از کتابخانه تا ساختمانی خاموش؛ روایت افول یک فضای فرهنگی در سقز

کتابخانه پارک مولوی سقز که سال‌هاست محل مراجعه اهالی کتاب و مطالعه است، به گفته بسیاری از مراجعه‌کنندگان با مشکلات جدی در بخش‌های مختلف روبه‌رو شده است؛ از نمای بیرونی بی‌هویت و فضای نامناسب گرفته تا فرسودگی امکانات داخلی. ساختمانی که اگر تابلوی سردر آن نبود، شاید کمتر کسی از بیرون متوجه کاربری فرهنگی آن می‌شد؛ در حالی که در برخی شهرها مانند سلیمانیه، استفاده از نمادهای کتاب و پیکره نویسندگان، هویت فرهنگی کتابخانه‌ها را از همان ورودی به نمایش می‌گذارد.

احتمالا بسیاری از شهروندان سقزی دست‌کم یک‌بار گذرشان به کتابخانه پارک مولوی افتاده است؛ چه برای مطالعه در دوران کنکور و امتحانات، چه برای امانت گرفتن کتاب یا حضور در برنامه‌های فرهنگی. اما این روزها وضعیت این کتابخانه از نگاه مراجعه‌کنندگان، فاصله زیادی با جایگاهی دارد که یک مرکز فرهنگی باید داشته باشد.

نمای بیرونی کتابخانه، نخستین تصویری است که به مخاطب ارائه می‌دهد؛ اما در اینجا خبری از نشانه‌های فرهنگی، المان‌های مرتبط با کتاب یا فضایی دعوت‌کننده نیست. ساختمانی که اگر تابلوی آن نصب نشده بود، شاید تشخیص کاربری آن برای بسیاری از رهگذران دشوار بود. دیوارهای پشتی ساختمان نیز به دلیل حضور معتادان متجاهر و کارتن‌خواب‌ها، شرایط نامناسبی پیدا کرده و چهره‌ای فرسوده به محیط داده است.

در مقابل، کتابخانه عمومی شهر سلیمانیه نمونه‌ای متفاوت از نگاه به یک فضای فرهنگی است. در اطراف و ورودی این کتابخانه از المان‌های کتاب و پیکره نویسندگان شناخته‌شده استفاده شده تا مخاطب از همان ابتدا بداند وارد فضایی فرهنگی شده است. فضای داخلی نیز با بخش‌بندی‌های مختلف تجربه‌ای متفاوت برای مراجعه‌کنندگان ایجاد کرده است.

اما کتابخانه سقز همچنان با کمبود چنین امکاناتی روبه‌رو است. یکی از مراجعه‌کنندگان با اشاره به وضعیت داخلی کتابخانه می‌گوید: «سیستم تهویه مناسب نیست و گرمای هوا در سالن‌ها آزاردهنده است. میز و صندلی‌ها فرسوده شده‌اند، سرویس بهداشتی وضعیت مناسبی ندارد و سر و صدای درها و فضای داخلی، تمرکز مراجعه‌کنندگان را کاهش می‌دهد.»

او همچنین معتقد است تعطیلی کتابخانه در روزهای رسمی و جمعه‌ها با نیازهای شهروندان همخوانی ندارد و باید مانند بسیاری از کتابخانه‌های شهرهای بزرگ، امکاناتی مانند صندوق امانات برای سهولت استفاده مخاطبان فراهم شود.

یک مراجعه‌کننده دیگر نیز به شرایط مطالعه دختران در ایام کنکور اشاره می‌کند و می‌گوید اختصاص اتاق‌های ویژه مطالعه (VIP) در این ایام همواره با چالش‌هایی همراه بوده است. به گفته او، محدودیت زمانی فعالیت کتابخانه در برخی روزها و تقسیم‌بندی نوبت‌های استفاده، نیازمند بازنگری برای ایجاد شرایط برابر میان مراجعه‌کنندگان زن و مرد است.

در نهایت، وضعیت امروز کتابخانه پارک مولوی تنها مسئله یک ساختمان نیست؛ بلکه به نوع نگاه مدیریت شهری و متولیان فرهنگی به فضاهای عمومی بازمی‌گردد. از شورای فرهنگ عمومی و فرمانداری گرفته تا اداره کتابخانه‌ها و شهرداری که طبق قانون موظف به اختصاص سهم نیم‌درصدی از درآمد خود به کتابخانه‌هاست، هرکدام در بهبود شرایط این فضا نقش دارند.

شهرداری سقز در سال‌های اخیر از ایجاد پاتوق‌های فرهنگی سخن گفته است؛ اما پیش از تعریف عنوان‌های جدید، شاید احیای همین فضاهای موجود و تبدیل کتابخانه‌ای که امروز خاموش و بی‌هویت به نظر می‌رسد، به یک مکان فرهنگی شایسته، گامی ضروری‌تر باشد.

مطالب مرتبط

یک دیدگاه

  1. وضعیت اسفناک سالن مطالعه کتابخانه عمومی پارک شهر سقز

    میز و صندلی‌های شکسته، تعطیلی پیاپی، هجوم پشه‌ها و حشرات موذی، محیط کثیف و آلوده، این‌ها تنها بخش کوچکی از مشکلات این سالن است و این موارد تنها بخشی از واقعیت تلخیست که کاربران این مکان با آن روبرو هستن،

    یکی از پرتکرارترین و تعارفاتی‌ترین شعارهایی که این روزها از رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی شنیده می‌شود، دعوت مردم به مطالعه و کتاب‌خوانی است. میان تعارف، شعار و ترویج بسیار فاصله است، ترویج فرهنگ مطالعه و کتابخوانی با شعار محقق نمی‌شود؛ بلکه نیازمند فراهم کردن حداقل امکانات و ایجاد محیطی مناسب برای مطالعه است.

    امروز بسیاری از جوانان و نوجوانان این شهر، با امید موفقیت در آزمون‌های مختلف یا صرفاً برای مطالعه، به این سالن مراجعه می‌کنند، اما با مشکلاتی مانند هجوم حشرات، صدای آزاردهنده و فرسودگی سیستم تهویه، محیطی کثیف و نامناسب و امکانات فرسوده روبه‌رو می‌شوند؛ شرایطی که تمرکز و آرامش لازم برای مطالعه را از بین می‌برد.

    در حالی که کتابخانه عمومی از بودجه عمومی بهره‌مند است و در مقاطع مختلف از فضای آن برای برگزاری نمایشگاه، فروشگاه، همایش و سایر برنامه‌ها استفاده می‌شود، این پرسش مطرح است که چرا حتی امکان تعمیر یا نوسازی سیستم تهویه و خنک‌کننده، تعویض صندلی‌های فرسوده یا نصب توری برای جلوگیری از ورود حشرات وجود ندارد؟ کاربران ناچارند برای تحمل گرما پنجره‌ها را باز کنند؛ پنجره‌هایی که هیچ‌گونه حفاظ یا توری برای جلوگیری از ورود حشرات ندارند.

    بخش دیگری از این وضعیت اسفناک مربوط به نحوه فعالیت و ساعات فعالیت این کتابخوانه است، در کشوری که با احتساب روز جمعه ٧٨ روز از ٣٦٥ روز سال تعطیل رسمی است چرا بایستی پنچشنبه ها به صورت نیمه وقت فعالیت داشته باشد؟ اصلا چرا باید این مجموعه در روزهای جمعه و … تعطیلی داشته باشد؟ در حالی که در کشورهای توسعه یافته سالن های مطالعه به صورت شبانه‌روزی با امکانات و تجهیزات مناسب در حال فعالیت هستن، شهرستان سقز عملا تنها دو سالن مطالعه با کاربری عمومی موجود است که یکی از آن ها (گاراژ میرده) از رده خارج و غیر قابل استفاده است و دیگری یک سوم سال تعطیل است.

    در پایان، چند سؤال ساده اما مهم مطرح است:

    آیا ترویج کتاب‌خوانی تنها در حد شعار کافی است؟

    آیا شأن و لیاقت جوانان و شهروندان سقز، استفاده از چنین سالن مطالعه‌ای است؟

    بودجه و درآمدهای این مجموعه دقیقاً صرف چه اموری می‌شود؟

    ساعت کاری و فعالیت سالن مطالعه جرا باید محدود و فقط در روزهای غیر تعطیل باشد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا