به مناسبت روز جهانی سلامت روان | ۱۰ اکتبر
از کجا بفهمیم از نظر روانی حالمان خوب نیست و باید کمک دریافت کنیم؟

سلامت روان در واقع نبود اختلال نیست بلکه توانایی زیستن، سازگاری با دشواریها، برقراری روابط سالم و یافتن معنا در زندگی را نیز شامل میشود. سلامت روان یعنی بتوانیم احساس کنیم، فکر کنیم، ارتباط برقرار کنیم و با دشواریهای زندگی کنار بیاییم؛ نه اینکه همیشه شاد و بیدغدغه باشیم.
اضطراب، افسردگی و رنجهای روانی که متاسفانه امروزه بیشتر هم شدهاند نشانه ضعف نیستند؛ بلکه امکان دارد واکنشی در برابر فشارهای تجمع یافته در زندگی فرد باشند در این میان کمکگرفتن هم نشانه شکست نیست و باید به عنوان مهارتی آن را یاد گرفت و شرایط مناسب آن را فراهم نمود. در این روزهای سخت بیایید بهجای قضاوتکردن همدیگر، شنونده هم باشیم و بهجای انگزدنهای تکراری، آگاهی ببخشیم و بهجای نادیدهگرفتن رنج دیگران، برای درک و درمان آن همکار و همقدم باشیم. ما به جای قضاوت کردن هم، به شدت نیازمند درک عمیقتر همدیگر هستیم و این مهم تنها با شنیدن هم و در کنار هم بودن محقق میشود.
یادمان باشد سلامت روان، تجمل نیست؛ حق انسان و مسئولیت یک جامعه است. انسانها همانطور که برای سلامت جسمی به نشانههای بیماری توجه میکنند، باید به سلامت روان و نشانههای اختلالهای روانشناختی خود و اطرافیانشان هم توجه کنند. سلامت روان نیز نیازمند مراقبت است و مراجعه به روانشناس نشانه ضعف نیست؛ بلکه اقدامی آگاهانه برای مراقبت از خودتان است که لیاقت آن را دارید. گاهی کمکگرفتن یک گفتوگوی تخصصی با یک فرد امن است که برای این گفتگو آموزش دیده است و میتواند از علم و تجربهاش به نفع شما استفاده کند، گفتگویی تخصصی که کمک میکند خودتان، احساساتتان و راههای سالمتر مواجهه با زندگیتان را بهتر بشناسید.
اما از کجا بفهمیم که ناراحتیهای روزمره از حد معمول فراتر رفتهاند و بهتر است دنبال کمک بگردیم و یا از یک روانشناس کمک بگیریم؟
۱. وقتی احساساتمان زندگی ما را مختل میکنند
غمگینی، اضطراب، ترس، تحریکپذیری و یا احساس ناامیدی که شدت زیادی دارند و ادامهدار شدهاند و یا بازگشت به آرامش را دشوار میکنند، نیازمند ارزیابی تخصصیاند.
۲. وقتی عملکرد روزانهمان تغییر میکند
اختلال در خواب یا اشتها، کاهش تمرکز، افت عملکرد شغلی یا تحصیلی، کنارهگیری از دیگران و کاهش علاقه به فعالیتهای لذتبخش میتوانند نشانههایی از مشکلات روانشناختی باشند که نیازمند توجه و ارزیابی بالینیاند.
۳. وقتی رابطههایمان آسیب میبینند
تعارضهای مکرر، خشم کنترلنشده، دشواری در بیان احساسات یا ناتوانی در برقراری ارتباط سالم ممکن است نشان دهند که به حمایت تخصصی نیاز داریم.
۴. وقتی راههای معمول مقابله دیگر کافی نیستند.
اگر برای مدتی طولانی درگیر یک مشکل باشیم و بارها همان الگوهای آسیبزا را تکرار میکنیم و یا احساس میکنیم بهتنهایی از پس شرایط برنمیآییم و در حال از دست دادن کنترل خود بر زندگیمان هستیم، مراجعه به روانشناس میتواند کمککننده باشد.
لازم نیست حتماً به نقطه بحران برسیم. اگر نشانهها شدیدند، زندگی روزمره را مختل کردهاند یا حدود دو هفته ادامه یافتهاند، بهتر است برای ارزیابی تخصصی اقدام کنیم. برای شدت یافتن علائم و نگرانی هایتان منتظر نمانید.
اگر در مورد خودکشی یا آسیبزدن به خود فکر کرده اید و احتمال دارد این فکر به عمل تبدیل شود ،کمک حرفهای فوری ضروری است؛ در صورت خطر فوری، با شماره 123، 115 ، 1570 و یا یک کلینیک معتبر و فعال در حوزه پیشگیری از خودکشی تماس بگیرید و تا دسترسی به کمک تخصصی تنها نمانید.



