به مناسبت روز گردشگری
گردشگری در سقز زیر سایه بیبرنامگی و کمتوجهی

در حالی روز پنجم مهرماه در تقویم رسمی به عنوان روز گردشگری نامگذاری شده است که سقز با وجود مجموعهای از ظرفیتهای تاریخی، طبیعی و فرهنگی، هنوز نتوانسته تصویری روشن از خود به عنوان یک مقصد گردشگری ارائه کند؛ مسئلهای که بیش از کمبود جاذبه، به حفاظت، معرفی و بهرهگیری از داشتههای موجود بازمیگردد.
سقز برای گردشگر چه دارد؟ پاسخ در نگاه اول ساده است؛ طبیعت، آثار تاریخی، بازار، فرهنگ و میراثی که بخشی از آن ریشه در تاریخ چند هزار ساله منطقه دارد. اما پرسش مهمتر این است که از این داشتهها چه استفادهای شده است؟ و چه فرصتهایی از دل آن خلق شده است؟
گردشگرپذیر بودن یک شهر صرفاً به داشتن چند پارک، المان شهری، چند اثر تاریخی یا جاذبه طبیعی محدود نمیشود. یک شهر زمانی به مقصد گردشگری تبدیل میشود که بتواند جاذبههای خود را به تجربهای قابل عرضه برای مسافر تبدیل کند؛ یعنی گردشگر بداند چرا باید به آن شهر برود، چه ببیند، کجا بماند، چه بخورد، چه بخرد و با چه خاطرهای شهر را ترک کند.
از این منظر، مسئله سقز لزوماً کمبود جاذبه نیست؛ بلکه چگونگی مواجهه با همین ظرفیتهای موجود است. زیویه یکی از مهمترین نمونههاست. محوطهای که میتواند یکی از محورهای اصلی گردشگری تاریخی منطقه باشد، اما در روزی که به نام گردشگری در تقویم ثبت شده، برنامه مشخصی برای بازدید عمومی از آن دیده نمیشود. همین موضوع به خوبی فاصله میان «داشتن ظرفیت» و «فعال کردن ظرفیت» را نشان میدهد.
سایر آثار تاریخی هم وضعیت چندان متفاوتی ندارند. حمام حاجی صالح که قرار است موزه شهر باشد، درهای بسته دارد. کاروانسرای تاجوانچی از میان رفته و بناهایی مانند عمارت فیضاللهبیگی و حمام تاریخی روستای قلندر در معرض فرسودگی و نابودی قرار دارند. خانه کمانگر همچنان در وضعیت بلاتکلیف قرار دارد و نتایج روشنی از کاوشها در کوشکله و قبرستان تاریخی اطراف میدان موکریان به دست مردم نرسیده است.
اینها فقط چند بنا یا تاریخی نیستند؛ هر کدام میتوانستند بخشی از یک روایت بزرگتر از تاریخ و هویت سقز باشند. اما وقتی یک اثر حفاظت نمیشود، امکان بازدید از آن فراهم نیست یا برنامهای برای معرفی و استفاده از آن وجود ندارد، صرف ثبت نام آن در فهرست آثار تاریخی نمیتواند آن را به یک جاذبه گردشگری تبدیل کند.
بازار تاریخی سقز نیز میتوانست یکی از مهمترین نقاط گردشگری شهر باشد؛ جایی که اقتصاد، معماری و زندگی روزمره مردم در کنار تاریخ شهر قرار گرفته است. با این حال، امروز حتی نشانههای روشنی از هویت تاریخی بازار به چشم نمیآید. تلاشهای اخیر برای ایجاد ظاهری تاریخی نیز این پرسش را ایجاد کرده که آیا بازسازی و ساماندهی انجامشده با معماری بومی و هویت واقعی منطقه همخوان است یا صرفاً قرار است تصویری نمادین از یک بازار تاریخی ساخته شود؟ حتی نبود یک سرویس بهداشتی مناسب، مسئلهای ساده اما مهم، نشان میدهد که زیرساختهای اولیه گردشگری نیز هنوز جدی گرفته نشدهاند.
در چنین شرایطی، صحبت از برند گردشگری سقز دشوار است. هنوز مشخص نیست سقز قرار است با چه ویژگی مشخصی در ذهن مسافر شناخته شود. تاریخ زیویه؟ بازار و فرهنگ کُردی؟ غذا؟ صنایعدستی؟ طبیعت؟ یا ترکیبی از همه اینها؟
پاسخ البته میتواند ترکیبی از همین ظرفیتها باشد، اما برای تبدیل آنها به محصول گردشگری، برنامه، سرمایهگذاری، حفاظت، روایتپردازی و هماهنگی میان دستگاههای مختلف ضروری است که جای خالی آنها در سقز بهجد احساس میشود.




