میان نان کارگر و نامه اداره کار، تفاوت از زمین تا آسمان است

اداره کار شهرستان سقز با ارسال نامه‌ای به واحدهای تولیدی و ادارات خدمات‌رسان، از آنها خواسته است در راستای آنچه «طراحی و استقرار زیست‌بوم فرهنگی» عنوان شده، روایت کارگران و کارفرمایان با موضوع «کارگر و کتاب» را اعلام کنند. اینجا مسئله مخالفت با کتاب و فرهنگ نیست؛ مسئله، فاصله میان دغدغه‌های روی کاغذ و واقعیت زندگی کارگران و کارفرمایانی است که هر روز با مشکلات معیشتی و اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

در این نامه از تعدادی از کارخانه‌های مستقر در شهرک صنعتی خواسته شده روایت خود یا کارگران‌شان از کتاب و نقش آن در زندگی را ارائه کنند؛ درخواستی که شاید روی کاغذ فرهنگی و قابل دفاع باشد، اما وقتی پای واقعیت‌های همین واحدها به میان می‌آید، ماجرا شکل دیگری پیدا می‌کند.

تعدادی از کارخانه‌هایی که نامشان در این نامه آمده، مدت‌هاست فعالیت نمی‌کنند. برخی واحدهای دیگر نیز با قطعی برق، کمبود آب، نبود مواد اولیه، کاهش بازار فروش، مشکلات نقدینگی و خطر تعدیل نیرو مواجه‌اند. در چنین شرایطی، اینکه از مدیر یک واحد تولیدیِ گرفتار و غرق در مشکلات خواسته شود درباره نقش کتاب در زندگی کارگر گزارش یا محتوا تهیه کند، بیش از آنکه یک برنامه فرهنگی به نظر برسد، نشانه‌ای از فاصله با مسائل واقعی تولید است.

آن‌سوی این ماجرا، کارگرانی ایستاده‌اند که حقوقشان پیش از رسیدن به نیمه ماه تمام می‌شود و بخش بزرگی از دغدغه‌شان تأمین هزینه‌های ابتدایی زندگی است. برای چنین کارگری، کتاب و فرهنگ ارزش خود را دارند، اما وقتی امنیت شغلی و معیشت در معرض تهدید است، طبیعی است که اولویت ذهنی او چیز دیگری باشد.

کسی منکر ضرورت کار فرهنگی و تقویت زیست‌بوم فرهنگی نیست؛ بحث بر سر اولویت‌ها و شناخت واقعیت‌هاست. وقتی بخشی از کارخانه‌ها خاموش‌اند و کارگر نگران نان و شغل خود است، چنین نامه‌هایی اگر با اقدامات واقعی برای حل مشکلات تولید همراه نباشند، بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه‌اند.

شاید بد نباشد اداره کار، پیش از درخواست روایت کارگر و کتاب، یک بار هم روایت کارگر و حقوق، کارگر و امنیت شغلی و کارفرما و کارخانه نیمه‌تعطیل را بشنود. آن روایت، احتمالاً به مراتب واقعی‌تر، شنیدنی‌تر و البته تلخ‌تر است.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا