بیکاری فقط نیمی از ماجراست

صف جوانان برای یک شغل ساده، فقط از بیکاری خبر نمی‌داد و شاید وقت آن رسیده باشد که یک سؤال مهم‌تر نیز مطرح شود: صف استخدام فرصت‌های شغلی بخش‌های دولتی، کجاست و متقاضیان چه کسانی هستند؟


اگر برای یک فرصت شغلی با حداقل حقوق در بخش خصوصی، صدها نفر حاضر به رقابت می‌شوند، باید پرسید فرصت‌های شغلی بخش عمومی چگونه توزیع می‌شوند؛ فرصت‌هایی که در شرایط فعلی بازار کار، برای بسیاری از جوانان سقزی به یکی از معدود مسیرهای دستیابی به ثبات اقتصادی تبدیل شده‌اند.

سال‌هاست از مشکلات تولید، ضعف سرمایه‌گذاری، رکود اقتصادی، محدودیت‌های اقتصاد مرزی و ناتوانی بخش خصوصی در ایجاد اشتغال گسترده سخن گفته می‌شود. اما در شهری که بازار کار خصوصی ظرفیت جذب این حجم از نیروی آماده به کار را ندارد، نحوه توزیع فرصت‌های شغلی بخش عمومی دیگر یک موضوع صرفاً اداری نیست؛ بلکه مسئله‌ای مرتبط با عدالت اجتماعی و اعتماد عمومی است.

در کنار سهمیه‌ها و سازوکارهای استخدامی که مبنای قانونی دارند، شیوه‌های دیگری برای جذب نیرو در برخی دستگاه‌های دولتی و عمومی نیز همواره محل بحث افکار عمومی بوده است. هنگامی که فرآیند اطلاع‌رسانی، معیارهای انتخاب و مسیر دسترسی همه متقاضیان به این فرصت‌ها روشن نباشد، این پرسش شکل می‌گیرد که سهم جوانانی که هیچ امتیاز یا پشتوانه خاصی ندارند، در این رقابت چیست؟

این پرسش عمومی برای خانواده‌هایی که چند فرزند تحصیل‌کرده بیکار دارند، یک بحث نظری نیست؛ به‌ویژه وقتی در اطراف خود شاهد خانواده‌هایی هستند که چند عضو آن به‌طور همزمان از یک دستگاه عمومی ارتزاق می‌کنند. در چنین شرایطی، مقایسه مسیرهای مختلف دستیابی به شغل، به مسئله‌ای درباره عدالت و برابری فرصت‌ها تبدیل می‌شود.

سرمایه اجتماعی از همین نقطه آسیب می‌بیند. اعتماد مردم زمانی شکل می‌گیرد که باور داشته باشند قانون برای همه یکسان اجرا می‌شود و فرصت‌های عمومی، واقعاً عمومی‌اند. اما اگر این باور تقویت شود که دسترسی به برخی مشاغل بیش از شایستگی، به روابط، وابستگی‌ها یا برخورداری از امتیازات خاص گره خورده است، خسارت آن تنها متوجه بازار کار نخواهد بود؛ بلکه اعتماد عمومی نیز فرسوده می‌شود.

شفافیت، ساده‌ترین پاسخ به این نگرانی است. انتشار روشن فرآیندهای جذب، معیارهای انتخاب و مبانی تصمیم‌گیری دستگاه‌های عمومی، نه تهدیدی برای آنها، بلکه فرصتی برای دفاع از سلامت عملکردشان است.

بحران اشتغال سقز فقط با ایجاد فرصت‌های جدید حل نمی‌شود؛ همان‌قدر که تعداد شغل‌ها مهم است، عدالت در توزیع آنها نیز اهمیت دارد. آن صف، صف بیکاران بود؛ اما سایه مسیرهای میانبر و غیرشفاف استخدام در بخش عمومی نیز بر آن سنگینی می‌کرد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا