شاهکار در دل بازار سقز!

پروژه ساماندهی سقف بازار تاریخی سقز که با وعده بهسازی و احیای هویت تاریخی اجرا شد، امروز با پرسشهایی جدی درباره کیفیت اجرا، تناسب مداخلات و حفاظت از میراث شهر روبهروست. در حالی که ستونها و میدانچههای تازه، نشانی روشن از تاریخ سقز ندارند، بناهای ارزشمند شهر یکی پس از دیگری به فراموشی سپرده میشوند.
بازار تاریخی سقز قرار بود با اجرای پروژه ساماندهی سقف، جانی تازه بگیرد؛ فضایی که علاوه بر رونق کسبوکار، بتواند بخشی از هویت تاریخی شهر را حفظ و حتی زنده کند و به مقصدی برای گردشگران تبدیل شود. مسئولان از بهسازی و اصلاح سقف، احداث میدانچهها و ایجاد رواقهای آجری سخن میگفتند؛ وعدههایی که در نهایت، دستکم در سیمای قابل مشاهده پروژه، به جانمایی ستونهایی با ابعاد و تناسبات متفاوت و ایجاد فضاهایی انجامید که ارتباط روشنی میان آنها و پیشینه تاریخی بازار سقز دیده نمیشود.

پرسش اصلی این است: آیا ساماندهی یک بازار تاریخی صرفاً به معنای ایجاد چند ستون، میدانچه و رواق آجری است؟ اگر هدف، احیای هویت تاریخی و تقویت ظرفیت گردشگری بازار بوده، پس نشانههای این هویت کجاست؟ چه نسبتی میان عناصر تازهاحداثشده و معماری بومی، حافظه جمعی و تاریخ اقتصادی سقز برقرار شده است؟ بدون پاسخ روشن به این پرسشها، عنوان «ساماندهی» بیشتر از آنکه بیانگر یک برنامه هدفمند برای حفاظت از میراث باشد، به نامی برای مجموعهای از مداخلات عمرانی تبدیل میشود.
نگاهی به وضعیت موجود، ضرورت بازنگری در این رویکرد را برجسته میکند. در محل تلاقی میدانچههای جدید با سقف مغازههای قدیمی، بهجای شکلگیری فضایی یکپارچه و هماهنگ، آشفتگی بصری و ناهماهنگی در اجزای معماری به چشم میخورد. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح است که آیا پیش از اجرای پروژه، مطالعات کافی درباره ساختار تاریخی بازار، نیازهای کسبه، تناسبات معماری و نحوه اتصال بخشهای جدید به بافت موجود انجام شده است؟ اگر چنین مطالعاتی صورت گرفته، نتایج آن تا چه اندازه در شکل نهایی پروژه بازتاب یافته است؟
هزینهکرد منابع عمومی برای فضاهایی که هویت تاریخی مشخصی ندارند و پیوند آنها با سیمای اصیل بازار روشن نیست، نیازمند توضیح و ارزیابی کارشناسی است. جذب گردشگر با نصب عناصر تازه و ایجاد فضاهای ظاهراً تاریخی اتفاق نمیافتد؛ گردشگر بیش از هر چیز به اصالت، روایت تاریخی، معماری بومی و تجربهای متفاوت نیاز دارد. بازاری که نشانههای هویتی آن در طراحیهای نامتناسب گم شود، نمیتواند صرفاً با چند میدانچه به مقصدی گردشگری تبدیل شود.

نگرانکنندهتر آنکه این مداخلات در شرایطی انجام میشود که بخشی از میراث تاریخی سقز، در همان محدوده شهر، با خطر فراموشی یا تخریب روبهروست. کاروانسرای تاجوانچی، دیگر بهعنوان یک ظرفیت تاریخی قابل استفاده در دسترس نیست. ورودی حمام حاجی صالح، بنایی که عنوان موزه شهر بر تابلوی آن دیده میشود، به محلی برای آویزانکردن کولهپشتی مغازههای اطراف تبدیل شده است؛ وضعیتی که پرسشهایی جدی درباره شأن و جایگاه این اثر تاریخی ایجاد میکند. مقداری دورتر خانه کمانگر نیز همچنان در انتظار تعیین تکلیف و روشنشدن سرنوشت خود است.
این تضاد، مسئله مدیریت میراث شهری در سقز را جدیتر میکند: از یکسو برای ساماندهی بازار هزینه میشود و از سوی دیگر، بناهایی که میتوانند شناسنامه تاریخی شهر باشند، از برنامهای روشن برای حفاظت، مرمت و بهرهبرداری فرهنگی محروم میمانند. اگر قرار است سقز بهعنوان شهری تاریخی و گردشگرپذیر معرفی شود، اولویت باید حفظ و احیای ظرفیتهای اصیل آن باشد، نه تولید فضاهایی که تنها ظاهر تاریخی و البته بی ربط به سقز دارند.
در این میان، فرمانداری، معاونت برنامهریزی او که تاریخ خوانده، شهرداری، اداره میراث فرهنگی و مجموعه اصناف و بازار، هر یک متناسب با وظایف و اختیارات خود، باید درباره سهمشان در حفاظت از این میراث پاسخگو باشند. مطالبه عمومی نیز روشن است: انتشار جزئیات مطالعات، هزینهها و اهداف پروژه ساماندهی بازار، تعیین تکلیف بناهای تاریخی بلاتکلیف و تدوین برنامهای عملی برای حفاظت از هویت معماری سقز.
بازار تاریخی، آزمایشگاه پروژههای نمایشی نیست؛ بخشی از حافظه یک شهر است. ساماندهی زمانی معنا پیدا میکند که به اصالت بافت احترام بگذارد، آشفتگیهای موجود را کاهش دهد و همزمان به حفاظت از بناهای تاریخی بینجامد. در غیر این صورت، آنچه به نام احیا انجام میشود، ممکن است نهتنها گرهی از مشکلات بازار باز نکند، بلکه فرصتها برای بازشناسی و پاسداشت تاریخ سقز از میان ببرد.



