وقتی تکدیگری به ویترین ورودی سقز تبدیل میشود

حضور متکدیان در سقز دیگر به چند خیابان محدود نیست. امروز از ورودیهای شهر، بهویژه محور سقز–بوکان، تا چهارراههای پرتردد، تکدیگری به یکی از جلوههای آشکار سیمای شهری تبدیل شده است؛ پدیدهای که بهعنوان نخستین تصویر از سقز در ذهن بسیاری از مسافران نقش میبندد و پرسشهایی جدی درباره عملکرد دستگاههای مسئول برمیانگیزد!
تا همین چند سال پیش، حضور متکدیان در سقز عمدتاً به چند خیابان و نقطه در داخل شهر محدود میشد، اما اکنون این پدیده ابعاد گستردهتری یافته و از ورودیهای شهر تا میدانها و چهارراههای اصلی را دربر گرفته است. در این میان، ورودی و خروجی سقز به سمت بوکان بیش از هر نقطه دیگری این وضعیت را به نمایش میگذارد.
برای مسافری که از این مسیر وارد سقز میشود، نخستین مواجهه با شهر، جادهای با وضعیت نامطلوب و در ادامه صفی از متکدیانی است که در حاشیه مسیر یا میان خودروها به دنبال دریافت کمک هستند. این همزمانی، تصویری ناخوشایند از شهر ارائه میدهد؛ تصویری که نه تنها زیبنده جایگاه سقز نیست، بلکه میتواند بر ذهنیت مسافران و برداشت آنان از وضعیت اجتماعی و اقتصادی شهر نیز تأثیر بگذارد.
آنچه این وضعیت را نگرانکنندهتر میکند، حضور کودکان در کنار بزرگسالان در میان متکدیان است. کودکانی که در ورودی شهر و سپس در چهارراههایی مانند میدان ماموستا هێمن، کهوهسوار، قهوخ و دیگر نقاط پرتردد دیده میشوند. صرفنظر از اینکه این کودکان در چه شرایطی به این چرخه وارد شدهاند، حضور آنان در میان خودروهای عبوری، علاوه بر آسیبهای اجتماعی، تهدیدی برای امنیت جانی خودشان و رانندگان نیز محسوب میشود.
تشخیص اینکه چه تعداد از این افراد واقعاً نیازمند هستند و چه تعداد با انگیزههای دیگر به تکدیگری روی آوردهاند، برای شهروندان و رانندگان ممکن نیست. بسیاری از مردم نیز از سر دلسوزی یا بر اساس باورهای شخصی، با توقفی کوتاه مبلغی در اختیار آنان قرار میدهند؛ اقدامی که در برخی نقاط پرتردد، خود میتواند زمینهساز ایجاد ترافیک یا حتی وقوع حوادث رانندگی شود.
با این حال، پرسش اصلی متوجه دستگاههای مسئول است؛ اینکه برای مدیریت این پدیده چه اقدام مؤثری انجام شده است؟ بر اساس ماده ۵۵ قانون شهرداریها، جلوگیری از گدایی و جمعآوری متکدیان از جمله وظایف شهرداریهاست. از سوی دیگر، دهها نهاد حمایتی، خیریه و دستگاههای مرتبط نیز در حوزه حمایتهای اجتماعی فعالیت دارند. با وجود این ظرفیتها، گسترش روزافزون این پدیده نشان میدهد که اقدامات انجامشده یا کافی نبوده یا از هماهنگی لازم میان دستگاههای مسئول برخوردار نیست.
البته روشن است که حل این معضل تنها از عهده یک دستگاه برنمیآید؛ بهویژه آنکه گفته میشود بخشی از متکدیان از خارج از شهر وارد سقز میشوند. یا برخی ز آنها به نوعی به این کار عادت کردهاند! بنابراین، مقابله با این پدیده نیازمند برنامهای مشترک، مستمر و بینبخشی میان شهرداری، فرمانداری، نیروی انتظامی، دستگاه قضایی و نهادهای حمایتی است تا ضمن شناسایی افراد نیازمند واقعی و حمایت از آنان، از گسترش تکدیگری [احتمالا] سازمانیافته یا تکرار این چرخه جلوگیری شود.
صرفنظر از دلایل شکلگیری این وضعیت، آنچه امروز بیش از هر چیز به چشم میآید، خدشهدار شدن سیمای شهری سقز است. شهری که شایسته آن نیست ورودیهایش با تکدیگری شناخته شود و این ذهنیت در میدانها و چهارراهها تقویت شود. اگر قرار است چهرهای درخور از سقز به شهروندان و مسافران ارائه شود، ساماندهی این معضل دیگر یک انتخاب نیست؛ ضرورتی است که هر روز تأخیر در آن، هزینههای اجتماعی، فرهنگی و حتی اقتصادی بیشتری بر شهر تحمیل خواهد کرد.



