از هیجان تا سلب آرامش؛ وقتی کوچه و خیابان جای پیست را می‌گیرند

صدای موتور، سرعت، ویراژ و مسابقه‌های خیابانی؛ تصویری که این روزها در برخی کوچه و خیابان‌های سقز بارها تکرار می‌شود. پدیده‌ای که از یک سو آرامش شهروندان را بر هم زده و از سوی دیگر، زنگ خطری برای جان نوجوانانی است که هیجان را در خیابان جست‌وجو می‌کنند.

شب‌های بهار و تابستان برای بسیاری از خانواده‌ها، زمانی برای استراحت، قدم‌زدن یا گذراندن ساعاتی آرام در فضای عمومی شهر است؛ اما این آرامش، این روزها در برخی خیابان‌ها و محله‌های سقز، زیر صدای گوش‌خراش موتورهایی که با اگزوزهای دستکاری‌شده در خیابان‌ها جولان می‌دهند، از بین می‌رود. نوجوانان و جوانانی که با سرعت‌های خطرناک، ویراژ، گاز دادن‌های بی‌مورد و گاه مسابقات خیابانی، نه‌تنها جان خود بلکه امنیت و آسایش دیگران را نیز به خطر می‌اندازند. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا این مسئله تنها یک تخلف رانندگی است یا نشانه‌ای از یک خلأ اجتماعی عمیق‌تر؟

در هفته‌های اخیر، پیام‌های متعددی از شهروندان به این رسانه رسیده که همگی از یک دغدغه مشترک حکایت دارد؛ حضور گروه‌هایی از موتورسواران و گاه خودروسواران در خیابان‌ها و محله‌های مختلف شهر، به‌ویژه در ساعات پایانی شب. یکی از شهروندان می‌گوید: “تقریباً هر شب صدای چند موتور و سرنشینان آن که کنار هم در حرکت هستند تا نیمه‌شب ادامه دارد. نه کودک می‌تواند بخوابد، نه سالمند و نه بیماری که نیاز به آرامش دارد. اگر هم اعتراضی شود، آنجاست که سیلی از الفاظ رکیک حواله او می‌شود”.

آنچه مردم را آزار می‌دهد، تنها صدای بلند موتور نیست؛ سرعت‌های غیرمجاز، عبورهای خطرناک، انجام حرکات نمایشی و بی‌توجهی به عابران و خودروهای دیگر، نگرانی دائمی از وقوع حادثه‌ای تلخ را نیز به همراه آورده است. کافی است اخبار حوادث را مرور کنیم تا ببینیم هر از گاهی خبر جان باختن یا مصدومیت نوجوانانی منتشر می‌شود که هیجان را در خیابان جست‌وجو کرده‌اند.


هیجان؛ اقتضای نوجوانی، نه مجوز قانون‌شکنی

میل به هیجان، خطرپذیری و تجربه‌های تازه، بخشی طبیعی از دوران نوجوانی است. نوجوان به دنبال دیده شدن، تجربه استقلال و اثبات توانایی‌های خود است؛ اما زمانی که جامعه امکان تجربه این هیجان را در محیطی امن فراهم نکند، خیابان به ساده‌ترین و در دسترس‌ترین گزینه تبدیل می‌شود.

اما طبیعی بودن این نیاز، هرگز به معنای پذیرفتن رفتارهای پرخطر نیست. هیچ هیجانی نباید به قیمت سلب آسایش شهروندان یا به خطر افتادن جان انسان‌ها تمام شود. خیابان محل زندگی همه شهروندان است؛ کودکی که خوابیده، بیماری که استراحت می‌کند، سالمندی که آرامش می‌خواهد و خانواده‌ای که حق دارد شب را بدون اضطراب سپری کند.

وقتی شهر برای جوانان برنامه ندارد

واقعیت این است که بسیاری از شهرها، از جمله سقز، در سال‌های اخیر نتوانسته‌اند متناسب با نیاز نسل جدید، فضاهای کافی برای تفریح، ورزش و تخلیه هیجان ایجاد کنند. وقتی امکانات ورزشی ارزان و در دسترس محدود است، رویدادهای سرگرم کننده به‌ندرت برگزار می‌شوند و فضاهای استاندارد برای ورزش‌های موتوری یا اتومبیل‌رانی وجود ندارد، بخشی از این انرژی به خیابان منتقل می‌شود؛ جایی که نه برای هیجان ساخته شده و نه ظرفیت تحمل چنین رفتارهایی را دارد.

سقز پیش‌تر تجربه‌های موفقی در ایجاد نشاط اجتماعی داشته است. مسابقات فوتسال با امکان حضور گسترده مردم، مسابقات درگ و آفرود و برخی برنامه‌های ورزشی و فرهنگی، نشان داد هرگاه دستگاه‌های مختلف کنار هم قرار بگیرند، می‌توان بخشی از نیاز جوانان به هیجان، رقابت و دیده شدن را در بستری سالم پاسخ داد. اما این برنامه‌ها استمرار نداشتند و به مرور به فراموشی سپرده شدند؛ در حالی که نیاز جوانان نه‌تنها از بین نرفته، بلکه هر سال پررنگ‌تر نیز شده است.

اعمال قانون؛ لازم اما ناکافی

در این میان، اجرای قانون ضرورتی انکارناپذیر است. رانندگی خطرناک، ایجاد آلودگی صوتی، دستکاری اگزوز، مسابقات خیابانی و برهم زدن نظم عمومی، تخلفاتی هستند که باید با آنها برخورد قانونی صورت گیرد. اگر قانون به‌طور عادلانه و مستمر اجرا نشود، احساس بی‌تفاوتی نسبت به حقوق عمومی گسترش پیدا می‌کند.

با این حال، تجربه نشان داده است که برخورد صرفاً پلیسی، بدون توجه به ریشه‌های اجتماعی مسئله، معمولاً اثر ماندگاری ندارد. هرچند حضور مؤثر و مستمر پلیس برای حفظ امنیت و آرامش شهروندان ضروری است، اما حل این مسئله تنها با جریمه و توقیف وسیله نقلیه ممکن نیست.

لزوم همکاری چند جانبه در حل مسأله

حل این مسئله، نیازمند همکاری چندجانبه است. خانواده‌ها باید بیش از گذشته با فرزندان خود گفت‌وگو کنند، علایق و نیازهای آنان را بشناسند و نسبت به نوع استفاده آنان از موتورسیکلت یا خودرو بی‌تفاوت نباشند. در بسیاری از موارد، نظارت خانواده می‌تواند از شکل‌گیری رفتارهای پرخطر جلوگیری کند.

از سوی دیگر، شهرداری، اداره ورزش و جوانان، آموزش و پرورش، نهادهای فرهنگی، سازمان‌های مردم‌نهاد و سایر دستگاه‌های مسئول باید برای ایجاد فضاهای ورزشی، فرهنگی و تفریحی برنامه‌ریزی مشترک داشته باشند؛ از توسعه زمین‌های ورزشی محله‌ای و برگزاری جشنواره‌ها و مسابقات گرفته تا ایجاد فضاهای استاندارد برای ورزش‌های موتوری، در صورت فراهم بودن زیرساخت‌ها و رعایت الزامات ایمنی.

همچنین برگزاری نمایشگاه‌ها، برنامه‌های فرهنگی، جشنواره‌های هنری و فعالیت‌های محله‌محور، به‌ویژه در مناطق کمتر برخوردار، می‌تواند فرصت‌های تازه‌ای برای مشارکت و تخلیه سالم انرژی نسل نوجوان ایجاد کند.

هیجان، ویژگی جدایی‌ناپذیر نوجوانی است؛ اما مدیریت این هیجان، وظیفه خانواده، جامعه و نهادهای مسئول است. نه می‌توان از نوجوان انتظار داشت که مانند یک بزرگسال رفتار کند و نه می‌توان پذیرفت که آسایش هزاران شهروند قربانی هیجان چند نفر شود.

و در نهایت اینکه؛ شهر، زمانی برای همه قابل زیستن خواهد بود که هم حق جوانان برای نشاط، ورزش و تجربه دیده شود و هم حق مردم برای امنیت، آرامش و آسایش. رسیدن به این تعادل، نیازمند تصمیم‌هایی است که از برخوردهای مقطعی فراتر برود و با نگاهی اجتماعی، آینده‌نگر و مسئولانه، خیابان را دوباره به مکانی امن برای همه شهروندان تبدیل کند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا