جدال بر سر برداشت شن و‌ماسه‌ای که یکی ویرانی می‌‌خواندش و دیگری لایروبی و آبادانی

دوئل اهالی دهستان ترجان و مسئولان در بستر سیمینه‌‌رود سقز

سیمینه‌‌رود در دهستان ترجان سقز به صحنه کشمکش دو روایت کاملاً متضاد تبدیل شده است؛ در یک سو روستاییانی ایستاده‌اند که گودتر شدن ۵ تا ۶ متری بستر رودخانه را نشانه نابودی کشاورزی، خشک شدن چاه‌ها و تخریب جاده‌ها می‌دانند و در سوی دیگر، مسئولانی که این برداشت‌های را لایروبیِ کارشناسی، پیشگیری از سیلاب و سوختِ چرخ‌های عمرانی منطقه قلمداد می‌کنند.

سیمینه‌رود که از ارتفاعات سقز و بانه سرچشمه می‌گیرد و پس از سیراب کردن هزاران هکتار زمین زراعی در سقز، بوکان و میاندوآب به دریاچه ارومیه می‌ریزد، شریان حیاتی بیش از ۱۵ روستای دهستان ترجان در شهرستان سقز و چندین روستای دیگر در شهرستان بوکان و میاندوآب است. رودخانه‌ای که سخاوتمندانه نانِ سفره کشاورزان منطقه‌ای با گندم‌زارها و کشتزارهای دانه‌های روغنی را تأمین می‌کرد، حالا خود در معرض برداشت‌های مجاز و غیرمجاز قرار گرفته است و این داستان بیش از دو دهه است که ادامه دارد.

اهالی منطقه می‌گویند عمق طبیعی رودخانه که زمانی کمتر از یک متر بود، بر اثر برداشت‌های مداوم چه قاچاق و چه در قالب مجوزهای دولتی در برخی نقاط به گودال‌های عمیق بیش از ۵ تا ۶ متری تبدیل شده است. منصور (نام مستعار)، یکی از اهالی دهستان ترجان، از خطرات این اقدامات می‌گوید:

«برداشت‌های بی‌ضابطه توان تجدید قوای سیمینه‌رود را گرفته است. با کَنده شدن بستر، زمین نفوذپذیری خود را از دست می‌دهد، مسیر سیلاب‌ها هموارتر و امکان ذخیره آب کمتر می‌شود. نتیجه این وضعیت، خشک شدن چاه‌های آب و به خطر افتادن کشاورزی ۱۵ روستا (در دهستان تُرجان سقز) است که تمام اقتصادشان به همین جریان آب متکی است.»

نگرانی روستاییان تنها به بستر رودخانه محدود نمی‌شود؛ کامیون‌های سنگین حامل شن و ماسه که با تناژی بالاتر از حد مجاز در رفت‌وآمدند، زیرساخت‌ها و جاده ارتباطی دهستان را ویران کرده‌اند؛ آسیبی که به گفته اهالی، هیچ ارگانی مسئولیت آن را نپذیرفته است.

در مقابل این موج از نگرانی‌های مردمی، اداره امور آب سقز برداشت‌های صورت‌گرفته را نه آسیب، بلکه اقدامی ضروری و کارشناسی برای حفاظت از رودخانه می‌داند. انور کریمی، رئیس اداره امور آب سقز، با رد ادعای اهالی تأکید می‌کند که رودخانه‌ای مانند سیمینه‌رود رسوب‌گذار است و بدون لایروبی منظم خطرساز می‌شود.

کریمی می‌گوید: «با پیش‌بینی بارندگی‌های شدید و پدیده ال‌نینو، عدم لایروبی بستر می‌تواند با طغیان رودخانه خسارات سنگینی بار آورد. آنچه مردم مدعی تخریب آن هستند، زمین زراعی نیست بلکه عرصه و اعیانِ متعلق به امور آب است. همچنین مجوزها بر اساس نظر کارشناسان و تنها برای برداشت رسوبات اضافی صادر می‌شود.»

او با اشاره به تعامل امور آب با کشاورزان در مورد چاه‌های آب افزود: این اداره حتی با تعداد معدود چاه‌های غیرمجاز منطقه نیز مدارا کرده تا چرخه کشاورزی متوقف نشود، اما همزمان چرخ عمران و مرمت جاده‌ها هم نیازمند مصالح است و اگر از امکانات موجود و در دسترس خودمان استفاده نکنیم، پروژه‌های عمرانی منطقه با هزینه‌های بسیار سنگین‌تری مواجه خواهند شد.»

نزاع در بستر سیمینه‌رود به نقطه‌ای رسیده که هر دو طرف خود را محق می‌دانند؛ اهالی با درک ملموس از نشست آب و خرابی جاده‌ها از آینده زیست‌بوم خود هراسانند و مسئولان با تکیه بر آیین‌نامه‌ها، پیش‌گیری از خطر سیل و صرفه‌جویی در هزینه‌های عمرانی، از اقدامات خود دفاع می‌کنند.

واقعیت این است که مقاومت مردم این روستاها در برابر آسیب‌های زیست‌محیطی به‌حق است و لایروبی علمی نیز یک ضرورت مدیریتی. راهکار خروج از این دوئل فرسایشی، نه بی‌توجهی به دغدغه اهالی است و نه تعطیلی پروژه‌های عمرانی؛ بلکه اعمال نظارت سخت‌گیرانه روی عمق برداشت‌ها، برخورد قاطع با قاچاق شن و ماسه، جلوگیری از تردد کامیون‌های فراتناژ و در نهایت ایجاد تعادل میان حفظ بستر سیمینه‌رود و توسعه منطقه است.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا