‍ بحران ها از پی هم می آیند

به گزارش واکاوی، تعطیلی مدارس در این فصل از سال ممکن است امری معمولی باشد اما در روزهای اخیر تعطیلی برخی از مقاطع واکنش دانش آموزان سایر مقاطع تحصیلی را به دنبال داشته و فضای مجازی نیز کمکی شد برای این دسته از دانش آموزان. اما این واقعیت را نباید انکار کرد که تنها سردی هوا و سیستم گرمایشی عامل این اعتراض و نگرانی ها نیست، بسیاری از ما به یاد داریم که دانش آموزان در گذشته با وجود بارش برف زیاد، نبود سیستم حمل و نقل آنچنانی و نیز بخاری های نفت سوز کمتر شاهد تعطیلی مدارس بودند، ولی امروز وضعیت نه در حد مطلوب بلکه نسبت به گذشته تفاوت های زیادی داشته است و بسیاری از دانش آموزان ابتدایی دارای سرویس ایاب و ذهاب بوده و نیز مدارس دارای سیستم های گرمایشی به تناسب بهتری نسبت به گذشته هستند و در همین مورد مدیر آموزش و پرورش سقز در گفتگو با واکاوی گفت سیستم های گرمایشی مدارس به صورت هوشمند بوده و این نمی تواند دلیلی برای تعطیلی مدارس باشد. همچنین دانش آموزان دبیرستانی نیز می توانند با سیستم حمل نقلی که به مراتب بهتر از گذشته است رفت و آمد کنند. از سوی دیگر بسیاری بر این اعتقادند که در روزهایی که ممکن است رفت و آمد دانش آموزان به سختی صورت گیرد کلیه مدارس را با دو ساعت تأخیر آغاز کنند تا همه دانش آموزان بتوانند هم در یک فرآیند معقول به کلاس های درس برسند و هم از عقب ماندگی درسی جلوگیری شود که در همین ارتباط نیز آموزش و پرورش فرآیند تعطیلی مدارس را اینگونه تشریح کرده است: پس از اعلام سازمان های ذیربط از جمله هواشناسی، محیط زیست و …، ستاد بحران شهرستان مستقر در فرمانداری با هماهنگی ستاد بحران استان نسبت به تعطیلی مدارس تصمیم گیری خواهد نمود. سپس این مدیریت با هماهنگی اداره کل آموزش و پرورش استان کردستان اطلاع رسانی لازم را انجام خواهد داد. بنابراین مدیریت آموزش و پرورش شهرستان به عنوان عضوی از اعضای ستاد بحران نمی تواند رأسا در خصوص تعطیلی یا عدم تعطیلی مدارس تصمیم گیری نماید.

اما ریشه این مشکلات کجاست؟
استمرار و بقای هر جامعه ای مستلزم آن است که مجموعه باورها، ارزش ها، رفتارها، گرایشها، دانش ها و مهارتهای آن به نسل های جدید منتقل شود که مکانیزم این انتقال آموزش و پرورش است که در معنای عام مترادف با جامعه پذیری است یعنی پروسه ای که افراد از طریق آن به یادگیری نقش ها، قواعد، روابط و به طور کلی فرهنگ جامعه خود می پردازند. امروزه آموزش و پرورشِ مدرسه ای بخش مهم و اجتناب ناپذیری است که بدون آن پیشرفت و ترقی افراد میسر نبوده و با تغییراتی که در زندگی اجتماعی بشر رخ داده است فرد برای یک زندگی اجتماعی و نیز یادگیری فنون و مهارت های لازم ملزم به یادگیری این نوع از آموزش است. به طور کلی ضروری ترین عنصر هر نظام آموزشی داشتن یک هدف مشخص است که در پی آن برنامه ریزی های دقیق و منظمی صورت گرفته و تمامی ارکان یک مجموعه موظف به پیشبرد آن هستند تا بدین وسیله موجبات اعتلای فکری و فرهنگی فرد و جامعه فراهم گردد. اما باید اذعان کرد که در ایران به سبب پیچیدگی ساختاری که در کل سیستم وجود دارد، آموزش و پرورش بیشترین رنج ها را از این نابسامانی می برد و نه تنها برای پیشبرد آن تلاشی صورت نمی گیرد بلکه محل و مأمنی شده است تا با توسل به آن ضعف ها و ناتوانی ها در سایر ارکان سیستم را لاپوشانی کرده و نقش یک مسکن را به این نهاد دهند.
نا گفته پیداست که آموزش و پرورش اهداف نداشته خود را گم کرده و در خلق محیطی مناسب برای رشد فکری دانش آموز ناکام مانده است و اینگونه است که دانش آموز نیز بدون هیچگونه رغبت و علاقه ای پا به این محیط گذاشته و در بزنگاههای مختلف سعی در فرار از این موقعیت دارد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا