نگاهی به مواضع نماینده سقز و بانه در مورد کولبران

هم‌زمان با بارش برف در دی ماه و کوران بی برنامه‌گی‌های با برنامه، سخنان نسنجیده‌ی یک بازیکن پیشین فوتبال در یک برنامه‌ی تلویزیونی کام مردم را تلخ‌تر کرد، پس از آن، مصاحبه‌ی هفته قبل نماینده‌ی محترم مردم سقز و بانه در مجلس بود، مصاحبه‌ای که نامبرده ادعاهایی بسیار بدیع و عجیب مطرح نموده بودند. با اینکه وی در چند روز گذشته با ارائه توضیحاتی در مورد این مصاحبه تلاش داشت تا نشان دهد که از صحبت‌های وی سوء برداشت شده، اما چنین توجیهاتی از جانب وی مسبوق به سابقه است کما اینکه در دوران تبلیغات و چند روز مانده به انتخابات اسفند ۹۸، خبر انتصاب وی به یک جریان سیاسی و توجیه او در آن ماجرا نیز روی داد. با اینکه در مورد مصاحبه هفته گذشته و توضیحاتی که بعدها ارائه داد تلاش کردم تا چندان به موضوع ورود نکنم اما روز گذشته (۲۳ بهمن) مصاحبه دیگری از این نماینده منتشر شد که دیگر جای سکوت باقی نمی‌گذاشت.

با این مقدمه‌ی کوتاه که در بضاعت این یادداشت است و با یادآوری این مطلب که نگارنده لودگی‌های بازیکن پیشین فوتبال را لایق هیچ پاسخی نمی‌داند، هرچند سزاوارتر است که صدا و سیما در انتخاب کارشناسان برنامه‌های خود دقت بیشتری نماید. پخش این برنامه‌ی تلویزیونی، ناخواسته بار دیگر موضوع “کولبران کردستان” را به صدر اخبار آورد. منتها این بار امکان مناسبی برای “موج سواری‌” را هم فراهم آورد. افرادی از این رهگذر بر احساسات کردستانی‌ها -که شوربختانه نشان داده‌اند مستعد نیش خوردن‌های چند باره از یک سوراخ هستند- سوار شده و برای روز نیاز اعتباری کسب نمایند.

اما در مورد مصاحبه نماینده؛ باید اقرار کنم که بعد از خواندن مصاحبه (۱۶ بهمن) در ابتدا فکر کردم که این مصاحبه “فیک نیوز” و ساختگی است و از سوی بدخواهان به جناب نماینده منتسب گردیده است تا به اعتبار ایشان لطمه‌ای وارد نمایند. زیرا ادبیات مصاحبه بسیار سطحی و پر از اشتباهات نگارشی و دستوری بود. اما با بررسی مجدد آدرس خبرگزاری در کمال ناباوری متوجه شدم این خبر واقعی است و این اظهارات سخنان ایشان است.

گفته‌های نماینده‌ی محترم دارای نکاتی بود که در نوع خود تازگی دارد، از آنجا که این یادداشت تحلیلی است تنها به اختصار به چند مورد از آن‌ها اشاره شده و تحلیل نگارنده بلافاصفه بعد از هر موضوع در داخل پرانتز آمده است.

جناب نماینده فرمایش نموده‌اند :
۱- “کولبران دیگر یخچال و تلویزیون جا به جا نمی‌کنند. چون دیگر اینها وارد نمی‌شوند زیرا دولت ۱۰۰ نوع کالا را سامان دهی کرده است.”
(نگارنده: عجب! که اقلام سنگین نظیر یخچال و تلویزیون را خط زده‌اند و اقلامی سبک نظیر پوشک بچه را جایگزین نموده‌اند. فقط یادآوری می‌کنم کولبرها برای حمل کالا بصورت وزنی دستمزد می‌گیرند و یک کیلو آهن از یک کیلو پنبه سنگین‌تر نیست!
از طرف دیگر دولت لازم است علاوه بر کالاها مسیرها را هم ساماندهی نمایند تا کولبران مجبور نشوند از کوه و پرتگاه عبور نمایند. یا حداقل کوه‌ها را هم آسفالت نمایند. بعبارتی دیگر در ساماندهی سنگ تمام بگذارند!)

۲- “کولبری مسئله‌ای پیچیده است چون تنها مربوط به کردستان نیست.”
(نگارنده: یعنی اگر کولبری تنها مربوط به کردستان بود دیگر مسئله‌ی پیچیده‌ای نبود؟ یقینا حق با شماست و بیشک اگر کولبری فقط مسئله‌ی کردستان بود خیلی وقت پیش مسئله‌ی کولبرها هم مانند بسیاری از مسایل کردستان مانند جاده‌های ناامن، مشکل آب آشامیدنی سقز و بانه، فرودگاه باستانی سقز، و ده‌ها طرح دیگر حتما تاکنون با درایت مسئولین حل شده بود! ولی جسارتان موضوعی که ذهن را مشغول می‌کند این است که چرا دولت با به رسمیت شناختن کولبری خود کمر همت به سامان‌دهی آن بسته است؟ بلاخره اگر کولبری یک مسئله است کار دولت حل مسئله است نه ساماندهی مسائل.

از سوی دیگر طبیعی است که بعد از سامان دهی مسئله دیگر چیزی به نام مسئله سامان دهی شده نداریم. هرچند به نظر می‌رسد در این ساماندهی بازنگری شود چون عجیب نیست که دولت یک عده را ساماندهی کند که از بیراهه و با به‌خطر انداختن جانشان بصورت مخفیانه کالا به درون مرزها قاچاق نمایند؟ بهتر نیست با انکار کولبری و پاک کردن صورت مسئله بسادگی آن را حل کنید؟)

۳- “کولبران در حال حاضر در کارهای نامتعارف و قاچاق همچون مشروبات الکلی و اسلحه فعال هستند.” (نگارنده: اصلاح جمله بندی برای درک فرمایش جناب نماینده از من است. پیشنهاد می‌شود کولبران بد که کارهای نامتعارف انجام می‌دهند از کولبران خوب که کارهای متعارف انجام می‌دهند جدا شوند. مثلا کولبران خوب را کولبران ۱۰۰ قلمی بنامیم و اگر احیانا تعداد کالاهای سامان‌دهی شده کم و زیاد شد آنها را کولبران ۱۰۱ قلمی یا ۹۹ قلمی یا کولبران ۱۰۰ قلمی سابق بنامیم.)

۴- “دولت ۱۰۰ قلم کالای اساسی را ساماندهی کرده تا ماهیانه این افراد حقوق ۳ میلیونی کولبران واقعی برسد.”
(نگارنده از تصحیح این جمله عاجز بود.
ظاهرا مبلغ ۳ میلیون درآمد ماهیانه چنان مورد توجه احاد جامعه قرار گرفته است که مشکل دیگری نیز بر مشکلات افزوده شده است و آن پدیده‌ی شوم “کولبران غیر واقعی” یا “کولبرنما” در مقابل “کولبران واقعی” است!
راه حل یا همان ساماندهی، باید نهادهایی برای تشخیص کولبر واقعی از کولبرنما (کولبر غیر واقعی) هم تاسیس شود تا این ۳ میلیون تومان تنها به دست کولبران واقعی برسد و دست کولبرنماها از این سفره کوتاه شود.)

۵- “در دیدار اخیر با رئیس جمهور پیگیر احداث کارخانه و ایجاد اشتغال ویژه “جوانان فارغ التحصیل” و “کولبران” شدیم.”
(نگارنده: به احترام این همه اقدام شایسته، من سکوت! من نگاه!)

۶- “دانه درشت‌های قاچاق به نام کولبر و طرح ادعای کشتن کولبران در مناطق مرزی بر علیه نظام تبلیغ کرده و در حالی است که اینها در استان کردستان واقعیت ندارد!!!!”
(نگارنده:چهار علامت تعجب از من است. جناب نماینده را ارجاع می‌دهم به سخنرانی یکی از نمایندگان مجلس. ظاهرا نماینده‌ی از کردستان که اتفاقا از نظر اسم و ظاهر خیلی به شما شبیه هستند ما او را نمی‌شناسیم ولی شما حتما می‌شناسید. این نماینده در اواخر دولت جناب روحانی که آفتاب عمرش به لب بام رسیده بود و گیر دادن به ایشان مد شده بود و هزینه‌ای هم نداشت! مدعی شده است که به مغز کولبران با گلوله‌ی سربی شلیک شده و کشته می‌شوند آنهم نه گلوله‌های سربی دشمن که گلوله‌های خودی.
ما آن وقت هم مثل حالای نماینده‌ی عزیز می‌دانیم که به کولبرها شلیک نمی‌شود و شلیک به کولبران واقعیت ندارد و بعضی از آنها که احتمالا کولبرنما هستند با اهداف تبلیغی خودشان به خودشان شلیک می‌کنند اما خوب است که شما یک تذکری هم به این آقای همکارتان بدهید. هرچند می‌دانیم سیاست پدر و مادر ندارد.)

سخن آخر:
عالی‌جناب!
کاش کلمات را توان آن بود که فریاد بزنند و با صدای بلند ادا شوند تا این بخش از یادداشت بر سر مسئولین نعره بکشد که:
کولبری شغل نیست! کار نیست! انتخاب نیست!
کولبری مایه‌ی افتخار هیچ کوردی نیست که خود یا برادرش یا پدرش یا دوست و همسایه‌اش کولبر باشد.

کولبر انسان ناامید، وامانده، بی انتخاب و دردمندی است که ترجیح داده است بجای بالا رفتن از دیوار کسی تنها به سبب متولد شدن در این استان مرزی به درد کولبری مبتلا ‌شود.

کولبری اصولا مسئله نیست چه برسد به این که مسئله‌ی پیچیده‌ای باشد! کولبری بازی تلخی است که یک سویش رنج، اضطراب، نداری، سرما، بیم جان، گلوله، امید لقمه‌ای نان، سقفی کوتاه بر سر و فرسودن جان انسان است و طرف دیگرش شمایانی که مدعی هستید کولبری یک مسئله است و سال‌هاست از حل آن درمانده‌اید.

هرچند کار ما از گریه گذشته است و به این می‌خندیم؛ اما حیفم آمد این یادداشت را با بیتی کوتاه و خردمندانه از سعدی که تذکری است برای تدبر قبل از سخن گفتن بپایان نرسانم.
تا مرد سخن نگفته باشد / عیب و هنرش نهفته باشد

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا