راه رفتن را از یادمان بردند

سال‌هاست در شوخی‌ها و گفت‌وگوهای میان‌شهری جمله‌ای تکرار می‌شود: «مردم سقز بلد نیستند در پیاده‌رو راه بروند.» شاید در ظاهر فقط یک شوخی باشد، اما تکرار چنین قضاوتی، کم‌کم توجه را از علت‌های واقعی دور می‌کند و کاستی‌های شهر را به حساب مردم می‌گذارد.

برای فهم جایگاه عابر پیاده در مدیریت شهری سقز، شاید همین یک مشاهده کافی باشد: در امتداد حدود یک‌ونیم کیلومتر از خیابان فخررازی، حتی یک مترمربع پیاده‌رو وجود ندارد. این دیگر یک اتفاق یا استثنا نیست؛ نشانه رویکردی است که در آن، عابر پیاده هنوز در اولویت برنامه‌ریزی شهری قرار نگرفته است.

در مقابل، تجربه خیابان جمهوری نشان می‌دهد که توجه به فضای پیاده بی‌پاسخ نمی‌ماند. عریض‌تر شدن پیاده‌رو در ضلع شمالی، کاهش عرض رفیوژ میانی و جانمایی مبلمان شهری، از جمله نیمکت‌ها، سطل‌های زباله و پایه‌های روشنایی، هرچند تغییراتی محدود بودند، اما کیفیت حضور در این بخش از شهر را به‌طور محسوسی ارتقا دادند. امروز این خیابان بیش از گذشته به فضایی برای قدم زدن، خرید، مکث و رونق برخی از کسب‌وکارها تبدیل شده است.

گاهی گفته می‌شود بافت قدیمی سقز اجازه ایجاد پیاده‌روهای مناسب را نمی‌دهد، اما این استدلال همه واقعیت نیست. اگر بافت تاریخی محدودیت دارد، در مناطق جدید شهری چرا همچنان خودرو در اولویت طراحی قرار می‌گیرد؟ آیا در این بخش‌ها، عابر پیاده در مرکز طراحی قرار دارد یا هنوز هم سهم او از شهر، آن چیزی است که پس از طراحی برای خودرو باقی می‌ماند؟

این تفاوت یک پیام روشن دارد: مردم از فضای شهری خوب استقبال می‌کنند. شاید بهتر باشد سؤال را این‌گونه مطرح کنیم: مشکل از مردم است یا از شهری که راه رفتن را برای مردم دشوار کرده است؟

پیاده‌رو فقط مسیری برای عبور نیست. در شهرهای امروز، پیاده‌رو بخشی از زندگی شهری است؛ فضایی برای حضور، خرید، گفت‌وگو، مکث و تجربه آرامش شهری. کیفیت پیاده‌روها، عیار رابطه شهروند با شهر را تعیین می‌کند و شهری که فضای پیاده مطلوبی ندارد، در واقع زیستن مطلوب در شهر را از ساکنانش می‌گیرد.

با این نگاه، باید پرسید آیا در خیابان‌های سقز، پیاده‌روهایی متناسب با جایگاه تاریخی و فرهنگی شهر وجود دارد؟ آیا در طراحی آنها به عرض مسیر، کف‌سازی مناسب، روشنایی، مبلمان شهری و امکان استفاده سالمندان، کودکان، افراد کم‌توان و سایر شهروندان توجه شده است؟

مسئله البته فقط طراحی پیاده‌رو نیست. همان باریکه‌های قمر در عقرب موجود نیز اغلب زیر فشار بی‌نظمی‌های ناشی از نبود هماهنگی میان دستگاه‌های خدمات‌رسان قرار می‌گیرند. تیرهای برق در مسیر حرکت عابران، جانمایی نامناسب تجهیزات شهری، حفاری‌های مکرر و ترمیم‌های نامنظم ناشی از فعالیت شرکت‌های آب، برق، گاز، مخابرات و حتی خود شهرداری، استفاده از پیاده‌رو را دشوار و چهره شهر را مخدوش می‌کند.

این وضعیت، پرسشی اساسی را پیش روی مدیریت شهری قرار می‌دهد: آیا پیاده‌رو به‌عنوان یک فضای عمومی ارزشمند دیده می‌شود یا صرفاً بستری برای عبور تأسیسات و رفع نیاز دستگاه‌های مختلف؟

البته رفتار شهروندان نیز در کیفیت فضای شهری بی‌تأثیر نیست. اشغال پیاده‌رو، توقف خودروها و بی‌توجهی به حق عابران، مشکلاتی واقعی هستند؛ اما فرهنگ استفاده از شهر، جدا از کیفیت خود شهر شکل نمی‌گیرد. نمی‌توان انتظار داشت شهروندان به فضایی احترام بگذارند که خود آن فضا نشانی از احترام به آنان ندارد.

توپوگرافی سقز و شیب‌های طبیعی آن، طراحی مسیرهای پیاده را دشوارتر می‌کند، اما دشواری نمی‌تواند بهانه‌ای برای پذیرفتن وضعیت موجود باشد. اگر ساختن شهری باکیفیت در چنین شرایطی پیچیده‌تر است، نتیجه آن باید برنامه‌ریزی دقیق‌تر و طراحی بهتر باشد؛ وگرنه پایین آوردن سطح انتظار شهروندان، چیزی جز پاک کردن صورت مسئله نیست.

توسعه شهری را نمی‌توان تنها با ارتفاع ساختمان‌ها، تعداد خودروها یا طول و عرض خیابان‌ها سنجید. کیفیت هر شهر را باید از زاویه دیگری هم دید؛ از اینکه تا چه اندازه برای انسان طراحی شده است. شاید هیچ عنصر شهری به اندازه پیاده‌رو این واقعیت را آشکار نکند؛ جایی که احترام یا بی‌توجهی به شهروند، بی‌واسطه دیده می‌شود.

راه رفتن، غریزهٔ بنی‌آدم است؛ مسئله این است که سال‌ها در شهری زیسته‌ایم که راه رفتن را از یادمان برد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا