وقتی دسترسی به درمان در سقز سخت‌تر و گران‌تر تمام می‌شود


از خروج دستگاه سنگ‌شکن و خرابی چند وقت یک‌بار دستگاه MRI گرفته تا دشواری ورود سرمایه‌گذاران بخش خصوصی، در کنار گرانی و گاه کمیابی دارو، درمان در سقز را برای بخشی از شهروندان به مسیری سخت، پرهزینه و گاه ناگزیر به مقصد شهرهای اطراف تبدیل کرده است؛ وضعیتی که این پرسش جدی را پیش می‌کشد: چرا شهری با جایگاه منطقه‌ای سقز هنوز از حداقل‌های یک قطب درمانی فاصله دارد؟

بهداشت و درمان شاید پس از خوراک، پوشاک و مسکن، یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های زندگی امروز مردم باشد؛ حوزه‌ای که افزایش هزینه‌ها، کمبود برخی داروها و محدودیت دسترسی به تجهیزات پزشکی، آن را برای بسیاری از خانواده‌ها به مسئله‌ای جدی تبدیل کرده است. سقز نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ با این تفاوت که بخشی از مشکلات این شهرستان، علاوه بر مسائل سراسری، به کمبود امکانات، ضعف هماهنگی و چگونگی تعامل میان بخش دولتی و خصوصی بازمی‌گردد.

در روزهای اخیر، خرابی دستگاه MRI بیمارستان سقز بار دیگر این پرسش را پررنگ کرد که چرا شهری با بیش از 250 هزار نفر جمعیت باید برای یکی از ابتدایی‌ترین خدمات تشخیصی، تا این اندازه آسیب‌پذیر باشد؟ خرابی این دستگاه شماری از بیماران را در صف انتظار نگه داشته و برخی دیگر را ناچار به مراجعه به شهرهای اطراف کرده است.

روایت یک بیمار نشان می‌دهد که او برای MRI سر و کمر ناچار شده به یک مرکز در بوکان مراجعه کند و علاوه بر هزینه رفت و برگشت، هفت میلیون تومان پرداخت کرده است، درحالیکه اگر دستگاه موجود در سقز فعالیت می‌کرد مجبور به دادن این میزان هزینه نمیشد.

پیگیری‌های واکاوی نشان می‌دهد شرکت پشتیبان برای تعمیر دستگاه اقدام کرده و احتمال راه‌اندازی مجدد آن از روز شنبه وجود دارد. با این حال، طبق اطلاعات به‌دست‌آمده، مطالبات شرکت از دانشگاه و دشواری تأمین قطعات نیز در طولانی شدن روند تعمیر بی‌تأثیر نبوده است؛ موضوعی که اگر صحت داشته باشد، نشان می‌دهد حتی حفظ تجهیزات موجود نیز با چالش روبه‌روست.

مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که بدانیم در سه بیمارستان سقز، شامل دو بیمارستان دولتی و بیمارستان تأمین اجتماعی، تنها یک دستگاه MRI وجود دارد. در بخش خصوصی نیز تاکنون ظرفیت قابل اتکایی در این زمینه شکل نگرفته است. مرکز تصویربرداری آتیه که انتظار می‌رفت با راه‌اندازی دستگاه MRI فیلیپس Helium-Free بخشی از نیاز سقز و حتی شهرهای اطراف را پوشش دهد، بنا بر اطلاعات موجود، با مشکلات اداری و مالی مواجه شده است.

داستانی که سنگ‌شکن را با خود برد

ماجرای دستگاه سنگ‌شکن کلیه نیز نمونه دیگری از همین وضعیت است. دستگاهی که سال‌ها خدمات خود را در بخش دولتی به بیماران ارائه می‌کرد، در ادامه با مشکلات مالی و بیمه‌ای مواجه شد و سرانجام به بخش خصوصی در بوکان واگذار شد. حتی تلاش بخش خصوصی برای نگه داشتن این دستگاه در سقز نیز به نتیجه نرسید و چند سالی است بخشی از بیماران سقزی برای استفاده از خدمات آن، آن هم با هزینه بخش خصوصی، راهی بوکان می‌شوند.

این وضعیت تنها به سنگ‌شکن محدود نیست. در برخی خدمات تصویربرداری، از MRI گرفته تا تصویربرداری‌های تخصصی و حتی خدمات مرتبط با دندان، شهرهای اطراف توانسته‌اند سهم بیشتری از بازار درمان را در اختیار بگیرند. پرسش اساسی اینجاست: چرا سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در شهری مانند بوکان امکان بروز و توسعه پیدا می‌کند، اما در سقز با موانع بیشتری روبه‌روست؟ آیا نوع تعامل دستگاه‌های دولتی با سرمایه‌گذاران و میزان همکاری و تسهیل‌گری اداری در این تفاوت نقش ندارد؟

دارو؛ وقتی نسخه در دست است اما توان خرید نیست

گرانی دارو نیز دیگر موضوع تازه‌ای نیست، اما آثار آن را می‌توان در رفتار روزمره شهروندان دید. مشاهدات خبرنگار واکاوی حاکی از آن است که برخی مراجعه‌کنندگان پس از شنیدن قیمت دارو، از خرید کامل نسخه منصرف می‌شوند، بخشی از داروها را تهیه می‌کنند و باقی را به زمانی دیگر موکول می‌کنند.

برای بیماران خاص یا داروهایی که پوشش بیمه‌ای مناسبی دارند، شرایط ممکن است متفاوت باشد؛ اما مشکل در داروهای فاقد پوشش بیمه یا مواردی که بیمار نسخه ندارد، جدی‌تر خود را نشان می‌دهد. گرچه مراجعه به پزشک می‌تواند هزینه دارو را کاهش دهد، اما در مقابل، هزینه ویزیت نیز به مخارج بیمار اضافه می‌شود.

در چنین شرایطی معمولاً درمانگاه‌های دولتی به‌عنوان گزینه کم‌هزینه‌تر معرفی می‌شوند؛ اما محدودیت ظرفیت این مراکز و حجم بالای مراجعه، خود مشکل دیگری است. نتیجه، گاهی چیزی جز سرگردانی بیمار میان درمانگاه، مطب و داروخانه نیست.


بخش خصوصی؛ ظرفیت مغفول یا فرصت از دست‌رفته؟

در کنار این مسائل، شهروندان انتقادهایی نیز درباره نحوه فعالیت برخی درمانگاه‌های خصوصی مطرح می‌کنند؛ از فعالیت بخش‌های زیبایی و نحوه مدیریت آنها گرفته تا ضرورت بررسی مجوزها و شیوه ارائه خدمات. افزایش تعداد درمانگاه‌های عمومی نیز این پرسش را ایجاد کرده که آیا رقابت اقتصادی ممکن است در مواردی به ارائه خدمات یا تجویزهای غیرضروری، مانند برخی سرم‌ها و داروهای تقویتی، منجر شود؟

همچنین ادعاهایی درباره ارجاع برخی بیماران از سوی بعضی پزشکان متخصص به داروخانه‌های خاص مطرح شده که البته اظهار نظر قطعی درباره آن، نیازمند بررسی دقیق و مستند و در صورت احراز تخلف، ورود نهادهای نظارتی است.

مجموع این نشانه‌ها تصویری نگران‌کننده از وضعیت درمان در سقز ترسیم می‌کند؛ شهری که به دلیل موقعیت جغرافیایی و جایگاه منطقه‌ای خود، ظرفیت تبدیل شدن به یک قطب درمانی منطقه را داشته و دارد، اما در عمل بخشی از شهروندانش برای دریافت خدمات تخصصی ناچارند به شهرهای اطراف مراجعه کنند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا