پیادهروهای سقز؛ از سد معبر توسط اصناف تا ضعف مدیریت شهری

ترافیک، کمبود پارکینگ، سد معبر و آشفتگی حملونقل عمومی، چهره امروز سقز را به شهری گرفتار در یک چرخه معیوب تبدیل کرده است؛ چرخهای که از ضعف زیرساخت و کمبود برنامهریزی آغاز میشود و با اشغال پیادهروها، افزایش وابستگی به خودروی شخصی و نبود پارکینگ عمومی تشدید میشود. پرسش اینجاست: ساماندهی ترافیک و حملونقل شهری سقز چه زمانی قرار است در دستور کار مدیریت شهری قرار بگیرد؟
در میان مشکلات ترافیکی و حملونقلی سقز، مسئلهای که کمتر مورد توجه قرار گرفته اما تأثیر مستقیمی بر کیفیت زندگی شهروندان دارد، وضعیت نابسامان پیادهروهاست؛ پیادهروهایی که در بسیاری از نقاط، به جای آنکه مسیر امن و پیوستهای برای تردد شهروندان باشند، به فضایی برای سد معبر، توقف خودرو، عرضه کالا و گسترش فعالیت برخی واحدهای صنفی تبدیل شدهاند.
از کافهها و بستنیفروشیهای بلوار انقلاب و خیابان ساحلی گرفته تا نمایشگاهها و صنوف مرتبط با خودرو در خیابان استاد شیرازی، بلوار کوردستان، بلوار شورا و هفتتیر و حتی کوچه پس کوچههای محلهها، نمونههای متعددی از تداخل فعالیتهای صنفی با مسیر تردد عابران دیده میشود. نتیجه روشن است؛ عابر پیاده در بسیاری از این نقاط برای عبور ناچار است مسیر خود را تغییر دهد، وارد سوارهرو شود یا میان خودروهای پارکشده و موانع موجود حرکت کند.
در شهرسازی امروز، پیادهرو صرفاً حاشیه خیابان نیست؛ بخشی از شبکه حملونقل شهری و یک فضای عمومی متعلق به همه شهروندان است. دسترسی ایمن و بدون مانع به پیادهرو، بهویژه برای کودکان، سالمندان، افراد دارای معلولیت و کسانی که امکان استفاده از خودرو ندارند، بخشی از کیفیت زندگی شهری محسوب میشود.
از این منظر، سد معبر تنها یک تخلف صنفی نیست؛ بلکه مستقیماً با ایمنی تردد و حتی الگوی سفرهای شهری ارتباط دارد. وقتی شهروند نتواند مسیر کوتاه خود را با پای پیاده و با امنیت طی کند، استفاده از خودروی شخصی به گزینهای جذابتر تبدیل میشود. افزایش سفرهای سواره نیز به افزایش تقاضای پارک، اشغال حاشیه خیابانها و در نهایت تشدید ترافیک منجر خواهد شد.
اینجاست که نقش شهرداری پررنگ میشود. فرهنگسازی ترافیکی بدون اصلاح محیط شهری کافی نیست. نمیتوان از شهروند انتظار رعایت نظم داشت، اما پیادهروها را بدون نظارت مؤثر در اختیار فعالیتهای مختلف رها کرد. ساماندهی واقعی نیازمند شناسایی نقاط بحرانی، رفع موانع، ایجاد مسیرهای پیوسته و مناسب برای عابر، نظارت مستمر و برخورد یکسان با موارد سد معبر است.
پرسش جدی شهروندان نیز همینجاست: چرا در برخی نقاط، اشغال پیادهرو و معبر به رفتاری تکرارشونده تبدیل شده است؟ چرا برخوردها در بسیاری موارد مقطعی است و پس از مدتی وضعیت به شرایط قبل بازمیگردد؟ و مهمتر از همه، آیا ضوابط مربوط به استفاده از فضای عمومی برای همه به یک شکل اجرا میشود؟
از سوی دیگر، نمیتوان مسئله پیادهرو را جدا از بحران پارکینگ و برنامهریزی شهری دید. کمبود پارکینگ عمومی، بهخصوص در هسته مرکزی و تجاری شهر، فشار زیادی بر پارک حاشیهای وارد کرده و بخشی از ظرفیت معابر را از حرکت خودرو گرفته است. این وضعیت در کنار رشد تعداد خودروها و توسعهنیافتن متناسب شبکه معابر، فشار بر خیابانهای سقز را افزایش داده است.
شهرداری برای خروج از این چرخه، به جای اقدامات مقطعی، به یک برنامه جامع مدیریت پیاده، ترافیک و پارکینگ نیاز دارد؛ برنامهای که مکانیابی علمی پارکینگهای عمومی، ساماندهی پارک حاشیهای، رفع سد معبر، مناسبسازی پیادهروها و ساماندهی فعالیتهای صنفی را همزمان دنبال کند.
حتی در موضوع پارکینگ نیز پرسشهایی وجود دارد که نیازمند پاسخ شفاف مدیریت شهری است؛ از جمله اینکه وجوه دریافتشده بابت حذف یا کسری پارکینگ در سالهای گذشته چگونه هزینه شده و چه میزان از ظرفیتهای موجود برای ایجاد پارکینگ عمومی یا جلب سرمایهگذاری بخش خصوصی استفاده شده است؟
مسئله امروز سقز فقط ترافیک خودرو نیست؛ مسئله، نحوه تقسیم فضای عمومی میان خودرو، کسبوکار و شهروند است. اگر قرار است شهر برای زندگی شهروندان باشد، نخستین گام آن است که پیادهرو دوباره به جایگاه اصلی خود بازگردد و البته در کنار نظارت شهرداری نیازمند اصنافی هستیم که نسبت به رعایت حقوق همشهریان خود مسئولیتپذیر باشند.




