کارنامه سیاه و مردود ستاد بحران سقز؛ از فرمانداری و شهرداری تا برق و راهداری

بارش برف در سه روز گذشته اگرچه از بسیاری جنبهها شادیآور بود، اما این تنها روی سفید آن بود، روی دیگر آن را باید در سیاهی کارنامه مجموعه ستاد بحران شهرستان سقز جستجو کرد که در چهره شهر و اختلال در عبور و مرور گرفته تا گرفتاری هزاران خودرو، مسدود شدن راه دهها روستا و قطع برق چندین روستا و محله شهری خود را نمایان کرد. از همینرو احتمال اینکه مردم نمره قبولی به چنین ستادی در چنین بحرانی بدهند بسیار کم است.
عدم برفروبی درست و درمان معابر شهری و اکتفا به چند خیابان و میدان اصلی که بیشتر جلو دید هستند، گرفتار ماندن حدود دو هزار خودرو در محور سقز–دیواندره، بسته شدن راه چندین روستا، شکستن صدها تیر برق و قطع برق روستاها و محلههای شهری، تنها بخشی از زنجیرهای از وقایعی است که در سه روز گذشته مردم سقز آن را احساس کردند، فهرستی آنقدر بلند که دیگر نیازی به دفاع و توجیه باقی نمیگذارد.
این در حالی است که طی دستکم ۱۰ روز گذشته، هشدارهای مکرر هواشناسی درباره بارش سنگین برف، یخبندان، وزش باد و احتمال انسداد راهها در رسانهها و شبکههای اجتماعی منتشر شده بود. هشدارهایی که اگر جدی گرفته میشد، باید به آمادگی کامل، پیشدستانه و هماهنگ ستاد بحران با مدیریت فرماندار و عضویت شهرداری، راهداری، اداره برق، هلال احمر و … منجر میشد. اما آنچه امروز دیده میشود، گواهی روشن بر این واقعیت است که آمادگی، اگر هم وجود داشته، در پایینترین سطح انتظار بوده است.
در مدیریت شهری، بهجای گزارش شفاف از اقدامات مؤثر، آنچه بیشتر به چشم میآید تصاویر بازدیدهای نمایشی مدیران، اعضای شورا، شهردار و حتی فرماندار از واحدهای شهرداری است. بازدیدهایی که شهرداری آن را با این لحن بازتاب داد؛ “فرماندار سقز تلاشهای شهرداری و راهداری را ستود”! این تقدیر و ستایش اگرچه ممکن است برای کارگران زحمتکش دلگرمکننده باشد، اما در مقام نتیجه و عملکرد مدیران هیچ نسبتی با واقعیت میدانی ندارد. عملکرد شهرداری، راهداری و اداره برق نهتنها شایسته ستایش نیست، بلکه در بسیاری از بخشها جای توبیخ جدی داشته و دارد.
با گذشت ۲۴ ساعت از اتمام بارش برف اما خیلی از معابر اصلی و فرعی در محلههای مختلف شهر برفروبی اساسی نشدهاند و شاهد لغزندگی و مختل شدن عبور و مرور هستیم.
راهداری سقز روز گذشته و در حالیکه از حوالی ساعت ۱۰ تا ۴ و ۵ عصر و قبل از شروع بارش فرصت کافی برای برفروبی مسیر سقز به دیواندره داشت اما نتوانست پاسخگوی حضور صدها خودرو در این مسیر باشد و در نتیجه باعث گرفتار شدن بیش از دو هزار خودرو بود. هنوز هم راه خیلی از روستاها بسته است و مردم در تأمین مایحتاج اولیه ماندهاند. دردسرهایی که از محل کمتوجهی اداره برق متوجه مردم شده است نیز مزید بر مشکلات در روستاها شده است.
در چنین شرایطی فرماندار سقز، بهعنوان عالیترین مقام اجرایی شهرستان و رئیس ستاد بحران، نمیتواند از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کند. برای مردم، تفکیک میان دستگاهها اهمیتی ندارد؛ دو هزار رانندهای که ساعتها در جاده گرفتار شدند، قبل از هر ادارهای فرمانداری را مسئول میدانند. چه جای ستایش از مدیریت شهری است که در برفروبی و نمکپاشی خیابانها مانده است؟ روستاهایی که راهشان بسته و برقشان قطع است، این سؤال را مستقیم از فرماندار میپرسند که چرا مدیری که به کار گماشتهاید با وجود تجربه تلخ سالهای گذشته، اقدام به نوسازی و آسیبشناسی شبکه برق نکرده است؟
البته قسمت زیبای ماجرا آنجاست که بخش قابل توجهی از مدیریت این بحران را نه دستگاههای مسئول، بلکه خود مردم و نیروهای داوطلب بر دوش کشیدهاند. از انتقال افراد گرفتار در روستاها گرفته تا رساندن نان و مایحتاج اولیه، از ترمیم موقت شبکه برق تا بازگشایی مسیرها، همه و همه با همت گروههای مردمی، آفرودسواران و خود روستاییان انجام شده و یا در حال انجام است. همان مردمی که تابستان با بیبرقی دستوپنجه نرم کردند، امروز یار اداره برقی شدهاند که باید پاسخگو باشد.
کافی است لحظهای تصور کنیم اگر این مردم، اینچنین مسئولانه عمل نمیکردند، چه فاجعهای رقم میخورد. آیا مدیران میتوانستند بهتنهایی از پس این حجم از بحران برآیند؟ پاسخ روشن است: خیر. این سرمایه اجتماعی هم باید دیده شود، هم بهدرستی به کار گرفته شود و هم قدردانش بود؛ نه اینکه ناکارآمدی مدیریتی پشت روی خوش مردم پنهان بماند.
ستاد بحران سقز امروز نه به تقدیر نیاز دارد و نه به گزارشهای فرمایشی! آنچه مردم میخواهند، پاسخگویی، اصلاح فوری و برنامهای روشن برای جلوگیری از این وقایع است و بس!




