«بر اثر سانحه دلخراش تصادف»؛ عبارت تلخی که در آگهیهای ترحیم سقز تکرار میشود

در آگهیهای ترحیم سقز، عبارت «بر اثر سانحه دلخراش تصادف» به روایتی تلخ از مرگ جوانان و داغ خانوادهها تبدیل شده است. تنها در یک هفته گذشته، نزدیک به ۱۰ نفر در جادههای منتهی به سقز جان باختهاند؛ حوادثی که گاه به مرگ چند عضو یک خانواده انجامیده و ضرورت توجه جدی به فرهنگ رانندگی، ایمنی جادهها و خودروها را یادآوری میکند.
گاهی برای درک عمق یک بحران اجتماعی، کافی است نگاهی به آگهیهای ترحیم انداخت. در سقز، طی روزهای اخیر، عبارت «بر اثر سانحه دلخراش تصادف» بارها تکرار شده است؛ عبارتی کوتاه که پشت آن، زندگیهای ناتمام، خانوادههای داغدار و آیندههایی قرار دارد که در جادهها پایان یافتهاند.
آنچه این حوادث را تلختر میکند، شمار جوانانی است که در تصادفات جان خود را از دست میدهند. در برخی موارد نیز چند نفر از اعضای یک خانواده در یک حادثه قربانی میشوند؛ داغی که نهتنها زندگی بازماندگان را برای همیشه تغییر میدهد، بلکه زخمی عمیق بر حافظه جمعی جامعه بر جای میگذارد.
تنها در یک هفته گذشته، بنا بر آمار موجود از حوادث اخیر، نزدیک به ۱۰ نفر در جادههای منتهی به سقز جان باختهاند. این تعداد جانباخته در بازهای کوتاه، پرسشی جدی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد: آیا میتوان همه این حوادث را صرفاً به خطای رانندگان نسبت داد یا باید سهم ایمنی جادهها و خودروها را نیز بهطور جدی بررسی و برای کاهش آن اقدام کرد؟
وقتی خطای انسانی تنها متهم پرونده است
در بسیاری از خبرهای اولیه تصادفات، علت دقیق حادثه در دست بررسی اعلام میشود. نتایج کارشناسی نیز معمولاً در مراحل بعدی مشخص و به خانوادهها اعلام میشوند؛ اما در روایتهای مربوط به بسیاری از تصادفات، تأکید اصلی بر عامل انسانی و رفتار رانندگان است. بیتردید سرعت غیرمجاز، سبقت خطرناک، حواسپرتی و بیتوجهی به مقررات از عوامل مهم تصادفات هستند، اما بررسی حادثه نباید به همین موارد محدود بماند.
میان وقوع یک تصادف و مرگبارشدن آن تفاوت وجود دارد. ممکن است اشتباه راننده زمینهساز برخورد باشد، اما نبود گاردریل، استانداردنبودن مسیر، نقص فنی خودرو یا کمبود علائم هشداردهنده میتواند پیامدهای حادثه را تشدید کند. از این منظر، بررسی ایمنی جادهها و خودروها نه جایگزین مسئولیت رانندگان، بلکه مکمل ضروری آن است.
تصادف هفته گذشته در محور سقز ـ مریوان که به جانباختن یک مادر و دختر مریوانی انجامید، نمونهای قابل تأمل است. به گفته شاهدان عینی، وجود گاردریل در کنار جاده شاید میتوانست از پرت شدن خودرو به دره و مرگ این دو نفر جلوگیری کند. تعیین نقش دقیق تجهیزات جادهای در این حادثه نیازمند بررسی کارشناسی است، اما همین احتمال نشان میدهد که تجهیزات حفاظتی تا چه اندازه میتوانند در کاهش تلفات مؤثر باشند.
آمارهایی که از یک بحران مستمر خبر میدهند
بر اساس آمارهای ارائهشده، در سال ۱۴۰۳، تعداد ۴۶۷ نفر در تصادفات جادهای و درونشهری استان کردستان جان باختند. این رقم در سال ۱۴۰۴ به ۴۷۵ نفر رسید؛ یعنی در مجموع، طی دو سال ۹۴۲ نفر در تصادفات رانندگی استان جان خود را از دست دادند.
ابعاد اقتصادی این حوادث نیز قابل توجه است. با فرض پرداخت دیه کامل برای تمام جانباختگان، بر مبنای دیه یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومانی در سال ۱۴۰۳ و یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومانی در سال ۱۴۰۴، ارزش فرضی دیه جانباختگان این دو سال به حدود یکهزار و ۳۲۰ میلیارد تومان میرسد. این محاسبه برآوردی است و لزوماً با میزان واقعی پرداختهای بیمهای و دیه برابر نیست.
در کنار جانباختگان، هزاران نفر نیز مجروح شدهاند. شمار مصدومان تصادفات استان در سال ۱۴۰۳، هفتهزار و ۸۸۴ نفر و در سال ۱۴۰۴، هفتهزار و ۹۸۶ نفر گزارش شده است؛ در مجموع، ۱۵ هزار و ۸۷۰ نفر طی دو سال. هزینه درمان، توانبخشی، خسارت خودروها و ازکارافتادگی احتمالی مصدومان، ابعاد اقتصادی این حوادث را گستردهتر میکند.
از اصلاح جادهها تا فرهنگ رانندگی
کاهش تلفات جادهای به مجموعهای از اقدامات همزمان نیاز دارد. شناسایی و رفع نقاط حادثهخیز در محورهای منتهی به سقز، نصب گاردریلهای استاندارد، تکمیل علائم هشداردهنده، اصلاح مسیرهای پرخطر و رسیدگی به وضعیت آسفالت و شانه راه باید در اولویت قرار گیرد. همچنین نظارت بر معاینه فنی و رفع نقصهای ایمنی خودروها میتواند در کاهش احتمال تصادف و شدت پیامدهای آن نقش داشته باشد.
در کنار این اقدامات، آموزش مستمر رانندگی ایمن، کنترل سرعت، مقابله با سبقتهای خطرناک و افزایش نظارت بر تخلفات ضروری است. فراهمکردن امکانات ورزشی و تفریحی مناسب برای جوانان نیز میتواند بخشی از سیاستهای اجتماعی برای ترویج فعالیتهای سالم باشد، هرچند جایگزین اصلاح زیرساختها و اجرای مقررات نخواهد شد.
انتشار شفاف گزارشهای کارشناسی تصادفات نیز اهمیت زیادی دارد. مشخصشدن سهم عوامل انسانی، فنی و جادهای در هر حادثه، به شناسایی الگوهای تکرارشونده و اولویتبندی اقدامات پیشگیرانه کمک میکند.
تکرار عبارت «بر اثر سانحه دلخراش تصادف» در آگهیهای ترحیم نباید به اتفاقی عادی تبدیل شود. نزدیک به ۱۰ جانباخته در یک هفته در جادههای منتهی به این شهر و صدها قربانی در سطح استان طی دو سال، ضرورت اقدام فوری را یادآوری میکند. هیچ جادهای کاملاً بیخطر نیست، اما میتوان با اصلاح نقاط حادثهخیز، تکمیل پروژههای ناتمام، افزایش ایمنی خودروها و ارتقای فرهنگ رانندگی، احتمال مرگبارشدن تصادفات را کاهش داد؛ پیش از آنکه نام جوان دیگری به آگهیهای ترحیم سقز اضافه شود.




