نشست بررسی افکار و اندیشههای عبدالله ناهید (افتخار) و سبک نگارش وی در آثارش در مهاباد

عصر دوشنبه پنجم مرداد ۱۴۰۵ به دعوت مؤسسه فرهنگی اجتماعی جامی مهاباد، با حضور جمعی از اصحاب قلم و هنر، در دفتر مجله مهاباد، آثار و کتابهای عبدالله خان ناهید ملقب به افتخار، توسط شهباز محسنی، از فعالان فرهنگی، مورد بررسی و خوانش جدید قرار گرفت. از بین آثار عبدالله ناهید، محور بحث این دیدار، تنها دو کتاب «خاطرات من» و «چگونه به مریخ رفتم؟» بود.
خلاصه بحث شهباز محسنی این بود که «خاطرات من» ناهید، جدا از نقل و گزارش دیدهها و شنیدههای نویسنده در اوضاع و احوال زمان مشروطه و جنگ اول جهانی و تأثیرات آن بر کردستان و ناحیه مکریان و رقابت عشایر منطقه و …. اهمیت دیگری که دارد رویکرد نقادانه و نظریه پردازی نویسنده است به عنوان کسی که هوش ذاتی و استعداد بالا و قدرت سنجش و مقایسه موشکافانه دارد. ناهید در خاطرات مربوط به دوران تحصیلش، سیستم آموزشی آن زمان را به زیر تیغ نقد می برد و می گوید که آن سیستم وقت اطفال را از بین می برد و کلاسهای درس -که از آنها با عنوان تاریکخانه های عذاب آور نام می برد- خروجی ندارند و بچه ها در آن باسواد و توانمند بیرون نمی آیند.
محسنی افزود که این دیدگاه ناهید، از آن رو حایز اهمیت است که وی به قول امروزیها نگاهش به تعلیم و تربیت، آموزش «مسأله محور» و کاربردی بوده است که شاگرد ذهنش طوری بار بیاید که بتواند با درگیر شدن با مشکلات، بتواند گرهی از آنها را باز کند نه آنکه صرفا مطالب را حفظ کند. همچنین از بدبیاریهای خود یاد میکند که برغم علاقه و استعداد برای تحصیل در اروپا، مخالفت بزرگان خانوادهاش به علت تعصبات مذهبی و ترس از اینکه مبادا بی دین و بی عقیده شود مانع از رسیدن به آرزویش می شود.
نکته مهم دیگر در خاطراتش، بیان رقابت میان دو عشیره مکری (فیض الله بیگی) و دهبکری است. میگوید ایل ما یعنی فیض الله بیگی، مدتی است که بزرگانش و به تأسی از بزرگان طایفه، جوانانش، رفاه زده و آسایش طلب شدهاند اما دهبکریها، تازه نفساند و راحتی و آسودگی نمیشناسند. از این رو، در رقابتهای طایفهای، دهبکریها دارند گوی سبقت را از ما میربایند؛ که این دیدگاه عبدالله ناهید، با نظرات عبدالرحمن این خلدون، تمدن شناس برجسته متوفای ۸۰۸ هجری قابل مطابق است که در مقدمه دو جلدیاش بر کتاب «العبر» در بیان علل ظهور و افول تمدنها، دقیقا همین نکته را گفته است..
در ادامه این دیدار، محسنی به سفرنامه علمی تخیلی«چگونه به مریخ رفتم؟» اشاره کرد و با بازگویی چکیدهای از آن، اظهار داشت معمولا هدف از تألیف سفرنامههای تخیلی، انتقاد از اوضاع و احوال جامعه است. نویسنده، با بیان مسافرت تخیلیاش به مریخ و همراهی و هم صحبتیاش با مریخیها، اوضاع زمین و مریخ را با هم مقایسه میکند و با گزارش نظم و عدالت و عدم تبعیض و رشد و ترقی همه جانبه و حسن سلوک و آداب معاشرت در مریخ، به نقد زمین و زمینیان، و ترسیم مدینهای فاضله و جامعهای آرمانی میپردازد.
گفتنی است که این اثر عبدالله ناهید در ۱۳۰۲شمسی نوشته شده است و در این سبک نگارش، یعنی سفرنامه های علمی تخیلی، باید او را در ایران، آوانگارد و پیشگام دانست. همچنین شخصیتی به نام«محمدامین منگوری» اهل قلعه دزه و متوفای ۱۹۸۸ که زمانی کاتب محمد رشیدخان بانه بود و در کوران مسایل تاریخ معاصر بسیار نقش داشته، به تقلید از این کتاب عبدالله ناهید، منظومهای به زبان کردی سورانی با عنوان«گەشتی ئەستێرەی مەریخ» سروده است.
گفتنی است عبدالله ناهید (افتخار)، متولد ۱۲۷۰ در روستای سلیمان کندی سقز و درگذشته به سال ۱۳۲۴ شمسی است. از فعالان وقت سیاسی و اجتماعی در دوران مشروطه و جنگ اول جهانی و دوران پهلوی اول بود. سه دوره (به مدت شش سال) نماینده سقز و بانه در مجلس شورای ملی بود و مدت کوتاهی نیز فرماندار سقز. وی پسر عمه شهید قاضی محمد است، یعنی گوهرتاج خانم، همسر قاضی علی و مادر قاضی محمد، عمه وی بود. نوازنده تار و نقاش برجستهای هم بود. به مکتب نقشبندی تعلق خاطر داشت و آرامگاهش در خانقاه برهان، در جوار مرقد شیخ یوسف برهان است. این نابغه کُردستان، آثار دیگری هم تألیف کرده است با عناوین: پهلوانان گمنام، تکوین کائنات، احمد و رعنا، لغت نامه کوردی فارسی، مصاحبه با شیطان و علی چکمه سور، که متاسفانه غیر از سه اثرش یعنی پهلوانان گمنام (آنهم ناقص)، چگونه به مریخ رفتم؟ و خاطرات من، از بقیه خبری و اطلاعی نیست و معلوم نیست چگونه و توسط چه کسانی به تاراج رفته یا از بین رفتهاند. امیدواریم روزی پیدا شوند و منتشر گردند.




