رودخانه سقز؛ یک اثر طبیعی که قربانی پروژه‌های مصنوعی شد!

رودخانه سقز سال‌هاست دیگر یک رودخانه طبیعی نیست؛ در هر دوره مدیریتی، بخشی از آن مطابق سلیقه و طرح‌های مختلف تغییر یافته است. از ساماندهی و ایجاد فضای سبز در حریم رودخانه تا ایجاد پاساژ در بستر آن، از پروژه‌های نیمه تمام تا ورود فاضلاب شهری و امروز ایده ساخت یک دریاچه مصنوعی، این رودخانه را در آستانه بزرگ‌ترین تغییر تاریخ خود قرار داده است. پرسش اینجاست؛ آیا قرار است آخرین بازمانده طبیعی شهر قربانی نگاه عمرانی شود؟

ایده ایجاد دریاچه مصنوعی در بستر رودخانه سقز، اگرچه پیش‌تر مطرح شده بود، اما در بهمن‌ماه ۱۴۰۳ و همزمان با آیین معارفه فرماندار سقز، با اعلام حمایت استاندار کردستان وارد مرحله‌ای جدی‌تر شد. از همان زمان، شهرداری سقز عملیات لایروبی، خاکبرداری، خاکریزی، دیوارچینی و آماده‌سازی بخش‌هایی از رودخانه را ادامه داده و همچنان به اجرای این پروژه ادامه می‌دهد ولی پیشرفت چندانی هم حاصل نشده است.

اما این نخستین بار نیست که رودخانه سقز دستخوش تغییر می‌شود. در سال‌های گذشته نیز به نام ساماندهی، توسعه فضای سبز، احداث پارک و اجرای طرح‌های شهری، سیمای این رودخانه تغییراتی به خود دید، اما این تغییرات بیشتر در حریم آن اتفاق افتاد نه در بستر. در ادامه ساختمان‌های نیمه‌تمام، پروژه‌های رهاشده و سازه‌هایی که از پل قوخ تا پل که‌وه‌سوار امتداد یافته‌اند، امروز به بخشی از چشم‌انداز این رودخانه تبدیل شده‌اند؛ چشم‌اندازی که حاصل سال‌ها تصمیم‌های پراکنده و بدون نگاه جامع است.

اکنون اما صحبت از تغییر خودِ بستر رودخانه است؛ موضوعی که نگرانی‌های جدی درباره آینده این میراث طبیعی ایجاد کرده است و به عبارتی در دل یک پدیده طبیعی قرار است یک ایده مصنوعی اجرا شود. پیگیری‌ها از اداره امور آب، به عنوان متولی رودخانه، حاکی از این است که هرچند ابهاماتی در مورد اجرای دریاچه مصنوعی وجود دارد اما این نهاد نگرانی‌ای از بابت این تغییرات ندارد!

رئیس اداره امور منابع آب شهرستان سقز در این‌باره به واکاوی گفت: تبدیل بخش‌هایی از بستر متروکه به فضای سبز یا کاربری مشابه از نظر فنی مشکل اساسی ایجاد نمی‌کند، چرا که به واسطه وجود سد چراغ‌ویس ورود آب به رودخانه کنترل می‌شود و بر همین اساس روند اجاره بستر متروکه در آب شرکت منطقه‌ای استان در حال انجام است.

انور کریمی اما ضمن بی اطلاعی از اجرای پروژه دریاچه مصنوعی افزود: آنچه شهرداری به ما اعلام کرده است لایروبی رودخانه است نه ایجاد دریاچه مصنوعی و برای این پروژه چیزی به امور آب اعلام نشده است. اینکه جزئیات فنی و نقشه‌های این دریاچه چیست، چه میزان آب لازم خواهد داشت، فصلی خواهد بود یا دایمی، همگی باید بررسی شوند و از آنجا که آب‌های سقز جزو حوزه آبریز دریاچه ارومیه است این اطلاعات و بررسی آنها ضروری است و شهرداری تاکنون هیچ اعلامی در این زمینه نداشته است.

همچنین پیگیری‌ها از اداره محیط زیست شهرستان هم نشان می‌دهد ارزیابی‌های زیست‌محیطی این طرح در اداره کل انجام شده و مخالفتی با اصل پروژه اعلام نشده است.

اما آیا مسئله فقط ساخت یک دریاچه مصنوعی است؟ واقعیت این است که رودخانه سقز سال‌هاست با مشکلات بسیار عمیق‌تری دست و پنجه نرم می‌کند؛ مشکلاتی که هنوز هیچ اراده جدی برای حل آنها دیده نمی‌شود. ورود فاضلاب در چندین نقطه به رودخانه، آن هم به شکلی کاملاً غیرقانونی و غیربهداشتی، همچنان ادامه دارد و وضعیت به جایی رسیده که رودخانه به منبعی از آلودگی تبدیل شده که بوی تعفن و وجود حشرات مزاحم ناشی از آن به یکی از مسایل روزهای جاری در سقز تبدیل شده است.

همچنین، پروژه‌های نیمه‌کاره متعدد، سیما و هویت طبیعی رودخانه را مخدوش کرده‌اند و هر دوره مدیریتی، بدون تکمیل طرح‌های قبلی، پروژه‌ای تازه بر آن افزوده است و در واقع مدیریت ادوار شهری به رودخانه نه به عنوان فرصتی برای توسعه و زیبایی شهر بلکه به عنوان فرصتی برای تبلیغات نگاه کرده‌اند.

از طرفی، این پرسش جدی مطرح است که چرا شهرداری سقز در تمام ادوار از چندین کیلومتر طول رودخانه، تنها محدوده میان پل قَوخ تا پل که‌وه‌سوار را دیده است؟ آیا پایین‌دست رودخانه، از پل بهارستان به بعد، جزئی از شهر نیست؟ آیا نمی‌توان به جای دستکاری بستر رودخانه، حریم آن را در تمام طول مسیر ساماندهی کرد، مسیرهای پیاده‌روی، فضای سبز و امکانات شهری ایجاد کرد تا هم هویت طبیعی رودخانه حفظ شود، هم تمرکز از یک نقطه برداشته شود و هم اینکه به دیگر نقاط حاشیه رودخانه هم رسیدگی شود؟

سؤال جدی‌تر این است که نهادهایی مانند منابع آب و محیط زیست به عنوان متولی حفظ رودخانه از تغییر و آلودگی، چرا به سادگی از کنار این آشفته بازار عبور می‌کنند؟ مگر این نهادها ضامن حفظ رودخانه از تغییر و آلودگی (بصری، بهداشتی و …) نیستند؟ واحدهای حقوقی این ادارات کجای داستان‌اند؟ آیا صرف ملی یا استانی بودن پروژه تکلیف این حفاظت را ساقط می‌کند؟ آیا از بین رفتن یک اثر طبیعی و نشستن به تماشای نابودی آن تا این اندازه هیچ نگاه حقوقی و کارشناسی را نباید نزد این نهادها بیدار کند؟

توسعه شهری زمانی ارزشمند است که طبیعت را قربانی نکند. رودخانه سقز یک کانال بتنی یا یک زمین آماده برای اجرای پروژه‌های نمایشی نیست؛ یک اکوسیستم زنده و بخشی از هویت تاریخی شهر است. اگر امروز قرار باشد با تغییر و تحولات سلیقه‌ای، چهره این رودخانه دگرگون شود، نسل‌های آینده از ما نخواهند پرسید که چرا آنها به جای حفاظت از طبیعت، تصمیم گرفتند آن را مطابق سلیقه خود بازطراحی کنند؟

شاید هنوز برای تغییر مسیر دیر نشده باشد؛ اما اگر امروز درباره آینده رودخانه سقز گفت‌وگو نشود، فردا دیگر چیزی از رودخانه طبیعی باقی نخواهد ماند که درباره‌اش سخن بگوییم.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا