داستان روستای میرەدێ پس از احداث سد چراغویس
تشنگی در کنار آب

روستای میرەدێ در کنار سدی ایستاده که قرار بود با خود آبادانی بیاورد، اما تا این لحظه نتیجه احداث سد چراغویس برای این روستا و سایر روستاهای اطراف جز بیآبی، نابودی کشاورزی، زیر آب رفتن خانهها راههای ارتباطی، بلاتکلیفی و در نهایت مهاجرت اهالی چیزی نبوده است. سدی که امیدِ توسعه بود، امروز برای مردم میرەدێ نماد محرومیت است. اکنون پروژه انتقال آب از این سد به بانه، این محرومیت و نادیده گرفتن را پُررنگتر کرده است.
از حدود دو سال قبل و با تصمیم مسئولان مبنی بر بهرهبرداری کامل از سد چراغویس، هر اندازه که آب سد بالا میآمد، نبض زندگی در روستای میرەدێ هم نامنظمتر زد. حالا وضعیت بدتر شده است، روستا در محاصره آب است اما اهالی تشنهاند، زمینهای کشاورزی در کنار آب هستند اما خبری از کشاورزی پُررونق نیست، مدرسه شبانهروزی زیر آب رفته و تحصیل دختران و پسران منطقه با مشکل مواجه شده است، راه دسترسی سایر روستاها دور و دورتر شده است، خانهای برای ماندن و زمینی برای ساخت و ساز نیست و در یک کلام زندگی رو به مرگ است.
اکنون پروژه انتقال آب از سد چراغویس به بانه با هدف رفع تنش آبی در این شهر که احتمالا اهداف تبلیغاتی و انتخاباتی برای ادوار بعد هم پشت آن باشد، محرومیت میرەدێ را پُررنگتر کرده است، گرچه اهالی با انتقال آب مخالف نیستند و حتی آن را افتخاری برای خود میبینند اما در گفتگو با واکاوی بیان داشتند که این حق روستایی که همهچیزش را برای این سد داده است نیست که از حداقلها یعنی آب خوردن محروم باشند.
۲۵ سال انتظار برای هیچ!
علی محمدنژاد، عضو شورای روستای میرەدێ، با اشاره به تاریخچه احداث سد چراغویس میگوید: کلنگ احداث سد حدود ۲۵ سال پیش زده شد. آن روزها خوشحال بودیم و فکر میکردیم باعث رونق منطقه میشود، اما باور کنید تا امروز هیچ خیری از آن ندیدهایم. در این سالها فقط ضرر کردهایم. ما درست کنار سد هستیم اما هنوز آب شرب نداریم.
او میگوید همزمان با اجرای پروژه انتقال آب به بانه، مردم میرەدێ خوشحالندکه مردم بانه از آب چراغویس استفاده میکنند، اما انتظار داریم مسئولان در کنار آن، برای میرەدێ هم کاری کنند. پس از ۲۵ سال انتظار این حق میرەدێ است که حداقل آبِ خوردن داشته باشد. اما نه تنها این امر حداقلی ممکن نشده است بلکه خیلی چیزها را برای این سد دادیم. بخش زیادی از زمینهای کشاورزیمان زیر آب رفت و سایر زمینها هم حق استفاده از این آب را برای کشاورزی ندارند. حتی مدرسه شبانهروزی میرەدێ که پذیرای دانشآموزان روستاهای اطراف بود، زیر آب رفت و جایگزینی برایش ساخته نشد. راه ارتباطی بیش از ۳۵ مزرعه نیز با بالا آمدن آب سد از بین رفت و حالا باید ۸ کیلومتر مسیر اضافی را طی کنیم تا به آنسوی سد برویم.
محمدنژاد با حسرت ادامه میدهد: میرەدێ روزی یکی از بزرگترین روستاهای منطقه بود، مرکز دهستان و پررونق. حالا اما بسیاری مهاجرت کردهاند و از آن سرزندگی و شادابی خبری نیست. قبلاً در همین مسیری که ایستادهایم دهها مغازه از بقالی و سوپرمارکت گرفته تا جوشکاری و مکانیکی و سایر صنفهای خدمات رسانه به مردم منطقه وجود داشت، اما حالا همه تعطیل شدهاندو صاحبان آن کسب و کارها مجبور به مهاجرت شدهاند.
