هزینه ناکارآمدی مدیریت شهری بر دوش مردم

✍ یادگار فرجی کَسنزان
اگرچه طی پنج سال گذشته پروژهای شاخص و تحولآفرین در شهرستان سقز به سرانجام نرسیده است، دستکم انتظار شهروندان آن است که خدمات روزمره و وظایف ذاتی مدیریت شهری و دستگاههای خدماترسان با کیفیت، دقت و استانداردی قابل قبول انجام شود. توسعه شهری تنها با افتتاح پروژههای بزرگ معنا پیدا نمیکند، بلکه بیش از هر چیز در کیفیت نگهداری معابر، ساماندهی زیرساختها و احترام به حقوق روزمره شهروندان جلوه مییابد.
واقعیت این است که در سالهای اخیر، بخش قابلتوجهی از هزینه ضعف و ناکارآمدی مدیریت شهری (اعم از حوزه مسئولیت شهرداری تا دستگاههای خدمات رسان) مستقیماً از جیب مردم پرداخت شده است؛ هجوم سرسامآور پشهها به پارکهای سطح شهر، دستاندازهای غیراستاندارد، چالههای متعدد، آسفالت کوچهها خیابانها در حوزه شورا و شهرداری گرفته تا وضعیت راههای جادهای که هنوز عمر چندانی از اجرای آنها نمیگذرد اما به دلیل کیفیت پایین مصالح یا اجرای غیراصولی دچار آببردگی، نشست و تخریب شدهاند و نیز و قطعی نامنظم جریان برق در برخی محلات، قطعی و افت فشار آب و… همگی نشانههایی از ضعف در نظارت بر اجرای پروژهها هستند؛ ضعفی که پیامدهای آن هر روز گریبان شهروندان را میگیرد و به معضل روزمره زندگی آنان بدل گشته است.
در این میان، حفاریهای گسترده شبکه آب و فاضلاب نیز به بخشی از سیمای ثابت شهر تبدیل شده است و مثل زخم بر پیکر شهر نمایان است. اصل حفاری محل ایراد نیست؛ نوسازی شبکههای فرسوده آب و فاضلاب ضرورتی انکارناپذیر است، ولی پرسش اینجاست: چرا انجام نمیشود؟ و چرا بسیاری از حفاریهایی که دو یا حتی سه سال از انجام آنها گذشته، همچنان بدون ترمیم اصولی رها شدهاند؟ چرا بازگرداندن آسفالت به وضعیت استاندارد، به کاری زمانبر و فراموششده تبدیل شده است؟ این پرسش بیش از آنکه متوجه یک دستگاه خاص باشد، عملکرد مجموعه مدیریت شهری را به چالش میکشد.
از سوی دیگر، شهروندان برخی محلات با افت فشار آب یا حتی قطعی آب در ساعات مختلف شبانهروز دستوپنجه نرم میکنند؛ مسئلهای که برای شهری مثل سقز، با وجود برخورداری از منابع قابلتوجه آب و انتقال آن به چندین شهر دیگر، پرسشهای جدی درباره مدیریت، توزیع و نگهداری شبکه آب ایجاد میکند. طبیعی است که مردم انتظار داشته باشند پیش از هر چیز، از خدمات پایدار و باکیفیت در شهر برخوردار باشند.
این نابسامانیها در یک شهر تنها به چهره شهر آسیب نمیزنند، بلکه هر روز هزینهای پنهان بر مردم شهر تحمیل میکنند؛ از خسارت به خودروها و افزایش استهلاک وسایل نقلیه گرفته تا کاهش ایمنی معابر، اتلاف وقت شهروندان، افزایش مصرف سوخت، نارضایتی عمومی و هدررفت منابعی که متعلق به همه مردم است. اینها هزینههای خاموش ناکارآمدیاند؛ هزینههایی که هر روز از زندگی و سرمایه شهروندان کسر میگردد.
مطالبه امروز شهروندان، پروژههای پرزرقوبرق و افتتاحهای نمایشی نیست. انتظار آنان مدیریتی پاسخگو، هماهنگ و مسئولیتپذیر است که بتواند حداقل استانداردهای نگهداری شهر را تأمین کند. توسعه، از آسفالتی که پس از حفاری بهموقع ترمیم میشود، از خیابانی که امنیت تردد را تضمین میکند و از خدماتی که بدون تحمیل هزینه اضافی به مردم ارائه میشود آغاز میشود؛ نه از وعدههایی که هر سال تکرار میشوند و زخمهای کهنه شهر را عمیقتر میکنند.
در نهایت، شهر را نمیتوان با آمار، اعداد و ارقام، گزارشهای تبلیغاتی و رپرتاژهای پرزرقوبرق اداره کرد. کارنامه واقعی مدیریت شهری را نه بروشورها و بنرهای بزرگ و گزارشهای قطور، بلکه خیابانها، کوچهها، کیفیت خدمات و رضایت شهروندان روایتگر هستند؛ واقعیتی که هر روز شهروندان با آن زندگی میکنند.




