مالیات بر مماشات

اخیرا رئیس مرکز ملی بهبود فضای کسب و کار وزارت اقتصاد گفته است که مالیات مشمول دستفروشان هم می‌شود و اساساً چرا دستفروش نباید مالیات بپردازد؟ هر فردی بابت هر میزان درآمد بالاتر از سقف تعیین شده باید مالیات بپردازد.

برای ترسیم بهتر وضعیت دستفروشی آن را می‌توان اینگونه توصیف کرد؛ برخی گوشه خیابان یا پیاده رو بساط می‌کنند و جایی موقت را به خود اختصاص داده‌اند. عده‌ای دیگر اجناس را بر روی گاری و فرغون چیده‌اند و گاهی هم جابجا می‌شوند. این اواخر انواع وانت, خاور, سواری پیکان و پراید هم اضافه شدەاند که علاوه بر کاسبی، نیمچه سرپناهی هم محسوب می‌شود و اگر لازم باشد دوره‌گردی هم می‌کنند اما جملگی موسوم به دستفروش هستند ولی گردشکار آنها در شرایط مختلف فصلی, مناسبتی و اجتماعی تغییر می‌کند و ممکن است لبو فروش فصل سرما در روزهای پایانی سال ترقه داد و ستد کند یا بهاران ریواس و کنگر و تابستان خربزه و هندوانه به شرط چاقو عرضه کند.

اغلب پس از ترک مکان استقرار, ذکر خیرشان نیست؛ از کوبیدن میخ بر تنه درختان تا روشن کردن آتش در فضاهای سبز و پیاده‌روها بگیرید تا رها کردن زباله‌ها در معابر عمومی که جزو صحنه‌های پُر تکرار است و جالب است بدانید سد معبر در مناطق پر ازدحام برای بساط کنندگان ضروری است و رقابت و رجزخوانی با کسبه سنتی بازار را بر خود آسان گرفته‌اند و شنیدن طنین دم صبح و سر ظهرشان رسمی نا مأنوس شده است.

تنوع فعالیت، دستفروشان بساطی و دوره گرد را از نظارت‌های قانونی دور نگه داشته است و بدیهی است که از هرگونه مزایای شغلی و تأمین اجتماعی نیز بی‌بهره باشند. گفتنی است هر دو دسته نیز علامت سؤال‌های بسیاری بر سیما و منظر شهری کشیدەاند.

اما دستفروشان تنها نیستند و دسته دومی بنام خریداران پسماند و ضایعات را هم می‌توان به این سوگواره افزود، هر دو طیف در پی روزی حلال هستند اما در یک فرایند معکوس پیش می‌روند; دسته دوم مادامیکه از سلامت فکری برخوردار باشند بە نظر می‌رسد آسیب چندانی بر پیکر شهر وارد نیاورند زیرا ساز و کار قانونی مدیریت پسماند و چرخه بازیافت ناقص یا ناموجود است و آنها نیز کمابیش از جمع آوری پسماند ارتزاق می‌کنند، اما به معتادان متجاهر که می‌رسیم یکباره همه چیز تغییر می‌کند و انتقاداتی وارد است ولی در نهایت کارگران بی جیره مواجب شهرداریها و محیط زیست هستند که با خود نامهربان بوده اند.

گفته می‌شود وجود دست فروشی در شهرهای خطی و فاقد بازار سنتی و سایر اشکال آن مانند مال و پاساژ و هایپر و … اجتناب ناپذیر است، اما در شهری که فضای تجاری بلااستفاده و متروکه دارد سؤالاتی را به اذهان متبادر می‌کند.

شائبه ترک فعل برخی ارگان‌های دولتی و نیمه دولتی، اتاق اصناف و… هر روز بیشتر قوت می‌گیرد و اگر انفعال سد معبر را اضافه کنیم باید به مماشات با وانت‌ها و ترافیک رو مُخی در سطح شهر هم اشاره ای داشت که آستانه تحمل روانی را بە شدت کاهش داده است.

هر چند تصاویر آشفته ورودی‌های سه‌گانه شهر هم که در تصرف متکدیان رسمی است یادآور فیلم‌های بالیوودی و نمایش مدیریت فله‌ای و فلاکت است، ولی اضافه شدن آیتم دستفروشی به درگاه ملی مجوزها و گنجاندن آن در زمره مشاغل مشمول مالیات پردازی را دیگر کجای دلمان بگذاریم؟

فارغ از اینکه این اقدام اجرایی بشود یا نه، اما نقش مدیریت و عملکرد برخی ارگان‌ها و ترسیم چهره‌ای ناخوشایند از شهر را نباید در دستفروشی بی‌تأثیر دانست و حال باید مالیات این موضوع را هم پرداخت کنیم.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا