تکمله‌ای بر نقد سخنان سعید لیلاز

یک‌بام و دو هوا

✍اسماعیل شمس| نویسنده و پژوهشگر حوزه تاریخ

من ۳۳ سال است ساکن تهران هستم و تقریباً دو سوم عمرم را در محافل علمی،آکادمیک و فرهنگی این شهر سپری کرده‌ و با بسیاری از رجال و بزرگان فرهنگی مرکزنشین آشنایی دارم. شرح خاطرات و تعاملاتم با این افراد حکایت مفصلی است که شاید روزی فرصت کنم آن را بنویسم. خیلی صریح و روشن بگویم که من برای نخستین بار در تهران متوجه شدم که “کرد” هستم و صفت کردی برایم برجسته شد. هیچ‌گاه روز اول مهر سال ۱۳۷۲ را که برای آغاز ترم نخست کارشناسی در ترمینال آزادی از اتوبوس پیاده شدم، یادم نمی‌رود که به محض گرفتن تاکسی تا دهانم را باز کردم و مقصد را گفتم راننده گفت: تو کُردی؟ از آن روز تا همین امروز هربار که سوار تاکسی یا اتوبوس یا قطار مترو یا هواپیما شده‌ام یا از مغازه خرید کرده یا آرایشگاه رفته یا در مدرسه و دانشگاه درس خوانده و درس داده یا در سمینار و همایشی سخن گفته و در یک کلام هرگاه با یک غریبه در تهران برای نخستین بار همکلام شده‌ام، بدون تردید پرسش اول، این بوده است که تو کُردی؟ یقین دارم این تجربه را بسیاری از همزبانانم، حتی آنانی که امروز خود را کرد نمی‌دانند، داشته‌اند. صادقانه بگویم که در ٨۰ درصد موارد در کوچه و خیابان و بازار و مغازه و میان مردم عادی پس از دادن پاسخ آری، چیزی جز احترام ندیده‌ام. این حس خوب از قصاب یا بقال یا کفاش یا میوه‌فروش محل که اهل شاهرود یا شیراز یا شمال و شرق کشور هستند، چنان بوده است که امروز پس از ۲۰ سال از همان قصاب و … محل خرید می‌کنم.

با وجود این در جامعه روشنفکری و به‌ویژه بخشی از آن که مدعی دموکراسی، جامعه مدنی، سوسیالیسم، لیبرالیسم، نولیبرالیسم و از این ایسم‌های رنگارنگ بوده‌اند، وضعیت کاملاً برعکس بوده است. در میان آنان پس از گفتن پاسخ آری به همان پرسش، در بهترین حالت تنها از بیست درصد حس احترام یا بی‌تفاوتی دریافت کرده‌ام و در بقیه موارد احساسی که گرفته‌ام، منفی بوده است. از میان احساسات منفی که از این جماعت خود برتر پندار گرفته‌ام، آنچه بیشتر از همه آزارم داده این بوده است که هرجا عملکرد درخشان و خوبی داشته‌ام به عنوان فرزند ایران شناسانده شده‌ام و هرجا کلام نادرستی بر زبانم جاری شده یا صدایم بالا رفته است یا اشتباهی کرده‌ام، بارها شنیده‌ام که ” کُرد است دیگر…”. البته این موضوع هرگز شامل بسیاری از استادان و دوستان مورخ یا همکاران و مدیرانم که تعلقات ایدئولوژیک ندارند، نمی‌شود.

این وضع در حوزه تاریخ ایران هم دیده می‌شود: وقتی صحبت از فیلسوفان، دانشمندان و رجال مشهور و بزرگ جهانی پیش آمده است، اگر من حتی به استناد منابع دست اول تاریخی و با ذکر صفحه و آدرس گفته باشم که فلان فیلسوف یا ریاضیدان پسوند الکردی دارد و ساکن فلان نقطه کنونی کردستان بوده است، قطعاً با این پاسخ مواجه شده‌ام که همه ما ایرانی هستیم و این دانشمند، ایرانی است و شما حق ندارید آن را برای جامعه کرد مصادره کنید. اگر اصرار کرده باشم که مگر شما نمی‌گویید، کرد، ایرانی اصیل و کردستان بخشی از ایران است، پس با تکیه بر همین استدلال خودتان کردبودن او در تعارض با ایرانی بودنش نیست؛ پاسخ بعدی این بوده است که تو با استناد به کدام مدرک می‌گویی آن پسوند کُردی حتماً مربوط به تبار کرد اوست؟ کرد در آن زمان به معنای چوپان و شبان بوده است و پسوند کردی اشاره به خاستگاه شبانی خاندان او دارد. همین دیروز در جلسه دفاع تز دکترای یک دانشجو که من استاد راهنمای دوم او بودم، یکی از استادان داور ضمن نقد پسوند الکردی در تبار شیخ صفی‌الدین اردبیلی گفت که این پسوند ربطی به کردبودن او ندارد. وقتی پسوند الکردی در نام ابومسلم خراسانی دیده می‌شود، پاسخ، این است که کرد در آنجا یک فحش است و اشاره به نسب ندارد. هنگامی که فردوسی می‌گوید: “نژاد” کرد ریشه در فراریان از دست ضحاک و آنانی دارد که به رهبری کاوه آهنگر او را برانداختند، می‌گویند کرد در آنجا به معنای کوه‌نشین است.در این‌گونه موارد، مدعی هرگز سند و دلیل را نمی‌پذیرد و بحث با او بی‌فایده است. در مقابل، هرگاه یک صفت منفی یا توهین‌آمیز مانند آنچه آقای لیلاز برای کریم‌خان به کار برد، استفاده شود،هرگز موصوف با عنوان ایرانی معرفی نمی‌گردد؛ یعنی محال است که جناب لیلاز یا امثال ایشان بگویند: “بنده خدا کریم‌خان زند یک ایرانی ساده، بیسواد و دائم‌الخمر بود”. در این‌گونه موارد، موصوف، قطعاً لر یا کرد خواهد بود. وقتی قرار است بحث زن‌کشی مطرح شود شاهد کتابهایی با عنوان زنان کرد و شبح ناموس هستیم و نفس عنوان، این پیام را به مخاطب منتقل می‌کند که گویا این موضوع خاص کردستان است؛ در حالی که می‌توان نام کتاب را زنان ایران… نمونه موردی زنان کرد گذاشت.

من این یک بام و دوهوا را از هر چیز دیگری برای امروز و فردای این مملکت خطرناک‌تر می‌دانم.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا