نتایج کنکور، جلوەای از نابرابری اجتماعی

بررسی نتایج کنکور امسال بر مبنای دهکهای اقتصادی، عمق نابرابری آموزشی را نشان میدهد. نمودار فوق بیانگر آنست که به ویژه در دو گروه آموزشی علوم تجربی و ریاضی، صاحبان درآمدهای بالا در دهکهای ۹ و ۱۰ اقتصادی، بیشترین رتبههای زیر ۳۰۰۰ را بدست آوردەاند. این امر مبین آنست که اکثریت پزشکان، دندانپزشکان، داروسازان و مهندسان آینده از میان خانوادههای متمول و مرفه برگزیده میشوند.
این تحول یک پیامد اساسی بالقوه ویرانگر را بدنبال دارد: امکان پیشرفت و تحرک اجتماعی برای اقشار کم برخوردار از راه تحصیلات عالی کمتر از هر زمانی است و چه استعدادهای فراوانی زیر چرخهای ماشین غول پیکر بیعدالتی له میشوند.
از این منظر در ایران نیمەی دوم قرن بیست – دوران پهلوی دوم و دو دهەی ابتدایی پس از انقلاب – فرصتهای بیشتر و برابرتری برای فرودستان اقتصادی وجود داشت. چرا که با ترکیبی از استعداد و پشتکار میتوانستید به موفقیتهای تحصیلی و سپس فرصتهای شغلی ممتاز و درآمدزا دست پیدا کنید. اما در سه دهەی اخیر با فرادستی نوعی “نئولیبرالیسم اسلامی” بر یک ساختار اقتصادی رانتیر، عملا این امکان از بخش مهمی از جمعیت سلب شده است.
درست است که در پنجاه سال طلایی موصوف، نابرابری عمودی وجود داشت و به آسانی با ضریب جینی قابل محاسبه بود. اما نابرابری افقی به معنای بی عدالتی در دسترسی به خدمات آموزشی، درمانی، ورزشی و تفریحی و جداسازی فضاهای زندگی و سطوح نابرابر کیفیت زندگی هرگز به اندازەی امروز نبود.
نکتەی تلخ اینجاست که بیعدالتی پیشگفته به کنکور سراسری و دانشگاههای داخلی محدود نمیشود. کسانی که موفق به کسب رتبههای پایین نشدەاند، میتوانند به دانشگاههای کم اعتبار کشورهای دور و نزدیک رفته و پس از بازگشت به کشور با پرداخت مبلغی، مدرک تحصیلی شان را معادلسازی کنند.
این موارد جدا از سهمیەهای وحشتناک و مبتذلی است که در یک نظام رانتیر بر مبنای نوعی حامی پروری رها از منطق و نظارت توزیع میشود. اینها گوشەای از کارنامەی درخشان تراکم نابرابری افقی و عمودی در جامعەی اسلامی است!