سایت جدید بیامکانات
به گفتهی او، سایت جدیدی که برای اسکان مردم تعریف شده، فاقد هرگونه زیرساخت است:
نه آب دارد، نه برق، نه فاضلاب و نه طرح هادی در آن اجرا شده است، فقط تکلیف گاز مشخص شده است. به مردم گفتهاند اگر خسارتتان را گرفتید، خانهها را تخلیه کنید، اما در سایت جدید هیچچیز آماده نیست. وامی که برای ساخت خانه میدهند فقط ۴۰۰ میلیون تومان است، آنهم اگر ضامن پیدا شود. در این شرایط اقتصادی این مبلغ هیچ دردی را دوا نمیکند. قیمت زمینی که از مردم برای احداث جاده و مسیر گرفتند، فقط ۲۰۰ هزار تومان به ازای هر متر مربع بود؛ مبلغی که حتی پول یک کیلو گوشت مرغ نمیشود.
ورود فاضلاب ۱۹ روستا به داخل سد
عضو شورای میرەدێ در آخر میگوید: یکی از مشکلات اساسی منطقه، ورود فاضلاب ۱۹ روستا از جمله میرەدێ به داخل سد است. قرار بود با اجرای سیستم تصفیه (سپتینگ)، مانع ورود این فاضلابها به سد شوند، اما پروژه هرگز اجرا نشده است. حالا هم اهالی نگران آلودگی آب و خطرات بهداشتی ناشی از آن هستند.
بلاتکلیفی اهالی در حریم سد
محمدرسول قادری، دهیار میرەدێ، مشکل دیگری را مطرح میکند: حدود ۱۴۰ خانوار هنوز در حریم سد زندگی میکنند. چون منطقه در محدوده حریم چهار قرار دارد، هیچ مجوزی برای ساختوساز یا بازسازی داده نمیشود. خانههایی با قدمت ۴۰ تا ۵۰ سال باقی ماندهاند، اما نه اجازه بازسازی دارند، نه تملک میشوند. از طرفی در سایت جدید زمینی به آنها تعلق نمیگیرد چون هنوز نوبت تملک حریم چهار نرسیده است. همین باعث بلاتکلیفی و ناامیدی مردم شده است.
به گفته او، خانههای قدیمی معمولاً بزرگ بودند، حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ متر. بخشی برای زندگی، بخشی برای دام و انبار و گاراژ و… اما در سایت جدید فقط ۱۵۰ متر زمین میدهند. معلوم نیست تکلیف دامها و وسایل مردم چه میشود!
او درباره چاه وعده داده شده از سوی شرکت مجری انتقال آب میگوید:
قول داده بودند چاهی برای آب شرب حفر کنند و اگرچه کارشناسها از ابتدا گفتند آبدهیاش مناسب است، حالا همان چاه هم عملاً بیفایده مانده و مشکل آب همچنان پابرجاست.
میرەدێ؛ روستایی کنار سد، بینصیب از آب
یکی دیگر از اهالی به نام کاک عُمر در گفتوگویی کوتاه میگوید:
«روستای ما در کنار سد است اما برای یک پارچ آب باید کیلومترها راه طی کنیم. شخصاً روزانه ۶۰۰ هزار تومان میدهم تا تانکر سیار آب بیاورد. بیشتر مردم از روستا رفتهاند و میرەدێ به خرابه تبدیل شده است. ما نه کشاورزی داریم، نه دامداری، نه امیدی برای آینده. انتظار داریم مسئولان این صحبتها را بشنوند و برای رفع مشکلات ما چارهای بیاندیشند.
صحیت آخر اهالی میرەدێ این است؛ آنچه از این سد و به نام توسعه نصیبشان شده فقط محرومیت بوده است. آنها از مسئولان میپرسند: چطور برای انتقال آب از چراغویس به بانه دو هزار میلیارد تومان اعتبار در مدت زمان کمی تخصیص داده میشود، اما برای خود میرەدێ کاری نمیشود؟ اگر هدف رفع مشکل مردم است، باید مشکلات را جامع دید؛ یعنی در کنار بانه، به وضعیت سقز، روستاها و کشاورزی نابودشدهی منطقه هم توجه کرد. میرەدێ سرچشمهی آبی است که بانه را سیراب میکند، اما خودش تشنه مانده است.




