کریدور سقز-بوکان؛ جاده‌ای که به‌جای آسفالت خاک می‌خورد

در حالی که وعده بهره‌برداری از ۱۳ کیلومتر کریدور سقز-بوکان در سال ۱۴۰۴ به دستمایه‌ای برای تبلیغات بدل شده بود، با گذشت یک سال از این وعده و پایان فروردین ۱۴۰۵، نه تنها هیچ بخشی از این مسیر دو بانده نشده، بلکه شاهد جاده‌ای زخم‌خورده و همچنان غیر ایمن و چه‌بسا فرسایش و هدررفت منابع مالی هستیم.

نیمه فروردین ۱۴۰۴ بود که بازوند، معاون وزیر راه و شهرسازی، به همراه محسن بیگلری، نماینده مردم سقز و بانه در مجلس شورای اسلامی، از پروژه کریدور سقز-بوکان بازدید کرد (فیلم پیوست شده در پست قبل). در آن بازدید، وعده صریح تکمیل ۱۳ کیلومتر از این مسیر تا پایان سال ۱۴۰۴ داده شد؛ وعده‌ای که بلافاصله به ابزار تبلیغاتی در سخنرانی‌ها و محافلی تبدیل شد که نماینده در آن حضور داشت. با این حال، با گذشت دوازده ماه، واقعیت‌های عینی در صحنه پروژه فرسنگ‌ها با آن وعده‌ها فاصله دارد.

مشاهدات میدانی حاکی از آن است که گرچه در این یکسال پروژه فعال بوده و چه بسا قابل مقایسه با سنوات گذشته هم نبوده، اما جز چند کیلومتر محدود قیرپاشی، این فعالیت‌ها عملا به آسفالت و بهره‌برداری از حتی یک کیلومتر هم نشده است. حتی اگر چالش‌های مسیر یا دو جنگ تحمیلی اخیر را در نظر بگیریم، جنگ دوازده روزه شامل این مناطق نشد و جنگ رمضان نیز مصادف با زمستان و تعطیلات عید نوروز بود و عملا عاملی مؤثر در کاهش فعالیت نبوده‌اند.

همچنین در چندین مورد، نماینده از اختصاص بخش قابل توجهی از بودجه در اختیار خود به این پروژه خبر داده است و شاید کمبود اعتبار نیز چندان محلی از اعراب نداشته باشد، اما در هر حال خروجی آن به بهره‌مندی مردم منجر نشده است.

یکی از انتقادات جدی کارشناسان به نحوه اجرای این پروژه، زخمی‌کردن کل مسیر به صورت همزمان است. به‌جای آنکه پیمانکار بر قطعات مشخص متمرکز، ابتدا زیرسازی و آسفالت بخشی از مسیر را انجام و آن را برای ایمن می‌کرد، کل طول جاده را با هدف فعال نشان دادن پروژه تخریب کرده است. این رویکرد، نه تنها روند پیشرفت پروژه را تسریع نکرده، بلکه نقاط حادثه‌خیز بیشتری را در مسیری که پیش‌تر از این موضوع رنج می‌برد ایجاد کرده است.

از طرفی، بارندگی‌های زمستان سال گذشته ضربه جدی‌ای به اقدامات انجام شده وارد کرده و بخش قابل توجهی از زیرسازی‌ها که عمدتا هم خاک نرم است توسط بارش‌ها شسته شده و از بین رفته است؛ اتفاقی که نه تنها موجب هدررفت منابع مالی شده، بلکه احتمالا تحمیل هزینه‌های دوباره برای بازسازی را نیز در پی خواهد داشت.

آنچه در پروژه کریدور سقز-بوکان دیده می‌شود، نمونه بارزی از مدیریت پروژه‌های عمرانی بر اساس منافع مقطعی و وعده‌های سرخرمن به جای بهره‌گیری از نقشه‌راه فنی و تخصصی است. تا زمانی که اولویتِ دستگاه‌های اجرایی و متولیان امر، صرفاً نمایش باشد، مردم همچنان متضرر اصلی خواهند بود و ایمنی جاده‌ها قربانی وعده‌ها خواهد شد و در عوض پاسخگویی در این زمینه هم صفر است و همین موجب طولانی شدن پروژه‌های اینچنینی با عمر دو دهه‌ای خواهد شد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا