تحلیلی درباره یک خبر شوکه کنندهY
وقتی خانه به شکنجهگاه و والدین به شکنجه گر تبدیل میشوند

✍️مختار کریمی، روانشناس بالینی و مدیر مسئول کلینیک نوروسایکوتراپی مانا
در یکی از تکاندهندهترین اشکال خشونت خانگی و کودک آزاری در شهر سنندج، دو دختر ۷ و ۱۵ ساله توسط پدر و نامادریشان مورد آزار جسمی و روانی قرار گرفتند و به مدت بیش از یک ماه در یک محیط بسته مانند سرویس بهداشتی حبس شده بودند که آثار آشکار کودکآزاری، ضرب و جرح و آسیبهای جسمی بر بدن آنان مشاهده شده بود و بررسیهای اولیه از وجود شکستگی و جراحات در نواحی مختلف بدن از جمله پا، سر و صورت حکایت داشت. این خبر شک بزرگی در رسانههای اجتماعی ایجاد کرد، موضوعی که سالها در گوشه و کنار کشور مواردی از آن مشاهده میشود و متاسفانه هر بار با یک خبر تکان دهنده به سرخط خبرها برمیگردد. از تجاوز به کودک 6 ساله بوکانی و قتل فجیع وی تا مورد این کودکان سنندجی مدت زمان کمی میگذرد و انگار این جایگزینی ترومای جمعی با ترومای جمعی دیگری تمامی ندارد. آنچه این حادثه را فراتر از یک پرونده معمولی قرار میدهد، نهتنها شدت خشونت اعمالشده است، بلکه فروپاشی بنیادیترین کارکرد خانواده یعنی حمایت، امنیت و مراقبت از کودکان است. در شرایطی که خانه باید امنترین مکان برای رشد و آرامش کودک باشد، برای این دو کودک به فضایی مملو از ترس، محرومیت و رنج تبدیل شده است. گاهی والدین یا سرپرستان خود به عامل آزار و شکنجه کودکان تبدیل میشوند و به شکنجهگرانی بیرحم تبدیل میشوند که خانه و کاشانه که مکان امنیت و آرامش کودک است را به شکنجه گاه تبدیل میکنند. کودک آزاری فقط خشونت فیزیکی علیه کودک نیست، بلکه هرگونه بدرفتاری توسط یک بزرگسال است که برای کودک خشونتآمیز یا تهدیدآمیز باشد. وقتی کودک آزاری در خانه اتفاق میافتد و فرد آزارگر، والدین یا مراقب نزدیک کودک است در واقع نوعی خشونت خانگی است و تاثیرات روانی اجتماعی آن به مراتب بسیار گستردهتر و عمیقتر از آزار توسط دیگران است و با پخش در سطح اجتماع به عنوان یک خبر، لایههای اجتماعی را نیز درگیر این تروما میکند و به نوعی ترومای جمعی بزرگ را ایجاد میکند.
به صورت کلی پنج نوع کودک آزاری وجود دارد: 1)کودک آزاری جسمی شامل همه اشکال خشونت فیزیکی. 2)کودک آزاری عاطفی یا روانی که یک بزرگسال مرتباً کودک را سرزنش میکند، با کودک به شیوهای تحقیرآمیز و خصمانه رفتار میکند یا عمداً او را میترساند، که این مورد در بسیاری از خانوادهها وجود داشته و هنوز هم وجود دارد و به عنوان سبک فرزند پروری نسل به نسل در حال منتقل شدن است. 3)غفلت جسمی که کودک مراقبت و پرورش و مسئولیتهای مربوط به سلامتی جسمی و تغذیهای و بدنی را که نیاز دارد دریافت نمیکند و این نوع کودک آزاری در جامعه ما شناخته شده نیست و هیچ نوع پیگیری و نظارتی هم نداشته و ندارد که فقر و عدم اگاهی والدین از مهارتهای فرزند پروری این مهم را برجستهتر میکند. 4)غفلت عاطفی یا روانی که همان فقدان مداوم توجه مثبت، نادیده گرفتن نیاز کودک به عشق، صمیمیت و امنیت است. این دسته مواردی را که در آن کودکان شاهد خشونت بین والدین یا مراقبان خود هستند را نیز در بر میگیرد و متاسفانه از موارد شایع در جامعه ما به شمار میرود و تقریبا همه ما در اطرافیان خود این موارد را مشاهده نمودهایم. 5)سوءاستفاده جنسی یعنی تماس ناامن و یا ارتباط جنسی یک بزرگسال که به کودک تحمیل میشود و متاسفانه این موارد نیز شیوع بالایی داشته اما به عنوان یک تابو مخفی شده و به دلیل ترس از انگ اجتماعی و تبعات اجتماعی آن گزارش نمیشود ولی تاثیرات آن به صورت خزنده در زندگی فردی و اجتماعی فرد نمایان میگردد. متأسفانه مشاهدات کلینیکال نگارنده نیز نشان میدهد که بخش بزرگی از مراجعهکنندگان به کلینیکهای سطح شهر تجربیاتی از آزار جنسی و جسمی و عاطفی را در کودکی و نوجوانی داشتهاند که عامل بسیاری از درد و رنجهای زمان اکنون آنان است و در بسیاری از موارد آن را مانند رازی در سکوت سهمگین درون خویش پنهان نگه داشتهاند.
کودکآزاری یکی از گستردهترین مشکلات سلامت عمومی و حقوق بشری در جهان است. برآوردهای جهانی نشان میدهد که سالانه صدها میلیون کودک در معرض اشکال مختلف آزار جسمی، روانی، جنسی و غفلت قرار میگیرند. مطالعات فراتحلیلی و مرورهای نظاممند نشان میدهند که شیوع واقعی کودکآزاری به دلیل گزارش نشدن بسیاری از موارد، احتمالاً بیشتر از آمارهای رسمی است.
درباره آمار کودکآزاری در ایران باید با احتیاط سخن گفت، زیرا هنوز پیمایش ملی و سراسری منظم درباره کودکآزاری وجود ندارد و بسیاری از موارد نیز گزارش نمیشوند. با این حال، چند مطالعه معتبر، دیدی نسبتاً روشن از وضعیت ارائه کردهاند. در یک مرور نظاممند و فراتحلیل که توسط پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 0222 انجام شده است، میانگین شیوع انواع کودکآزاری به شرح زیر برآورد شد: آزار جسمی: حدود 43.6 درصد، آزار عاطفی (روانی): حدود 64.5 درصد، غفلت و بیتوجهی: حدود 40.9 درصد که نشان میدهد آزار روانی و عاطفی شایعترین نوع کودکآزاری در ایران است. گزارش جهانی یونیسف در سال 2024 نیز نشان داد که بیش از 370 میلیون زن و دختر در جهان پیش از 18 سالگی قربانی تجاوز یا سوءاستفاده جنسی شدهاند؛ این رقم معادل تقریباً یک نفر از هر هشت دختر است. با احتساب اشکال غیرتماسی خشونت جنسی، تعداد قربانیان به حدود 650 میلیون نفر میرسد. همچنین بین 240 تا 310 میلیون پسر و مرد نیز تجربه سوءاستفاده جنسی در دوران کودکی داشتهاند. با پیشرفت تکنولوژی و دسترسی بیشتر کودکان و نوجوانان به اینترنت گوشیهای هوشمند سوءاستفاده جنسی آنلاین از کودکان نیز به یک بحران جهانی تبدیل شده است. مطالعهای در سال 2024 تخمین زد که سالانه بیش از 300 میلیون کودک در جهان قربانی اشکال مختلف سوءاستفاده و بهرهکشی جنسی آنلاین میشوند و این آمار با دسترسی بیشتر کودکان به گوشیهای هوشمند و کاهش سن حضور در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی افزایش بیشتری نیز خواهد داشت. زیرا به تازگی آزار و سواستفادههای جنسی و عاطفی بیشتر به فضای آنلاین نقل مکان کرده است زیرا که دسترسی به افراد آسانتر و احتمال شکایت و کشف آن توسط مراجع قضایی نیز کمتر است.
کودکآزاری شدید تنها به آسیبهای جسمی محدود نمیشود؛ بلکه میتواند ساختارهای عصبی و فرآیندهای رشد مغزی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. تجربه مداوم ترس و استرس شدید با تغییر در عملکرد سیستم عصبی، افزایش حساسیت به تهدید و اختلال در تنظیم هیجانات همراه است. به همین دلیل، مداخلات درمانی برای این کودکان باید چندبعدی بوده و علاوه بر حمایتهای پزشکی و حقوقی، شامل رواندرمانی تخصصی و بازتوانی اجتماعی نیز باشد. به طور کلی میتوان گفت وقوع چنین فجایعی نشاندهنده ضعف نظامهای حمایتی، نظارتی و مداخلهای در شناسایی کودکان در معرض خطر است. همسایگان، مدارس، مراکز درمانی و نهادهای حمایتی نقش مهمی در کشف و گزارش موارد کودکآزاری دارند. هرچه شناسایی این موارد زودتر انجام شود، احتمال جلوگیری از آسیبهای جبرانناپذیر بیشتر خواهد بود. هر مورد کودکآزاری نه تنها یک تراژدی فردی، بلکه هشداری برای جامعه است. حمایت از کودکان و ایجاد سازوکارهای مؤثر برای پیشگیری، شناسایی و مداخله در موارد خشونت خانگی، از مهمترین وظایف هر جامعهای محسوب میشود. کودکان حق دارند در محیطی امن، سرشار از محبت و عاری از خشونت رشد کنند و هیچ توجیهی نمیتواند نقض این حق بنیادین را مشروع جلوه دهد.
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که بسیاری از موارد کودکآزاری شدید پیش از وقوع فاجعه، نشانههایی قابل مشاهده دارند؛ اما این نشانهها به دلایل مختلف نادیده گرفته میشوند. کودکان نه دارایی والدین هستند و نه ابزاری برای اعمال قدرت و تنبیه. آنان از حق امنیت، سلامت، آموزش و زندگی عاری از خشونت برخوردارند و جامعه موظف است از این حقوق محافظت کند. برخورد قاطع قضایی با عاملان چنین جنایاتی، هرچند ضروری است، اما به تنهایی کافی نیست. پیشگیری، آموزش والدین، افزایش آگاهی عمومی و تقویت نظامهای حمایتی باید در اولویت قرار گیرد. پروندههایی از این دست تنها یک خبر تلخ در صفحات حوادث نیستند؛ بلکه آینهای از چالشهای عمیقتر اجتماعی هستند. هر بار که کودکی در پشت درهای بسته خانه مورد آزار قرار میگیرد، ساختارهای حمایتی و نظارتی جامعه نیز به نوعی شکست خورده است و تلنگری برای بازتعریف قوانین و سازوکارهای نظارتی و حمایتی در یک جامعه تلقی میشوند که نقش مددکاران اجتماعی و آموزشهای فرزند پروری را بیش از پیش برجسته میکند. در نهایت پرسش اصلی این نیست که چرا این حادثه رخ داده، بلکه این است که چگونه میتوان از تکرار آن جلوگیری کرد. پاسخ به این پرسش، نیازمند همکاری خانوادهها، متخصصان سلامت روان، نهادهای آموزشی، دستگاه قضایی و تمامی اعضای جامعه است.
منابع:
1) Danaeifar, M., Arshi, M., & Moghanibashi-Mansourieh, A. (2022). Child sexual abuse in Iran: A systematic review of the prevalence, risk factors, consequences, interventions and laws. Journal of Injury and Violence Research, 14(3), 225–236.
2) Mohammadi, M. R., Zarafshan, H., & Khaleghi, A. (2014). Child abuse in Iran: A systematic review and meta-analysis. Iranian Journal of Psychiatry, 9(3), 118–124.
3) Baldwin, J. R., Reuben, A., Newbury, J. B., & Danese, A. (2023). Childhood maltreatment and mental health problems: A systematic review and meta-analysis of quasi-experimental studies. American Journal of Psychiatry, 180(2), 117–135.
4) Moody, G., Cannings‐John, R., Hood, K., Kemp, A., & Robling, M. (2018). Establishing the international prevalence of self-reported child maltreatment: A systematic review by maltreatment type and gender. BMC Public Health, 18(1), 1164. https://doi.org/10.1186/s12889-018-6044-y
5) United Nations Children’s Fund (UNICEF). (2024). Global estimates of childhood sexual violence. UNICEF.
6) World Health Organization. (2020). Global status report on preventing violence against children 2020. World Health Organization.




