعضای خود ناکام بود، چگونه میتوانست نقش هماهنگکننده توسعه شهری را ایفا کند؟
شورایی که بهجای الزام شهردار به چابکسازی بدنه شهرداری، عملاً مسیر تزریق نیرو از طرق مختلف و عمدتا دوست و آشنا را در پیش گرفت کجا وقت تهیه و تدوین چهار صفحه برنامه قابل اجرا را خواهد داشت؟ این افراد در چنین شرایطی دست بردار نبوده و تلاش داشته و دارند راه ورودشان به دور بعد را هموار کنند.
اعضای شورا و شهردار به جای پرداختن به کارهای جدی در زمینههای عمرانی و سرمایهگذاری و دعوت از سرمایهگذاران دارای اهلیت، بدون توجه به شعارهایی که خود ارائه دادند، پنج سال را صرف کارهای روتین و اقدامات پوپولیسیتی با کمترین بازدهی کردند.
در این میان، نقش شهردار منتخب این شورا نیز قابل چشمپوشی نیست. مدیری که با تکیه بر شکاف و دوگانگی میان اعضای شورا، یک دوره پنجساله را پشت سر گذاشت، اما دستاورد مشخصی جز ساماندهی نسبی بدهیها _آن هم عمدتاً از طریق تهاتر املاک_ برای شهر به جا نگذاشت. در مقابل، پروژههای عمرانی یکی پس از دیگری به فصول بعدی موکول شدند و همین سابقه در چهار سال گذشته باعث شده چشم هیچکس از وعده تدوین بودجه ۱۴۰۵ و تعریف پروژههای جدید و اتمام پروژههای نیمهکاره آب نخورد.
البته سهم نهادهای فرادست در این وضعیت نیز قابل انکار نیست. فرمانداری، دفتر امور شهری و معاونت عمرانی استانداری، با توجیه ثبات در مدیریت شهری، عملاً از مؤاخذه جدی شورا و شهرداری در برابر کمکاریها و عقبماندگیها پرهیز کردند؛ رویکردی که به تداوم وضعیت موجود دامن زد.
برآیند این شرایط، سبب شکلگیری این برداشت عمومی در میان شهروندان سقزی شده است: شهری که نهتنها همپای شهرهای اطراف خود پیش نرفت، بلکه در یک وضعیت تعلیق نگه داشته شد. برای بسیاری از سقزیها این دهه “دهه از دست رفتن فرصتها” برای سقز است؛ روایتی که اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند پاسخگویی جدی از سوی بانیان آن است.




